مکان نمازگزار باید به شرایط زیر باشد

مکان نمازگزار باید به شرایط زیر باشد

شرط اوّل ـ مباح بودن

احتیاط واجب آنست که مکان نمازگزار مباح باشد، بنابراین کسى که درملک غصبى یا روى فرش یا تخت غصبى نماز مى خواند نمازش اشکال دارد، همچنین نماز در ملکى که منفعت آن متعلّق به دیگرى است (مثل این که در اجاره اوست) که نماز خواندن در آن بدون اجازه مستأجر اشکال دارد، همچنین در ملکى که مورد تعلّق حقّ دیگرى است، مثل این که میّت وصیّت کرده که ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى که ثلث را جدا نکنند نمى توان در آن ملک نماز خواند.

مسأله 793ـ کسى که در مسجد نشسته اگر دیگرى جاى او را غصب کند و در آن نماز بخواند بنابر احتیاط واجب باید نمازش را اعاده کند.

مسأله 794ـ هرگاه در جایى نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد غصبى است نمازش صحیح است، همچنین اگر غصبى بودن جایى را مى دانست امّا فراموش کرد و بعداً به خاطرش آمد، ولى اگر خود غاصب فراموش کند و نماز بخواند نمازش اشکال دارد.

مسأله 795ـ هرگاه بداند مکانى غصبى است، امّا این مسأله را که نباید در جاى غصبى نماز بخواند نمى دانست، هرگاه در آنجا نماز بخواند بنابر احتیاط واجب نمازش را اعاده کند.

مسأله 796ـ کسى که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند چنانچه مرکب یا صندلى و زین آن غصبى باشد و مجبور نباشد بر آن مرکب نماز بخواند نماز او اشکال دارد، همچنین است اگر بخواهد در حال اختیار نماز مستحبّى را سواره بخواند.

مسأله 797ـ کسى که با دیگرى در ملکى شریک است اگر سهم او جدا نباشد بدون اجازه شریکش نمى تواند در آن ملک تصرّف کند و نماز بخواند.

مسأله 798ـ اگر با پولى که خمس و زکات آن را نداده ملکى بخرد، تصرّف او در آن ملک حرام است و نمازش هم در آن اشکال دارد، همچنین است اگر به ذمّه بخرد امّا هنگام خریدن قصدش این باشد از مالى که خمس یا زکاتش را نپرداخته پول آن را بپردازد که بنابر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کند.

[155]

مسأله 799ـ هرگاه رضایت صاحب ملک از قرائن روشن و قطعى باشد نماز خواندن در آن ملک اشکالى ندارد، هرچند به زبان نگوید و بعکس اگر با زبان اجازه دهد امّا بداند قلباً راضى نیست نمى تواند نماز بخواند.

مسأله 800ـ تصرّف و نماز خواندن در ملک میّتى که خمس یا زکات بدهکار است حرام است، مگر آن که بدهى او را بدهند.

مسأله 801ـ تصرّف و نماز خواندن در ملک میّتى که به مردم بدهکار است با اجازه ورثه مانعى ندارد، مگر این که آن تصرّف مزاحم حقّ طلبکاران گردد.

مسأله 802ـ هرگاه بعضى از ورثه میّت، صغیر یا دیوانه یا غایب باشند تصرّف در ملک آنها و نماز در آن حرام است، ولى تصرّفات جزیى که براى برداشتن میّت معمول است اشکال ندارد.

مسأله 803ـ نماز خواندن در مسافرخانه ها و حمّامها و مانند آن براى مسافران و مشتریان که طبق متعارف وارد آنجا مى شوند اشکال ندارد، ولى در اماکن خصوصى بدون اجازه مالک جایز نیست، مگر آن که اجازه تصرّفى بدهد که معلوم شود براى نماز خواندن نیز راضى است مثل این که کسى را به ناهار یا شام یا استراحت دعوت کند که مسلّماً براى نماز نیز رضایت دارد.

مسأله 804ـ در زمینهاى بزرگ زراعتى و غیر زراعتى که دیوار ندارد و زراعتى فعلاً در آن نیست نماز خواندن و نشستن و خوابیدن و تصرّفات جزئى اشکال ندارد، خواه نزدیک شهر و روستا باشد یا دور از آن و خواه مالکین آن صغیر باشند یا کبیر، ولى اگر صاحبش صریحاً بگوید راضى نیستم یا بدانیم قلباً راضى نیست تصرّف در آن حرام و نماز نیز اشکال دارد.

شرط دوم ـ استقرار

مسأله 805ـ اگر مکان نمازگزار متحرّک باشد بطورى که نتواند کارهاى نماز را بطور عادى انجام دهد، نماز او باطل است بنابراین، نماز خواندن در کشتى و قطار و مانند

[156]

آن اگر بتواند کارهاى نماز را صحیح انجام دهد اشکال ندارد و اگر از جهت تنگى وقت یا ضرورت دیگرى ناچار باشد نماز را در کشتى و اتومبیل و مانند آن بخواند و قبله دائماً در حال تغییر باشد باید تا آنجا که مى تواند به طرف قبله برگردد و در حال برگشتن به سوى قبله چیزى نخواند.

