شرايط مكان نمازگزار

شرايط مكان نمازگزار

 

مكان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنكه مباح باشد.

٨٦٦ كسى كه در ملك غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.

٨٦٧ نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه كسى كه منفعت ملك مال او مى‏باشد باطل است مثلا در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نكنند نمى‏شود در ملك او نماز خواند.

٨٦٨ كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.

٨٦٩ اگر در جايى كه نمى‏داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده، نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. مگر آنكه خودش غصب كرده باشد، كه در اين صورت به احتياط واجب، نمازش باطل است.

٨٧٠ اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.

٨٧١ كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.

٨٧٢ كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمى‏تواند در آن ملك تصرف كند، و نماز بخواند.

٨٧٣ اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد تصرف او در آن ملك حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد كه از مالى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.

٨٧٤ اگر صاحب ملك به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا راضى نيست نماز خواندن در ملك او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضى است نماز صحيح است.

٨٧٥ تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است‏حرام و نماز در آن باطل است مگر آنكه بدهكارى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

٨٧٦ تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است‏حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد. و نيز اگر بدهكارى او كمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند كه بدهى را بدهند، تصرفى كه غير فروختن و از بين بردن مال باشد، اشكال ندارد.

٨٧٧ اگر ميت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملك او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد.

٨٧٨ نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود كه صاحبش راضى است مشكل است ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند كه معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اينكه به‏كسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.

٨٧٩ در زمين بسيار وسيعى كه از ده دور و چراگاه حيوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشكال ندارد. و در زمينهاى زراعتى هم كه نزديك ده است و ديوار ندارد، اگر چه در مالكين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشكال ندارد.ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.

٨٨٠ شرط دوم: مكان نمازگزار بايد بى‏حركت باشد، و اگر به واسطه تنگى وقت‏يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى كه حركت دارد مانند اتومبيل و كشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى كه ممكن است بايد در حال حركت چيزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.

٨٨١ نماز خواندن در اتومبيل و كشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستاده‏اند،مانعى ندارد.

٨٨٢ روى خرمن گندم و جو و مانند اينها، كه نمى‏شود بى‏حركت ماند، نماز باطل است.

٨٨٣ در جايى كه به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند، اگر به اميد تمام كردن شروع كند، اشكال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحيح است. و در جايى كه ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نيست. و همچنين روى چيزى كه ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده، بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحيح است.

شرط سوم: آنكه در جايى كه سقف آن كوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود كه در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را بجا آورد.

٨٨٤ انسان بايد رعايت ادب را بكند، و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه‏السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد، حرام است‏ولى نماز باطل نيست.

٨٨٥ اگر در نمازى چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بى‏احترامى نشود اشكال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه‏اى كه روى آن افتاده،كافى نيست.

شرط چهارم: آنكه مكان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى كه پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد، نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلا نجس نباشد.

٨٨٦ بنابر احتياط مستحب، بايد زن عقب‏تر از مرد بايستد و جاى سجده او ازجاى ايستادن كمى عقب‏تر باشد.

٨٨٧ اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است كه نماز را دوباره بخوانند.

٨٨٨ اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد، نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.

شرط پنجم: آنكه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش ازچهار انگشت بسته پست‏تر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است كه از سرانگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلند تر نباشد.

٨٨٩ بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جايز نيست و احتياط در نماز نخواندن در آنجا است. ليكن اگر خواند، نمازش باطل نيست.

٨٩٠ نماز خواندن در جايى كه تار و مانند آن استعمال مى‏كنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.

٨٩١ در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.

٨٩٢ خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد. بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.

مكان نماز گزار

جاهايى كه نماز خواندن در آنها مستحب است
٨٩٣ در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم، و بعد مسجد كوفه، و بعد از آن مسجد بيت‏المقدس، و بعد از مسجد بيت‏المقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.

٨٩٤ براى زنها نماز خواندن در خانه، بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند كاملا خود را از نامحرم حفظ كنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.

٨٩٥ نماز در حرم امامان عليهم‏السلام مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام برابر دويست هزار نماز است.

٨٩٦ زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى كه نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.

٨٩٧ مستحب است انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.

 

جاهايى كه نماز خواندن در آنها مكروه است

٨٩٨ نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمكزار، مقابل انسان، مقابل درى كه باز است، در جاده و خيابان و كوچه اگر براى كسانى كه عبور مى‏كنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر كجا كه كوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله‏اى كه محل بول باشد، روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد،مگر آنكه روى آن پرده بكشند، در اطاقى كه جنب در آن باشد، در جايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

٨٩٩ كسى كه در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، يا كسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است.
 

احكام مسجد

٩٠٠ نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است. و هر كس بفهمد كه نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف كند. و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنكه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.

٩٠١ اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند،تطهير مسجد بر او واجب نيست. ولى اگر بى‏احترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به كسى كه مى‏تواند تطهير كند اطلاع دهد.

٩٠٢ اگر جايى از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست، بايد آنجا را بكنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمى‏آيد، خراب نمايند. و هزينه پركردن چاله و تعمير خرابى بر كسى است كه مسجد را نجس كرده است و بر اشخاصى كه براى تطهير مسجد جايى از آن را كندند يا قسمتى از آن را خراب نمودند،پر كردن جايى كه كنده‏اند و ساختن جايى كه خراب كرده‏اند، واجب نيست. ولى اگر آن كس كه نجس كرده بكند يا خراب كند، در صورت امكان بايد پر كند و تعمير نمايد.

٩٠٣ اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب، نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.

٩٠٤ نجس كردن حرم امامان عليهم‏السلام، حرام است. و اگر يكى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است. بلكه احتياط واجب آن است كه اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهير كنند.

٩٠٥ اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بكشند. ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند. و اگر كسى كه نجس كرده ببرد، بايد خودش اصلاح كند.

٩٠٦ بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است. و همچنين بردن چيزى كه نجس شده در صورتى كه بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است.

٩٠٧ اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.

٩٠٨ بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند. و همچنين نبايد صورت چيزهايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش كنند، و نقاشى چيزهايى كه روح ندارد مثل گل و بوته، مكروه است.

٩٠٩ اگر مسجد خراب هم شود، نمى‏توانند آن را بفروشند يا داخل ملك و جاده نمايند.

٩١٠ فروختن در و پنجره و چيزهايى ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد بايد در مسجد ديگر مصرف شود. ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.

٩١١ ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مى‏باشد مستحب است. و اگر مسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد، مى‏توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند. بلكه مى‏توانند مسجدى را كه خراب نشده براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند.

٩١٢ تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است. و كسى كه مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است‏خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و ته كفش خود را وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن اول پاى چپ را بگذارد. همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.

٩١٣ وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است.

٩١٤ خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به كارهاى دنيا و مشغول صنعت‏شدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد، مكروه است. و نيز مكروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد، و گمشده‏اى را طلب كند و صداى خود را بلند كند، ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.

٩١٥ راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است. و كسى كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوى دهانش مردم را اذيت ميكند، مكروه است به مسجد برود.

اهميت و تأثير نماز والدين بر نماز فرزندان

اهميت و تأثير نماز والدين بر نماز فرزندان

خانواده، مهم‏ترين واحد اجتماعي است كه در تربيت و شكل‏گيري نظام رفتاري افراد، بسيار مؤثر است. فرزندان از آغاز تولد در خانواده رشد مي‏كنند و خوب و بد را در آن محيط درك مي‏كنند. پدر، مادر و به طور كلي خانواده، ارايه دهنده اولين الگوهاي عملي فرزندان هستند كه بيش‏ترين تأثير را در آن‏ها به جا مي‏گذارد. بسياري از افكار و رفتارهاي افراد از خانواده منشأ مي‏گيرد. ويژگي‏هاي الگوي اثرگذار در پدر و مادر وجود دارد. در حالي‏كه هنوز شخصيت فرزندان شكل نگرفته و نظام ارزشي و عقيدتي آن‏ها به وجود نيامده‏است، پدر و مادر بيش‏ترين زمان را با فرزندان مي‏گذرانند و وجود رابطه عاطفي بين آن‏ها عامل بسيار مهمي در تشريح و قوام الگوپذيري است. پس خانواده در تكوين و شكل‏گيري شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارد.