مسأله 806ـ نماز خواندن روى خرمن گندم و جو و مانند اینها که مقدارى حرکت دارد جایز است به شرط این که بتواند واجبات نماز را انجام دهد.

مسأله 807ـ در جایى که به واسطه احتمال باد و باران یا فشار جمعیّت و مانند آن اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کنداگر به امید تمام کردن شروع کند و به مانعى برخورد ننماید نمازش صحیح است.

مسأله 808ـ در جایى که ماندن در آن حرام است (مثلاً جایى که خطر خراب شدن سقف، یا ریزش کوه و آمدن سیلاب دارد) باید نماز نخواند و اگر بخواند احتیاط واجب اعاده آن است، همچنین روى چیزى که ایستادن و نشستن بر آن حرام است مانند فرشى که نام خدا بر آن نوشته شده است.

شرط سوم ـ توانائى انجام واجبات در آن محل.......

مسأله 809ـ بایددر جایى نماز بخواندکه بتواند واجبات راانجام دهد، پس در جایى که سقف آن کوتاه است ونمى تواند بایستد یاجاى رکوعوسجود ندارد نمازباطل است.

مسأله 810ـ شایسته است انسان رعایت ادب کند و جلوتر از قبر پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و امام(علیه السلام)، نماز نخواند و در صورتى که نماز خواندن هتک و بى احترامى باشد حرام است و نماز هم اشکال دارد، در غیر این صورت نماز باطل نیست.

شرط چهارم ـ تقدّم مرد بر زن

مسأله 811ـ باید در نماز، زن عقب تر از مرد بایستد و جاى سجده او از جاى

[157]

سجده مرد کمى عقب تر باشد و الاّ نماز باطل است در این حکم محرم و غیر محرم تفاوتى ندارند، ولى اگر میان مرد و زن دیوار یا پرده و مانند آن باشد، یا به اندازه ده ذراع (تقریباً 5 متر) فاصله باشد اشکال ندارد.

مسأله 812ـ اگر زن در کنار مرد یا جلوتر بایستد و باهم وارد نماز شوند نمازهر دو باطل است، امّا اگر یکى قبلاً وارد نماز شده، نماز او صحیح و نمازدومى باطل است.

شرط پنجم ـ بلندتر نبودن محلّ پیشانى از جاى ایستادن

مسأله 813ـ باید محلّ پیشانى نمازگزار از جاى ایستادن او به اندازه اى بلند نباشد که از صورت سجده بیرون رود و احتیاط واجب آن است بیش از چهار انگشت بسته بلند تر یا پست تر نباشد.

مسأله 814ـ بودن مرد با زن نامحرم در جاى خلوت که دیگرى نمى تواند به آنجا وارد شود اشکال دارد و احتیاط واجب ترک آن است و نماز خواندن در آنجا نیز اشکال دارد، همچنین نماز خواندن در محلّى که مجلس گناه است مثلاً در آنجا شراب مى نوشند، قمار مى زنند یا غیبت مى کنند.

مسأله 815ـ احتیاط واجب آن است که نماز واجب را در خانه کعبه نخوانند، ولى نماز مستحب اشکال ندارد، بلکه مستحبّ است در داخل خانه کعبه در مقابل هر زاویه اى دو رکعت نماز بخوانند، ولى نماز بر پشت بام کعبه خواه واجب یا مستحب اشکال دارد.

شرايط مكان نمازگزار

شرايط مكان نمازگزار

 

مكان نمازگزار چند شرط دارد: شرط اول: آنكه مباح باشد.

٨٦٦ كسى كه در ملك غصبى نماز مى‏خواند، اگر چه روى فرش و تخت و مانند اينها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زير سقف غصبى و خيمه غصبى، مانعى ندارد.

٨٦٧ نماز خواندن در ملكى كه منفعت آن مال ديگرى است بدون اجازه كسى كه منفعت ملك مال او مى‏باشد باطل است مثلا در خانه اجاره‏اى اگر صاحب خانه يا ديگرى بدون اجازه كسى كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند نمازش باطل است و همچنين است اگر در ملكى كه ديگرى در آن حق دارد نماز بخواند مثلا اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفى برسانند تا وقتى ثلث را جدا نكنند نمى‏شود در ملك او نماز خواند.

٨٦٨ كسى كه در مسجد نشسته، اگر ديگرى جاى او را غصب كند و در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد دوباره نمازش را در محل ديگرى بخواند.

٨٦٩ اگر در جايى كه نمى‏داند غصبى است، نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايى كه غصبى بودن آن را فراموش كرده، نماز بخواند، و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. مگر آنكه خودش غصب كرده باشد، كه در اين صورت به احتياط واجب، نمازش باطل است.