نماز نيز به عنوان يكي از مهم‏ترين اعمال ديني، تحت تأثير خانواده قرار مي‏گيرد. پدر و مادر با رفتارهاي ديني خود و به كار بستن شيوه‏هاي تربيتي مناسب در نمازگزاري فرزندانشان بسيار نقش دارند. اگر خود پدر و مادر نماز بخوانند و فرزندان از آغاز اين رفتار پدر و مادر و اهتمام آن‏ها را به نماز ببينند، از رفتار آنها الگوبرداري مي‏كنند و اهل نماز مي‏شوند. البته تنها نمازگزاري والدين كافي نيست. گاه ديده مي‏شود پدر و مادر نمازخوان هستند، ولي فرزندان در نمازگزاري سست و بي‏انگيزه عمل مي‏كنند. علت اين گونه رفتارها، نبودن شيوه‏هاي تربيتي درست و بي توجهي والدين نسبت به نماز فرزندانشان است. اين نكته جنبه ديگر نقش خانواده در نمازگزاري فرزندان را روشن مي‏كند؛ يعني والدين افزون بر اين‏كه در تربيت الگويي فرزندانشان سهيم‏اند، با به‏كارگيري شيوه‏هاي تربيتي در تعميق نمازگزاري آن‏ها هم بسيار مؤثرند.

والدين، افزون بر اين‏كه بايد از شيوه‏هاي تربيتي ديني آگاه شوند، بايد در مورد نماز، شناخت كافي داشته باشند و از اسرار، احكام و فلسفه آن به طور كامل آگاه باشند؛ در غير اين صورت، نمي‏توانند مربي خوبي باشند و شيوه‏هاي تربيتي را به كار ببرند؛ چون يكي از شرايط به كار بستن آن راه‏كارها آگاهي و شناخت كامل نسبت به نماز است. با اين وجود، مي‏توان گفت كه شرايط و وظايف والدين در مورد تربيت ديني فرزندان در راستاي نمازگزاري عميق و مداوم، سه چيز است: « عامل بودن( خود والدين نماز بخوانند)، آگاهي از شيوه‏هاي تربيتي و آگاهي از معارف و احكام نماز».

در روايات نيز براي توجه به نماز و اعمال ديني اعضاي خانواده، ثواب زيادي در نظر گرفته شده است: «وقتي مؤمني از گناهان بپرهيزد و به واجبات عمل كند و خانواده خود را نيز از گناهان باز دارد و آن‏ها را به عبادت وا دارد، در قيامت زن و فرزندش به او مي‏گويند: خدا تو را جزاي خير دهد كه در دنيا به ما تعليم دادي و به آن‏چه كه مأمور بودي ما را امر كردي و از زشتي‏ها ما را نهي كردي و به سبب آن خود را نجات دادي و ما را از عذاب رهانيدي. آن‏گاه او با تمام اهل و عيالش به بهشت مي‏رود».1

پيامبران‏الهي و ائمه‏اطهار عليهم‏السلام، نسبت به‏برپايي نماز در خانواده‏شان اهميت مي‏دادند.2

پی نوشت :

1. ملافتح الله كاشانى، منهج الصادقين فى الزام المخالفين، انتشارات علميه اسلاميه، تهران، 1360، ج 9، ص 340.

2. براى مطالعه بيشتر نك: نماز در خانواده، محمد مهدى تاج لنگرودى. دفتر نشر ممتاز، چاپ دوم، زمستان 1375.     

نقش والدين در ايجاد اشتياق به «نماز» در کودکان و نوجوانان

نقش والدين در ايجاد اشتياق به «نماز» در کودکان و نوجوانان

بدون ترديد همة کودکان بالفطره استعداد پذيرش و انجام تکاليف مذهبي را دارند، اما آنچه که مهم است، چگونگي روش هاي ارائه و عرضة آئين الهي است. به ديگر سخن اگر ما بتوانيم کودکان را به نحو شايسته و مطلوب در معرض مشاهده و يادگيري رفتارها يا تکاليف مذهبي قرار دهيم، مسلما آنها به طور طبيعي و با احساس و رضايت قلبي، آن رفتارها را خواهند آموخت، چرا که اگر نيکو بنگريم مذهب عاملي است در جهت تأمين نيازهاي فطري انسان و نماز، کامل ترين پاسخ به عالي ترين نياز انسان است.

از ديدگاه روانشناسان و مربيان تعليم و تربيت، احساسات و عواطف مهم ترين نقش را در تکوين شخصيت، تنظيم هدف ها و برنامه هاي زندگي و روابط فردي و اجتماعي انسان ها دارند و پرورش احساس مذهبي کاري ظريف و حساس و در عين حال بسيار ساده و آسان است.

هرگاه شناختي که انسان نسبت به پديده ها و مسائل مختلف پيدا مي کند، توأم با احساسات ناخوشايند و نامطلوب باشد، نتيجه اي جز به وجود آمدن نگرش منفي و دلزدگي و بيزاري رواني و بازدارنده به همراه نخواهد داشت،که تغيير چنين نگرشي نيز مستلزم تلاش بسيار خواهد بود.

بنابر اين در تعليم و تربيت به طور اعم و تربيت مذهبي به طور اخص و بويژه در دوران کودکي و نوجواني، توجه به نقش خوشايندي احساس نسبت به امور مورد نظر بسيار مهم و تعيين کننده است.

با توجه به اهميت وجود احساس مذهبي در کودکان و نوجوانان، در اين نوشتار سعي مي شود به نمونه هايي از روش هاي پرورش احساس مذهبي نماز اشاره شود.

خانواده و پرورش احساس مذهبي

غالب رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري استوار است و اولين و مهم ترين پايگاه يادگيري، کانون گرم خانواده است، زيرا خمير ماية شخصيت انسان در خانواده تکوين مي يابد و نگرش ها، و رغبت ها، رفتارهاي خوشايند و ناخوشايند نسبت به پديده ها و رفتارهاي مختلف، از خانه سرچشمه مي گيرد و هر بذري که والدين در صفحة دل فرزند خود بکارند، محصول همان بذر را برداشت خواهند کرد . علي عليه السلام مي فرمايند: « إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ؛ صفحة دل نوجوان همچون زمين مستعدي است که هيچ گياهي در آن نروييده و آمادة هر نوع بذر افشاني است».[1]

برخي از روانشناسان مي گويند: «کودک در 5 تا 6 سالگي نسخة کوچک نوجواني است که بعدا خواهد شد». البته آنان هرگز نمي خواهند منکر تأثير تربيت در دورة جواني شوند، بلکه مي خواهند بر نقش و اهميت حياتي تربيت در خانواده تأکيد کنند.

از ديدگاه روان شناسي تربيتي، بسياري از رفتارهايي را که در نوجوانان و جوانان مشاهده مي کنيم، نظير: کمرويي، پرخاشگري، بي رغبتي نسبت به نماز و روزه و يا بر عکس: شادابي و سر زندگي، فعاليت و سازندگي، عشق به اقامة نماز و اهميت دادن به احکام مذهبي، غالبا متأثر از تجارب تربيتي کودک قبل از ورود به مدرسه است.

همة وجود کودکان مملو از سؤال است، سؤال از چرايي ها و چگونگي ها، اما هميشه و همة کودکان سؤالاتشان را به زبان نمي آورند. بسياري از سؤالات کودکان را بايد در سيما و چشمان نظاره گرشان جستجو نمود. به بيان ديگر حقيقت بين بودن حکم مي کند که همواره به گونه اي باشيم که گويي نگاه ما، سخن ما و رفتار ما پاسخي است به سؤال و نياز نهفتة فرزندانمان و سرمشقي است براي مشق و درس چگونه زيستنشان.

برمبناي آنچه گفته شد بايد زيباترين و خوشايندترين اوقات کودکان و نوجوانان در کانون خانواده، زماني باشد که بزرگترها، بخصوص پدر و يا مادر آمادة اقامة نماز مي شوند و با چهره اي متبسم و مهربان به نماز مي ايستند، گويي گمشده شان را يافته اند، آرام و با صلابت، متين و مطمئن و استوار با خداي خود سخن مي گويند و براي ماندن در راه حق دعا مي کنند.

هنگامي که کودکان بارها و بارها چنين حالات زيبايي را در والدين خود مشاهده کنند، در روانشان احساس بسيار لطيف و خوشايند جلوه گر مي گردد و به نماز و نمازگزار، مکان و حالات نماز علاقه مند مي شوند. بنابر اين والدين بايد لطيف ترين و عارفانه ترين حالات و زيباترين صورت را در نماز داشته باشند تا زمينة اشتياق به نماز در فرزندان فراهم شود.

تقويت احساس مذهبي از طريق يادگيري غير مستقيم

پايدارترين و در عين حال خوشايندترين يادگيري ها، يادگيري غير مستقيم يا مشاهده اي است. در اين نوع يادگيري، يادگيرنده مطابق رغبت ها و انگيزهاي خود، آگاهانه و بدون هر گونه جبر و فشار رواني، همة حواس خود را متوجه رفتار مورد نظر مي کند و با نوعي احساس خوشايند و عاري از دشواري با الگوگيري از الگوهاي رفتاري بر دانسته ها و تجارب شناختي خويش مي افزايد. هر قدر الگوهاي بزرگسال براي بچه ها مطلوب تر و محبوب تر باشند، ميزان تأثيرپذيري بيشتر و پايدارتر مي شود. بچه ها رفتار الگوهاي مطلوبشان را بسيار دوست مي دارند و مايلند که با آنها همانندسازي کنند و رفتار همسان رفتار الگوهاي خود داشته باشند. بچه ها هر قدر بيشتر پدر، مادر، دايي، خاله، عمه، عمو، و معلم خودشان را قلبا دوست داشته باشند، به صورت ارادي و غير ارادي تلاش مي کنند که رفتاري نظير رفتار آنها داشته باشند و يا به گونه اي بينديشند، بگويند، و عمل نمايند که مورد توجه و تأييد آنها باشد. اين امر يک گرايش کاملا طبيعي و فطري است. لذا اگر پدر، مادر و معلم مشتاقند که فرزندان و شاگردان؛ باورها و رفتارهاي مطلوب آنها را مورد توجه کامل قرار داده، وجودشان متصف به ويژگي هاي مورد نظر بشود، بايد در درجة اول همواره سعي کنند که رفتارشان محبت آميز باشد تا قلوب آنان را تسخير نمايند، زيرا هر اندازه پيوندهاي عاطفي ميان ايشان بيشتر باشد، همانند سازي ها افزون و افزون تر مي شود. در اين شرايط ديگر نياز چنداني به پند و اندرز و موعظة مستقيم نخواهد بود.

زماني که نوجوانان الگوهاي رفتاري مطلوب خويش را در شرايط و موقعيت هاي مختلف در حالت اقامة نماز مشاهده مي کنند، احساس خوشايندي سراسر وجودشان را فرا گرفته، عميقا نسبت به رفتار آنها کنجکاو مي شوند و با توجه به اين که خود فطرتي مستعد و نيازمند نيايش دارند، با شور و شوق و احساس زيبا و توصيف ناپذير به نماز مي ايستند.

تعظيم و تکريم نماز توسط الگوهاي رفتاري

اگر الگوهاي رفتاري بزرگسال براي ارزشها و شعاير مذهبي، بخصوص نماز اهميت فوق العاده اي قائل شوند، و در اين انديشه پايدار و ثابت قدم بمانند، کودکان و نوجوانان نسبت به نماز و اهميت آن احساس و نگرش خاصي پيدا مي کنند. وقتي که کودکان از همان سنين اوليه حياتشان بارها و بارها مشاهده مي کنند که والدين مهربان، دلسوز و محبوب آنها، در خانه، سفر، گردش، ميهماني، کار و در هر شرايط و موقعيتي به نداي اذان و اقامة نماز بيش از هر چيز ديگري اهميت مي دهند و بزرگ ترين رسالت خود را به هنگام اذان در هر شرايطي نماز خواندن و سخن گفتن با خدا مي دانند، بدون ترديد نگرش و طرز تلقي آنها نيز نسبت به نماز چنين خواهد بود.

نقل قصه ها و خاطر هاي زيبا در ارتباط با اهميت و عظمت نماز

بدون شک بيان قصه هاي لطيف و خاطره هاي زيبا و فراموش نشدني در بارة «نماز» و اهميت آن در زندگي و استفادة بهينه از هنر نمايش در به تصوير کشيدن نگرش و رفتار پيشوايان، رهبران و الگوهاي محبوب در ارتباط با نماز، مي تواند تأثيرات بسيار مؤثر و پايداري در ايجاد باز خوردهاي مطلوب نسبت به ارزش و جايگاه نماز در بين همة مردم بخصوص نوجوانان و تلطيف احساسات مذهبي آنها داشته باشد.

افزايش تجارب موفقيت آميز کودکان در خواندن نماز

کودکان بيش از همه نياز به تشويق و تأييد دارند. وقتي که کودکي روي زمين دراز مي کشد و صورتش را به سجاده و مهر مي مالد، به جاي آنکه پاي او را گرفته، حالتش را به صورت سجده بزرگسالان در آوريم، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشويق و تأييد کنيم.

تشويق باعث مي شود که اين رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و همراه با رشد ذهني و حرکتي کودک زمينة يادگيري «سجده کردن» هم فراهم گردد. اگر کودک جمله اي و يا حتي کلمه هاي از نماز را به زبان آورد بايد او را جداً مورد تشويق قرار داد. هنگامي که کودک کلمة « الله اکبر» و يا « لا اله الا الله» را بر زبان جاري مي کند، مستحق تشويق و پاداش پدر و مادر است.

توجه به توانمندي هاي کودکان و نوجوانان در اقامة نماز

در يادگيري نماز بخصوص در مورد آنهايي که به سن تکليف نرسيده اند، شايسته است توانمندي هاي کودک مورد توجه قرار گيرد، نه ناتواني ها و ضعف هاي او. تأکيد والدين و مربيان بر نکات مثبت رفتار کودکان سبب مي شود که اعتماد به نفس آنها  قوي تر شده، با احساس خود ارزشمندي، انگيزة کافي و توجه بيشتر، موضوعات و مطالب مورد نظر را بهتر بياموزند و با آمادگي و جرأت، موفق به انجام آنها شوند.

آیا نماز نخواندن پدر و مادر در زندگی فرزندانشان تأثیری دارد؟

آیا نماز نخواندن پدر و مادر در زندگی فرزندانشان تأثیری دارد؟

نماز نخواندن پدر و مادر دو اثر وضعی و تربیتی بر فرزندان می‌تواند داشته باشد. اثر تربیتی از آن جهت است که فرزندان معمولاً از اعمال والدین الگو برداری می کنند. اگر فرزندان عمل کردن به آداب و وظائف دینی را از ابتدا در محیط خانه مشاهده کنند و با آن‌ها خو بگیرند، در سنین بالاتر انجام این کارها برای آن‌ها طبیعی و آسان خواهد بود.
گاهی با برخی افراد حتی در سنین بالا برخورد می‌کنیم که با وجود اعتقاد به مبانی دینی،‌ در نماز خواندن سستی می ورزند که یکی از علت های آن می تواند راحت طلبی باشد، یعنی این قبیل افراد از ابتدا به انجام این فریضه عادت نکرده اند و به بهانه های گوناگون از آن سر باز می زنند.
اثر وضعی از این جهت است که هر گناهی آثار جسمی و روحی خاصی بر انسان می گذارد و ترک نماز یکی از گناهان بزرگی است که علاوه بر آثار عمومی، پیامدهای خاصی دارد. در روایتی رسول خدا(ص) پانزده اثر دنیوی و اخروی برای ترک نماز و سبک شمردن آن ذکر کرده اند که عبارتند از:
1ـ کم شدن برکت از عمر، 2ـ برداشتن برکت از روزی، 3ـ محو نشانة نیکوکاران از چهره، 4ـ پذیرفته نشدن عمل، 5ـ مستجاب نشدن دعا، 6ـ عدم برخورداری از دعای نیکوکاران، 7ـ با ذلت مردن، 8ـ با گرسنگی مردن، 9ـ با تشنگی از دنیا رفتن، 10ـ عذاب قبر،‌11ـ تنگی قبر،‌ 12ـ تاریکی قبر، 13ـ حساب ذلت آمیز در قیامت، 14ـ سخت گیری در حساب رسی، 15ـ عذاب اخروی.
بدیهی است که بعضی از آثار مذکور خواه ناخواه گریبانگیر فرزندان تارک الصلاه است. در حقیقت از فضای عطر آگین معنوی و آثار و برکات نماز محروم اند، ولی باید توجه داشت که این آثار وضعی و تربیتی در حد مقتضی عمل می کند، یعنی فرزندان با انجام وظیفة خود می توانند با عامل وراثت مبارزه نمایند و آثار منفی را از خود دور سازند و خداوند فرزندان را به دلیل گناه پدر یا مادر مؤاخذه نمی کند و حتی برای فرزندی که در شرایط نامساعد خانواده به نماز اهمیت می دهد، ثواب دو چندانی عنایت خواهد کرد.

منابع:سفینه البحار، ج 2، ص 44.

نماز از عبادت‌های مسلمانان و از ارکان مهم دین اسلام است

نماز از عبادت‌های مسلمانان و از ارکان مهم دین اسلام است.

 

یکی از پایه های اساسی دین مبین اسلام نماز است که به وسیله آن میتوان موجبات آرامش قلب و روح و روان را مهیا کرد .

نماز سرود توحید و یکتا پرستی است که چون سیل محکمی ما را در برابر عوامل آلوده کننده ای که در زندگی روزمره با آن مواجه هستیم محافظت می کند .

نماز یک رنگ بیداری و یک هشدار در ساعت مختلف شبانه روز است که به انسان تذکر می دهد و از او می خواهد که به شب و روزش معنا دهد و او را از بی خبری طی زمان و گذشت عمر آگاه می سازد و به او می فهماند که روزی گذشت و روزی دیگر آغاز شد . حضرت زهرا (ع) می فرمائید : نماز مبرا کننده شما زا کبر و خود پرستی است .

هنگامیکه مرد به نماز بر می خیزد شیطان می آید بنظر حسرت به او نگاه می کند زیرا می بیند که رحمت خدا او را فرا گرفته است . کسی که نمازش را سبک شمارد خوداوند بر او دشمن باشد و به نظر رحمت به او نگاه نکند .

 امام سجاد می فرمایند : هنگامیکه به نماز می ایستید طوری آنرا به جای آورید که گویی آخرین نماز را به پا می دارید . هر کس به عمد نماز را ترک کند از مرز اسلام خارج شده و به کفر رسیده است نماز وسیله پرواز مومن است به سوی خدا .

همه ی انسانها برای اینکه نماز درست به پا دارند باید احکام دین را رعایت کنند .

احکام دین شامل اصول های زیر است .

تقلید چیست ؟ مسلمانان باید رد اصول دین یقین داشته باشند و در خصوص احکام دین به مجتهد مراجعه و از او تقلید کنند

مجتهد چیست : متخصص در احکام دین را مجتهد می گویند .

حلال چیست : عملی که انجام آن جایز است .

حرام چیست : عملی که موجب گناه می گردد و نباید آنرا انجام دهد .

واجب چیست : عملی که انجام ندادن آن موجب گناه می شود .

مستحب چیست : عملی که انجام آن باعث ثواب می گردد و اگر انجام ندهیم گناه نیست مانند کمک به مستمندان

مباح چیست : عملی که انجام دادن و ندادن آن مساوی است .

مومنان برای خواندن نماز ابتدا وضو می گیرند وضو موجب پاگیزگی بدن و آرامش روح می گردد وضو گرفتن نیمی از ایمان است باید به چند نکته توجه کنید :

1-   آب وضو پاک باشد .2- مطلق نباشد 3- مباح باشد  4- ظرف آب وضو مباح باشد از طلا و نقره نباشد ، 5-اعضای بدن در موقع شستن و مسح کردن پاک باشد ، 6- به ترتیبی که گفته شده وضو گرفته شود 7- کارهای وضو پشت سر هم و بدون فاصله ایجاد شود بطوریکه جاهای قبل خشک نگردد .

خانه کعبه که در مسجد الحرام در شهر مکه (عربستان ) قرار دارد قبله است و مسلمانان باید رو به آن نماز بخواند بجز نماز مواردی است که باید رو به قبله انجام شود مانند ذبح حیوان – خواباندن بدن میت و چه بهتر که خواب و خوراک نیز رو به قبله باشد . اما چه زمانی نماز بخوانیم . نماز کلا 17 رکعت است هر رکعت زمانی دارد .

مثلا نماز صبح 2 رکعت است . نماز ظهر و عصر 8 رکعت است و نماز مغرب و عشا 7 رکعت است .

چه کسانی باید نماز بخوانند ، هر انسانی که به سن بلوغ می رسد بر او تکلیف است که رو به سوی خدا آورد و نماز به پا دارد در این زمان است که انسان تولدی دیگر یافته و پا به عرصه ملوک می گذارد و چه زیباست که این روز جشن تکلیف همه نونهالان این مقطع سنی است گرامی بداریم .

در دین مبین اسلام مراسمهای با فضیلت و پر شکوه بسیار ایجاد می شود که یکی از آنها برپایی نماز جماعت است و مستحب است که نمازهای یومیه را به جماعت خواند خصوصا بر افرادیکه نزدیک مساجد سکونت دارند .

روایت است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ثواب نمازشان بیشتر می شود بطوریکه انسان قادر به شمارش آن نمی باشد .

نماز از عبادت‌های مسلمانان و از ارکان مهم دین اسلام است. واژهٔ نماز معادل فارسی کلمه عربی صلاة یا صلوة است.نماز در نزد اهل سنت یکی از ارکان خمسه (ستون‌های پنجگانهٔ دین) و در نزد شیعیان یکی از فروع دهگانهٔ دین است.

نمازهایی که بر هر مسلمان، در هر شبانه‌روز، واجب است عبارت‌اند از: نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا. البته غیر از این نمازها، نمازهای واجب دیگری هم وجود دارند[۲].

عده‌ای از عارفان بر این باورند که تمام موجودات نیز متناسب با وضع خود در حال حمد و تسبیح خداوند هستند و به آیاتی از قرآن نظیر «و گیاه و درخت سجده می‌کنند» (به عربی: وَالنَّجْمُ وَالشجَرُ یَسجُدَانِ) ، استناد می‌ورزند.

واژه «صلاة» در عربی، به معنی «درود و تحیت»، «دعا» و همچنین «انعطاف» استبا این حال واژهٔ «نماز» واژه‌ای فارسی است که در ایران، افغانستان، بنگلادش، هند، پاکستان و ترکیه برای واژهٔ «صلاة» عربی به‌کار برده می‌شود. این واژه همچنین در زبان بنگالی، آلبانیایی، بوسنیایی و مقدونیایی، برابر صلاة به کار می‌رود.

واژه نماز به معنای خم‌شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام استبرخی منابع ریشهٔ این واژه را از واژه پارسی پهلوی «نماک» می دانند که آن هم از ریشه باستانی «نم» به معنای خم شدن و کرنش استهرچند در برخی منابع ریشهٔ واژهٔ نماز از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت آریاییان دانسته شده‌است

واجبات و مستحبات نماز

واجبات نماز

واجبات نماز یعنی کارهایی که باید در نماز انجام شود. واجبات نماز ۱۱ مورد هستند که این واجبات به دو نوع رکن و غیر رکن تقسیم می شوند. واجباتی که رکن هستند، کم یا زیاد کردن آنها چه به عمد و چه سهوا نماز را باطل می کند. واجبات رکن در نماز ۵ مورد بوده و شامل: نیّت، تکبیرة الإحرام، قیام (قیام در هنگام تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع)، رکوع و سجود می باشد. واجبات نماز از این قرارند:

  • نیت: به معنی قصد قلبی است و نیازی نیست به زبان آورده شود؛ بلکه به این معنی است که نمازگزار با هوشیاری و قصد نماز را می خواند. لازم به ذکر است که نیت در نماز بسیار مهم است و اگر مثلا کسی نماز را برای غیر خدا بخواند مانند این است که اصلا نماز نخوانده است؛ در عبادت‌های دیگر شاید اینقدر سخت‌گیری در مورد نیت نباشد.
  • قیام: به معنی ایستادن است؛ کسی که نمی‌تواند بایستد، می‌تواند نشسته و یا خوابیده نماز بخواند.
  • قرائت: در ابتدای رکعت، خواندن سوره فاتحه واجب است. در دو رکعت اول نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا همچنین واجب است که سورهٔ دیگری پس از فاتحه خوانده شود. اهل سنت خواندن بخشی از یک سوره را هم کافی می‌‌دانند.
  • رکوع: به معنی خم شدن نمازگزار است، تا این که دستها به زانو برسند. مسلمانان معمولاً در هنگام رکوع اذکاری را می‌گویند مانند سبحان الله یا سبحان ربی العظیم وبحمده
  • سجده: در این زمان، نمازگزار پیشانی، کف دست‌ها و سر انگشتان پاها را بر زمین می گذارد؛ در زمان سجده نیز اذکاری چون سبحان الله یا سبحان ربی الأعلی وبحمده گفته می‌شود.
  • ذکرهای سجده و رکوع
  • تشهد: به معنی گواهی دادن بر یکتا بودن خدا و پیامبری محمد است. این کار در رکعت‌های زوج و در رکعت پایانی، بعد از سجده انجام می‌شود. البته اشتباه نشود: در رکعت آخر نمازهای دورکعتی و چهاررکعتی، فقط یک تشهد خوانده می‌شود.
  • سلام: یعنی درود فرستادن بر پیامبر و خانواده‌اش و بر خود و بر سایر بندگان شایستهٔ خدا، در پایان نماز.
  • ترتیب: یعنی این که که کارهای نماز به ترتیب خودش انجام شود و مثلا سلام نماز در ابتدای نماز گفته نشود.
  • موالات: یعنی پی‌درپی‌بودن اجزای نماز؛ بین کارهای نماز نباید خیلی فاصله شود (معمولا حداکثر چند ثانیه).

مستحبات نماز

  • بعد از رکوع، مستحب است نمازگزار بگوید: «الله اکبر» و «سمع الله لمن حمده»
  • بعد از سجده، مستحب است نمازگزار بگوید: «الله اکبر» و «استغفرالله ربی و اتوب الیه»
  • در هنگام برخاستن از زمین، مستحب است نمازگزار بگوید: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»

شرایط نماز و نمازگزار

  • نمازگزار پیش از نماز می‌بایست، بسته به شرایط و موقعیت، وضوغسل یا تیممکرده باشد. همچنین بهتر است قبل از نماز اذان و اقامه بگوید.
  • نمازگزار، باید در هنگام خواندن نماز رو به قبله، که همان کعبه است، بایستد .
  • بدن نمازگزار باید پاک باشد. لباس نمازگزار نیز باید پاک و پوشانندهٔ عورت باشدهمچنین لباس نمازگزار نباید غصبی، از اجزای مردار، از حیوان حرام گوشت و ابریشم خاص یا طلا بافت(در مردان) باشد.
  • بر اساس دستورات اسلامی، محلی که نمازگزار در آن نماز می خواند، نباید غصبی باشد. همچنین مکان نمازگزار باید استقرار داشته باشد و امکان نمازگزاردن در آن جا وجود داشته باشد

موارد فوق شرایط و استثناهای مخصوص به خود را دارند و همچنین در شرایط و موقعیت های خاص می توانند تغییر یابند که در مذهب تشیع این موارد توسط مراجع تقلید مشخص می شوند.

 

مبطلات نماز

برخی از مواردی که نماز را باطل می‌کنند عبارتند از:

  • از بین رفتن هر کدام از شرایط نماز و نمازگزار
  • باطل شدن وضو
  • گفتن آمین بعد از حمد
  • سخن گفتن با دیگران
  • خندیدن و گریه کردن
  • خوردن و نوشیدن
  • انحراف از جهت قبله
  • کم یا زیاد کردن ارکان نماز

جشن تكليف دختران

جشن تكليف دختران

دكترزهرا معتمدي، روانشناس، مشاور و كارشناس برنامه كودك شبكه دو، در حاشيه اين مراسم، در اين مورد به خبرنگار ما گفت: «به عنوان يك روانشناس معتقدم اين سن (۹سال) سن پيش بلوغ و اين دوره، دوره آماده شدن براي دوران بلوغ است. اين تلنگري است به خانواده ها و بچه ها كه دوران جديدي را با تغييراتي اساسي تر پيش رو دارند. اين به عهده خانواده ها و مدارس است كه فقط به مواردي مثل نماز و چادر و مراسم معمول كه در اين موارد مطرح مي شود، بسنده نكنند و به مسائلي مثل گفتار و رفتار بچه ها نيز توجه كنند. مسائل اخلاقي را خانواده در كودك دروني مي كند و اين فرصت مناسبي براي توجه به اين امر است.» از جمله برنامه هاي اين مراسم، بازي بچه ها با وسايل تفريحي، كليپ و سرودهاي ساخته شده مربوط به جشن تكليف، نامه اي براي خدا، آموزش قرائت نماز و برگزاري نماز جماعت بود. هدف از برگزاري مراسم به اين شيوه از سوي برخي از مسؤولان برگزار كننده، زمينه سازي و ايجاد آمادگي در كودكان براي آغاز دوران تكليف به شكلي جذاب، شناساندن جشن تكليف همراه با بازي براي الگوبرداري ساير مراكز آموزشي و تبديل اين روز به خاطره اي خوش و به يادماندني براي كودكان شركت كننده در مراسم عنوان شد. اما اغلب بچه هاي حاضر در اين مراسم كه با خبرنگار ما گفت وگو كردند اطلاع چنداني از مكلف شدن نداشتند. برخي از آنان در پاسخ به اين سؤال كه چرا به اينجا آمده ايد، مي گفتند براي بازي و بعضي از كساني كه عنوان مي كردند براي شركت در جشن تكليف، نمي دانستند جشن تكليف چرا و با چه هدفي برگزار مي شود.

 

ديدگاه فقها درباره سن بلوغ

 

برگزاري جشن تكليف براي دختران در نه سالگي همواره از سوي برخي صاحبنظران و كارشناسان امور اجتماعي مورد بحث بوده است. برخي كارشناسان در اظهارنظر خود تعارض ميان سن تكليف و برخي قوانين ديگر را مورد توجه قرار داده اند. شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل در اين باره در كتاب «حقوق تطبيقي كودك» بطور مفصل به بحث و بررسي پرداخته و آورده است: طبق قانون سن بلوغ در دختران نه سالگي است يعني دختر در اين سال حق ازدواج دارد ولي همين فرد تا ۱۵سالگي حق شركت در انتخابات و تا ۱۸سالي حق استخدام و دريافت گذرنامه راندارد. ضمن اينكه مسؤوليت كيفري نيز براي دختران در ايران نه سالگي در نظر گرفته شده است.

 

نظر مشهور علماي شيعه درباره سن بلوغ دختران پايان نه سالگي است و بر مبناي همين اجماع نيز در قوانين سن نه سالگي در نظر گرفته شده است. اين درحالي است كه در قرآن صراحتاً سني براي بلوغ ذكر نشده است هر چند كه در روايات متعددي يافت مي شودكه براي بلوغ سن ذكر شده است مرحوم علامه طباطبايي در اين باره آورده است: بايد ديد چرا خداوند متعال براي زمان بلوغ سن تعيين نفرموده بلكه آن را به آزمايش واگذار كرده است؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد شرايط جغرافيايي جهان را در نظر گرفت. در نقاط سردسير اطفال ديرتر به حد بلوغ مي رسند و برعكس در مناطق گرمسير كودكان زودتر بالغ مي شوند و از آنجا كه دين اسلام دين همه مردم جهان است و براي مردم منطقه خاصي تشريح نشده است، بلكه افراد مختلف و نحوه تغذيه نيز در رشد آدمي مؤثر است. قدرت طفل را بر زناشويي و نكاح كه زمان بلوغ او است به آزمايش و امتحان موكول فرموده است.

 

ديدگاه متفاوت

 

بر همين اساس برخي مراجع نظري متفاوت با ديدگاه مشهور دارند. آيت الله يوسف صانعي سن بلوغ در دختران را ۱۲ سالگي مي داند و بر اين اساس معتقد است كه سن تكليف نيز براي دختران پايان ۱۳ سال قمري است. البته اين فتواي ايشان ناظر به مسائلي چون حجاب نيست. آيت الله صانعي در باره حجاب با توجه به اين فتوا مي گويد: بين فرايض و غير آن فرقي نيست ولي در مسأله حجاب خصوصيت عفت و حياي اجتماعي و مقررات آنها مسأله اي خاص و با اهميت است.

 

آيت الله جناتي: در آيات سن ذكر نشده است

آيت الله محمد ابراهيم جناتي يكي از مراجع تقليدي است كه در اين باره نوشته هاي مفصل و نظرات ويژه اي دارد. وي به خبرنگار ما مي گويد: نظر مشهور در اين باره نه سال است كه در قوانين جمهوري اسلامي نيز آمده است از ميان فقهاي شيعه فيض كاشاني به ۱۳ سال و شيخ طوسي به ۱۵ سال براي سن بلوغ معتقدند در ميان اهل تسنن نيز ابوحنيفه ۱۸ سال، مالكي ها ۱۵ سال و شافعي ها ۱۷ سال را سن بلوغ مي دانند در قوانين بين المللي نيز براي سن بلوغ ۱۸ سال ذكر شده است. در روايات هم سن هاي متفاوتي از ۹ ، ۱۰ و ۱۴ آمده است اما در قرآن در اين باره به سن خاصي اشاره نشده است. آيت الله جناتي اضافه كرد: من تمام اين مواردذكر شده را بي اساسي مي دانم و بر اين اساس نيز در رساله عمليه خود ملاك بلوغ را حيض قرار داده ام يعني تا زماني كه خون حيض مشاهده نشده بلوغ او احراز نشده است. اين مجتهد در ادامه گفت: اين زمان نيز نسبت به مناطق مختلف جغرافيايي متفاوت است مثلاً در حجاز من دختراني را ديده ام كه درنه سالگي به سن بلوغ رسيده و حتي حامله مي شوند. علاوه بر مناطق جغرافيايي نوع زندگي نيز در رسيدن به سن بلوغ مؤثر است مثلاً براساس بررسي هايي كه به عمل آمده است در تهران دختران بالاي شهر زودتر از دختران خانواده هاي فقير حيض شده و به سن بلوغ مي رسند.

«اگر اين نظر را مبنا قرار دهيم، چه سني براي مسائل اجتماعي سياسي و حقوقي تعهد آور مي شود؟» آيت الله جناتي در پاسخ به اين سؤال تصريح كرد: در آيات رشد ملاك قرار گرفته است. رشد سياسي، اجتماعي متفاوت از تكليف شرعي است. نظر ما معطوف به تكاليف شرعي است و در مسائل ديگر كارشناسان و صاحب نظران همان حوزه بايد اظهارنظر كنند.

آيت الله صادقي تهراني: بلوغ در دختران ۱۳ سالگي است

آيت الله محمدصادقي تهراني نيز در زمره كساني است كه در رساله عمليه خود سن بلوغ را نه سالگي ذكر نكرده است. وي در اين باره گفت: سن بلوغ در نخستين مرحله اش كه بلوغ عقلاني نسبت به عقايد ديني است در سن ده سالگي به طور معمول بين پسر و دختر همسان است. سن ۱۳ سالگي بلوغ توان جسمي است كه قدرت روزه گرفتن براي هر دو دست كم يكسان است زيرا اگر دختر ناتوان تر از پسر نباشد دست كم همسان اند. اين مجتهد در ادامه تصريح كرد: در مورد بلوغ جنسي ، دختران نوعاً زودتر از پسران بالغ مي شوند كه براي دختر ۱۳ سال و پسر ۱۵ سال به بالا است. پس بحث بلوغ اقتصادي و ساير جريانات اجتماعي است كه پسران زودتر ازدختران بالغ مي شوند. و ي خاطرنشان كرد: قرآن شريف مي فرمايد «و اوصي عليه هذا القرآن لانذر به و من بلغ» اين بلوغ تمام مراحل بلوغ را براي پسران و دختران چه همسان و ناهمسان در بر دارد. تفسير اين مسأله در توضيح المسائل نوين و كتاب تبصرالفقها با ادله كتاب و سنت بيان گشته است.

آيت الله گرامي: در بعضي احكام علاوه بر بلوغ، رشد لازم است

آيت الله محمدعلي گرامي يكي از مراجع تقليدي است كه مقيد به نظر مشهور مبني بر نه سالگي سن بلوغ در دختران است. وي ضمن اينكه نظرات متفاوت را اشتباه مي داند، گفت: اسلام با قراردادن سن نه سالگي براي تكاليف شرعي و بلوغ دختران خواسته است كه آنها را زودتر كنترل كند. آيت الله گرامي تصريح دارد، براي اثبات بلوغ در نه سالگي ادله فقهي محكمي وجود دارد. با اين وجود وقتي از ايشان درباره چگونگي تعميم دادن اين نظر فقهي به مسائل سياسي، اجتماعي و حقوقي سؤال كردم، خاطرنشان كرد: در بعضي احكام مانند سياست و امور اجتماعي رشد هم لازم است و از بعضي روايات هم مي شود، اين را احساس كرد. بايد گفت صرفاً مواردي كه مصلحت ايجاد كند، قابل اغماض است.

* آيت الله بجنوردي: دختران ۹ ساله بالغ نمي شوند

آيت الله بجنوردي در اين خصوص گفت: «به نظر من سن بلوغ در دخترها ۹ سال نيست بلكه بلوغ عبارت است از رشد جسمي و جنسي و با بروز علايم آن مي توان گفت فرد به سن بلوغ رسيده است.» آيت الله بجنوردي در گفت وگو با خبرنگار «ايران» افزود: «بلوغ يك امر تكويني است. قراردادي نيست كه با سن تعيين شود. در كشور ما، آن طور كه آمار گرفته اند اين سن ۱۳ تا ۱۴سال است. اين سن، باتوجه به عوامل تأثيرگذاري مثل تغذيه، آب وهوا، عوامل ژنتيكي و … در نقاط مختلف دنيا متفاوت است.» وي گفت:«قانونگذار مي تواند سني را به عنوان سن بلوغ در نظر بگيرد ولو اينكه اختلاف نظر در مورد آن باشد. اگر حكومت چيزي را بنا بگذارد و در مجلس و مجمع تشخيص مصلحت، سني با توجه به مصلحت عمومي تعيين شود، مشكلي ايجاد نخواهد شد.» ولي از ديگر سو جامعه شناسان از زاويه ديگري بر موضوع نگاه مي كند.

* نظر يك جامعه شناس

دكترسيد حسن حسيني، جامعه شناس مي گويد: «در حال حاضر با توجه به تفاوت نظر مراجع در مورد سن تكليف دختران، اين مسأله بروز مي كند كه اين موضوع، چطور قابل جمع شدن است؟» وي توضيح داد: «دختران در خانواده هايي كه پيرو مراجعي هستند كه سن تكليف دختران را ۱۳سالگي مي دانند، مي توانند حجاب نداشته باشند در حالي كه در جامعه و حوزه حكومتي بايد به تكاليف شرعي شان عمل كنند.» وي افزود: به فرض اگر ۱۳ سالگي به عنوان سن بلوغ پذيرفته شده است، شخص در حوزه خصوصي اش حجاب ندارد. اما در حوزه عمومي، اگر مواردي مثل گزينش مطرح شود، شايد اين موضوع عنوان شود كه او در ۱۲ سالگي حجاب نداشت.» حسيني گفت: «در مسائل هنجاري بايد به گونه اي عمل كرد كه كمترين عدم انسجام را به وجود آورد. در اين موارد، اجماع در نظر فقها موجب انسجام بيشتر مي شود و افراد در حوزه خصوصي و عمومي دچار مشكل نمي شوند.

جشن تکلیف چیست؟

جشن تکلیف چیست؟

 

جشن تکلیف چیست؟(قسمت اول(

 آنچه مى خوانید، مجموعه اى از نکات و یادآوریها و دانستنیهایى است که شما در آستانه تکلیف خوب است بدانید و به آنها توجه کنید.

 «تکلیف» چیست؟

وقتى پسر یا دختر به سنّ معیّنى رسیدند و بالغ شدند، به آنان «مکلّف» گفته مى شود. کسى که به سنّ تکلیف مى رسد، باید دستورهاى دینى را انجام دهد و به واجبات عمل کند و از آنچه خداوند ممنوع ساخته (یعنى محرّمات) پرهیز کند.

 خداوند، براى آنکه ما به سعادت برسیم و راه صحیح زندگى را بشناسیم، هم در وجود ما «عقل» قرار داده است و هم توسّط پیامبران «دین» فرستاده است تا با عمل به راهنماییهاى عقل و دین، انسانهایى کامل و سعادتمند شویم. این را هم باید بدانیم که آنچه را خداوند بر ما «واجب» ساخته و از ما خواسته است که عمل کنیم، کارهاى نیک و سودمند و مفید براى ما وجامعه است و آنچه را که «حرام» دانسته و از آن نهى فرموده است، کارهاى ناشایست و زیان آور است که براى جسم و روح ما ضرر دارد.

 از این جهت، کسى به سعادت مى رسد که در اجراى فرمان خدا کوشا باشد و دقیقاً دستورهاى دینى را که دستور خداوند است، انجام دهد.

 جشن تکلیف براى چیست؟

ما براى هر عید یا هر مناسبت خوب که از طرف پروردگار، نعمتى به ما رسیده باشد، جشن مى گیریم تا بدین وسیله سپاسگزارى و شکر و شادى خودمان را نشان دهیم.

 به تکلیف رسیدن، یک عید به حساب مى آید، چون از نظر عقلى و جسمى به حدّى رسیده ایم که خداوند به ما دستور مى دهد و ما خوشحالیم که خواسته ها و دستورهاى او را اطاعت کنیم و بنده شایسته او به حساب آییم و چه افتخارى از این بالاتر؟ ما با «جشن تکلیف»، نعمتهاى خدا را گرامى مى داریم و این روز بزرگ را که در آن به سنّ تکلیف رسیده ایم، بعنوان یک روز پرشکوه و خاطره اى به یادماندنى به یاد مى سپاریم.

 بعضى از دانشمندان بزرگ اسلامى هم در گذشته، روز تکلیف خود را با مراسمى که برگزار مى کردند، جشن مى گرفتند، مثل «سید بن طاووس» و به فرزندانِ خود سفارش مى کردند که این روز بزرگ را جشن بگیرند.

 خاطره جشن تکلیف، یک خاطره شیرین تربیتى و معنوى است. مناسب است که نوجوانان عزیز، تاریخ دقیق تولّد خود را بدانند، تا بتوانند روز مکلّف شدن خود را طىّ مراسمى جشن بگیرند و شادى کنند.

 شکرانه تکلیف

غیر از آنچه در مراسم «جشن تکلیف» اجرا مى شود، خوب است خود دختر یا پسرى که به سنّ تکلیف مى رسد، به شکرانه و سپاس این نعمت، چند کار انجام دهد:

 1 ـ سجده شکر براى سلامتى و نعمت تکلیف.

۲ ـ کمک به نیازمندان و دادنِ صدقه.

۳ ـ سلام دادن به فرشتگانى که همراه انسانند و کارهاى خوب و بد را مى نویسند.

۴ ـ پناه بردن به خدا از شرّ شیطان.

۵ ـ کمک خواهى از خدا و دعا براى موفقیت در انجام وظیفه.

 در «مراسم عمومى» جشن تکلیف هم باید برنامه هایى اجرا شود که حاضران را به نعمت الهى و به اهمیّت انجام وظیفه توجّه دهد و سازنده باشد.

 در این مورد، پدران و مادران و اولیا و مربّیان بیشترین سهم و وظیفه را دارند تا این خاطره تربیتى و دینى را هر چه با شکوهتر و به یاد ماندنى تر قرار دهند و به خود تازه مکلّفین هدایایى به تناسب سنّ آنان بدهند، بخصوص آنچه به انجام تکالیف دینى و بالا بردن معلومات مذهبى و فرهنگى آنان کمک کند، براى هدیه بهتر و مناسبتر است.

 شرایط تکلیف

در دین اسلام، در صورتى انسان موظّف است دستورهاى دینى و واجبات را انجام دهد و حرامها را ترک کند که شرایط زیر را داشته باشد. به اینها «شرایط تکلیف» مى گویند:

 اوّل      :   بلوغ

دوّم   :   عقل

سوّم   :   علم

چهارم   :   قدرت

 امّا توضیح مختصر درباره اینها:

«بلوغ» یعنى رسیدن به حدّى از شرایط جسمى که بتواند تکلیفهاى الهى را انجام دهد. و این نشانه هایى دارد، از جمله تمام شدن ۹ سال و وارد شدن به دهسالگى که شرط سنّى در دختران است. دختران از نظر سنّ زودتر از پسران به تکلیف مى رسند و این نوعى امتیاز براى آنان و نشان آمادگى بیشترشان است.

 

«عقل» یعنى نیروى شناخت خوب و بد که در انسان است. کسى که دیوانه و سفیه باشد، تکلیف هم ندارد. عقل، پایه همه تکلیفهاى دینى است.

 «علم» یعنى دانستن احکام خدا. کسى که حکم خدا را نداند، تکلیفى هم ندارد. البتّه انسان وظیفه دارد که احکام را یاد بگیرد و به بهانه ندانستن، نمى تواند از انجام وظایف دینى کوتاهى کند.

 «قدرت» یعنى توانایى براى انجام تکلیف; چه توانایى جسمى باشد یا مالى یا فکرى. تکلیف هر کس هم به اندازه قدرت اوست و اگر انجام وظیفه اى براى کسى ممکن نباشد، براى او واجب نیست. مثلا کسى که نتواند روزه بگیرد یا قدرت جنگیدن نداشته باشد، روزه و جهاد از عهده او برداشته مى شود. خداوند از هیچکس بیش از توانایى او تکلیفى نخواسته است.

 دین اسلام، دینى آسان و مطابق با عقل و منطق و فطرتِ انسان است و نباید با سختگیریهاى بیش از حدّ، مردم را از دین بیزار کرد.

 خداوند هم در مقابل انجام تکالیف و ترک حرامها

به انسان پاداش مى دهد، پاداشى بیشتر از عمل انسان، و این از لطف و مهربانى خداوند نسبت به بندگان است.

 ناگفته نماند که همه دستورالعملهاى دینى چه واجبات، چه حرامها و چه آنچه مستحبّ یا مکروه است، حکمت و دلیلى دارد و هیچ یک از آنها بى جهت و بى علّت نیست. خواه فلسفه و علّت آنها را بدانیم یا ندانیم. البته دانشمندان به کمک علم، راز برخى از احکام الهى را کشف کرده اند، ولى بسیارى از احکام است که چون فرمان خداوندِ حکیم و داناست، به آنها عمل مى کنیم و آنها را قبول مى کنیم، هر چند علّت آن را هنوز ندانسته باشیم.

 این را هم بدانیم که سود و زیانِ واجبات و محرّمات، تنها مربوط به جسم ما نیست، بلکه برخى از آثار تکلیفها به فکر و روان و اخلاق ما مربوط مى شود، چون انسان ترکیبى از جسم و جان است، نیازهاى او هم بعضى جسمى و بعضى روحى است. قوانین اسلام هم به هر دو جنبه جسم و روح توجّه دارد.

 نتیجه نهایى انجام تکالیف دینى و پرهیز از آنچه ممنوع و حرام است، به کمالِ انسان مربوط مى شود. یعنى مسلمانى که به همه وظایف خود عمل کند و بنده خالص و مطیع پروردگار باشد، «انسان کامل» مى شود، انسانى که مقامش از فرشتگان هم بالاتر است.

 دانستنیهاى تکلیف

یک مسلمان مکلّف، از دین خود آگاهیهاى بسیارى باید داشته باشد. معلومات مذهبى را از راه مطالعه کتب دینى یا شرکت در کلاسها و جلسات مذهبى مى توان یاد گرفت. این دانستنیها بعضى اعتقادى است، بعضى اخلاقى و بعضى عملى و رفتارى.

 در اینجا فشرده برخى از این دانستنیها براى شما بیان مى شود.

 1 ـ دانستنیهاى اعتقادى

مسائل اعتقادى را هر کس باید با دلیل بداند و بتواند ثابت کند. دین شناسى پایه اساسى زندگى درست و خداپسندانه است. معلومات دینى، بطور عمده درباره خدا، پیامبر اسلام، پیامبران، معاد، عدل، امامت، قرآن و وحى است.

 جهان، آفریده خداوند است. خداوند، داراى علم، قدرت و حکمت است و همه موجودات را طبق نظم و برنامه و هدفى آفریده است. جهان به خودى خود و تصادفى پدید نیامده است. خلقت انسان هم روى هدف و برنامه است.

 خداوند، یکتاست. شریک و مثل و مانند ندارد. جسم نیست و به چشم نمى آید. همه چیز را مى داند و هر کارى بخواهد انجام مى دهد. قدرتش بى پایان است. خداوند عادل است، به کسى ظلم نمى کند و پاداش هر کس را چه در دنیا چه در آخرت مى دهد.

 خداوند، براى شناساندن راه سعادت و رستگارى به انسانها پیامبران را فرستاده است. فرستادن پیامبران را «بعثت» گویند. پیامبران الهى، دستور از خدا مى گرفتند و دین آسمانى را به مردم مى رساندند.

 پیامبران را صد و بیست و چهار هزار نفر گفته اند که آخرین آنها پیامبر اسلام حضرت محمد «ص» است. عقیده به پیامبران را «نبوّت» گویند.

 پیامبر «معصوم»اند، یعنى از هر گناه و خطا و اشتباهى دورند. اطاعت آنان واجب است. نام تعدادى از پیامبران در قرآن آمده است.

 قرآن کتاب آسمانى مسلمانان است که از سوى خدا بر پیامبر ما نازل شده و دست نخورده باقى مانده و به دست ما رسیده است. پیامبران اولوالعزم که صاحب کتاب بودند، عبارتند از حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و حضرت محمد (علیهم السلام).

 پس از درگذشت پیامبر اسلام «ص»، وظیفه ادامه راه او و بیان اسلام و هدایت مردم بر عهده امامان است. امامان ما معصوم اند و اطاعتشان واجب است.

 عقیده به ادامه راه نبوّت توسّط امامان را «امامت» گویند. انتخاب امام نیز، مثل برگزیدن پیامبر، از سوى خداست. پیامبر اسلام، به فرمان خدا جانشین خود را در روز «غدیرِخُم» به مسلمانان معرّفى کرد. امامان همه از دودمان پاک پیامبرند و ما پیروان اهل بیت «ع» به آنان عقیده داریم. نامهاى مقدس آنان عبارت است از:

 اول ـ حضرت على «ع»

دوم ـ امام حسن مجتبى «ع»

سوم ـ امام حسین «ع»

چهارم ـ امام سجّاد، على بن الحسین «ع»

پنجم ـ امام محمد باقر «ع»

ششم ـ امام جعفر صادق «ع»

هفتم ـ امام موسى کاظم «ع»

هشتم ـ امام رضا «ع»

نهم ـ امام محمد تقى (جواد) «ع»

دهم ـ امام على النقى (هادى) «ع»

یازدهم ـ امام حسن عسکرى «ع»

دوازدهم ـ امام مهدى «ع»

 امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان «ع» زنده است. او در سال ۲۶۰ هجرى به دنیا آمد. پس از رحلت پدرش، از نظرها پنهان بود. مدّت ۶۹ سال توسّط چهار نماینده مخصوص با مردم ارتباط داشت که به آنان «نُوّاب اربعه» گویند. این مدّت به نام «غیبت صغرى» معروف است.

 از سال ۳۲۹ هجرى امام زمان «ع» بطور کلّى از چشمها غایب شد و نماینده خاصّى نداشت. در این دوران، علماى دینى و فقهاى داراى شرایط، نایب آن حضرت اند. این دوران را که تا کنون ادامه یافته و تا زمان ظهور امام عصر «ع» ادامه خواهد داشت، «غیبت کبرى» گویند.

 وقتى آن حضرت ظهور کند، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. در عصر غیبت امام زمان، مردم باید از فقها پیروى کنند و با اصلاح خود و جامعه و تشکیل حکومتِ شایسته و اسلامى، زمینه آمدن آن حضرت را فراهم کنند.

 «معاد»، یکى دیگر از مسائل اعتقادى است، یعنى اینکه ما پس از مردن، دوباره زنده خواهیم شد تا به کارهاى خوب و بد ما رسیدگى شود. آن روز حسابرسى را «قیامت» یا «رستاخیز» گویند.

 چنین روزى حتمى است. هم وعده خداست و هم گفته پیامبران و رسول خدا. آیات فراوانى در قرآن است که جزئیات روز قیامت را بیان مى کند. عقل ما هم همین را مى فهمد.

 اگر بنا باشد که خوبان و بدان یکسان باشند و هیچ فرقى میان بندگانِ خوب و یکتاپرست، با انسانهاى مشرک و ظالم و گناهکار نباشد، این خلاف عدالتِ خداوند است.

 در قیامت، افراد خوب به «بهشت» مى روند و افراد بد به «جهنّم». در بهشت، همه نوع نعمتها و لذّتها و هر چه دل انسان بخواهد فراهم است و پاداش خداوند به نیکوکاران است. در جهنّم هم افراد به کیفر گناهان خود مى رسند و عذاب الهى آنان را فرامى گیرد و در شعله هاى آتش مى سوزند.

 برپایى قیامت، آخرِ این جهان است و پس از برپایى قیامت، ابدیّت و همیشگى است. نیکان همیشه در بهشتند و ستمکاران و مجرمان همیشه در عذاب دوزخ خواهند بود.

 2 ـ دانستنیهاى اخلاقى

صفات اخلاقى خوب را «فضایل اخلاقى» گویند و به صفات ناپسند، «رذایل اخلاقى» گویند. پیامبر اسلام «ص» برانگیخته شده است تا مردم را از نظر اخلاق، تربیت کند و به کمال برساند. کسى که «خودساخته» نباشد و صفات و اخلاق بد را از خود ریشه کن نکرده باشد، همیشه طعمه شیطان است و به گناهان مختلف کشیده مى شود.

 گاهى جوانان به «چشم چرانى» و نگاه به نامحرم مى پردازند. گاهى هم دختران، حجاب را رعایت نمى کنند، هم خود مرتکب گناه مى شوند، هم جوانان را به گناه مى کشند. عفاف و پاکدامنى براى یک مسلمان از بزرگترین ارزشها به حساب مى آید. هر دختر باید بکوشد تا عفیف و پاک و خداترس باشد و به کمک ایمان به خدا و ترس از قیامت، از گناهان و رذایل اخلاقى بپرهیزد.

 «حیا» یکى دیگر از ارزشهاى اخلاقى است که یک نوجوان را از آلوده شدن به گناه و رابطه هاى حرام، نگاه مى دارد. کسى که از خدا شرم نکند، ممکن است به هر آلودگى اخلاقى گرفتار شود.

 خوب است با مطالعه زندگى بزرگان و انسانهاى وارسته، فضیلتهاى اخلاقى را در خودمان ایجاد کنیم و زشتیها را از دل و از رفتار خویش، دور سازیم.