٨٧٠ اگر بداند جايى غصبى است ولى نداند كه در جاى غصبى نماز باطل است، و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل است.

٨٧١ كسى كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سوارى يا زين آن غصبى باشد، نماز او باطل است و همچنين است اگر بخواهد سواره نماز مستحبى بخواند.

٨٧٢ كسى كه در ملكى با ديگرى شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمى‏تواند در آن ملك تصرف كند، و نماز بخواند.

٨٧٣ اگر با عين پولى كه خمس و زكات آن را نداده ملكى بخرد تصرف او در آن ملك حرام و نمازش هم در آن باطل است. و همچنين است اگر به ذمه بخرد و در موقع خريدن قصدش اين باشد كه از مالى كه خمس يا زكاتش را نداده بدهد.

٨٧٤ اگر صاحب ملك به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا راضى نيست نماز خواندن در ملك او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضى است نماز صحيح است.

٨٧٥ تصرف در ملك ميتى كه خمس يا زكات بدهكار است‏حرام و نماز در آن باطل است مگر آنكه بدهكارى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند.

٨٧٦ تصرف در ملك ميتى كه به مردم بدهكار است‏حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد. و نيز اگر بدهكارى او كمتر از مالش باشد و ورثه هم تصميم داشته باشند كه بدهى را بدهند، تصرفى كه غير فروختن و از بين بردن مال باشد، اشكال ندارد.

٨٧٧ اگر ميت قرض نداشته باشد، ولى بعضى از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند، تصرف در ملك او حرام، و نماز در آن باطل است. ولى تصرفات جزئى كه براى برداشتن ميت معمول است، اشكال ندارد.

٨٧٨ نماز خواندن در مسافر خانه و حمام و مانند اينها كه براى واردين آماده است اشكال ندارد و اگر وثوق پيدا نشود كه صاحبش راضى است مشكل است ولى در غير اين قبيل جاها، در صورتى مى‏شود نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد، يا حرفى بزند كه معلوم شود، براى نماز خواندن اذن داده است مثل اينكه به‏كسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مى‏شود براى نماز خواندن هم اذن داده است.

٨٧٩ در زمين بسيار وسيعى كه از ده دور و چراگاه حيوانات است، اگر چه صاحبانش راضى نباشند، نماز خواندن و نشستن و خوابيدن در آن اشكال ندارد. و در زمينهاى زراعتى هم كه نزديك ده است و ديوار ندارد، اگر چه در مالكين آنها صغير و ديوانه باشد، نماز و عبور و تصرفات جزئى اشكال ندارد.ولى اگر يكى از صاحبانش ناراضى باشند، تصرف در آن حرام و نماز باطل است.

٨٨٠ شرط دوم: مكان نمازگزار بايد بى‏حركت باشد، و اگر به واسطه تنگى وقت‏يا جهت ديگر ناچار باشد در جايى كه حركت دارد مانند اتومبيل و كشتى و ترن نماز بخواند، به قدرى كه ممكن است بايد در حال حركت چيزى نخواند، و اگرآنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.

٨٨١ نماز خواندن در اتومبيل و كشتى و ترن و مانند اينها، وقتى ايستاده‏اند،مانعى ندارد.

٨٨٢ روى خرمن گندم و جو و مانند اينها، كه نمى‏شود بى‏حركت ماند، نماز باطل است.

٨٨٣ در جايى كه به واسطه احتمال باد و باران و زيادى جمعيت و مانند اينها اطمينان ندارد كه بتواند نماز را تمام كند، اگر به اميد تمام كردن شروع كند، اشكال ندارد. و اگر به مانعى برنخورد، نمازش صحيح است. و در جايى كه ماندن در آن نماز نخواند، ولى اگر خواند نماز باطل نيست. و همچنين روى چيزى كه ايستادن و نشستن روى آن حرام است، مثل فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده، بايد نماز نخواند، ولى اگر خواند، صحيح است.

شرط سوم: آنكه در جايى كه سقف آن كوتاه است و نمى‏تواند در آنجا راست بايستد، يا به اندازه‏اى كوچك است كه جاى ركوع و سجود ندارد، نماز نخواند. و اگر ناچار شود كه در چنين جايى نماز بخواند، بايد به قدرى كه ممكن است قيام و ركوع و سجود را بجا آورد.

٨٨٤ انسان بايد رعايت ادب را بكند، و جلوتر از قبر پيغمبر و امام عليه‏السلام نماز نخواند. چنانچه نماز خواندن بى‏احترامى باشد، حرام است‏ولى نماز باطل نيست.

٨٨٥ اگر در نمازى چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بى‏احترامى نشود اشكال ندارد، ولى فاصله شدن صندوق شريف و ضريح و پارچه‏اى كه روى آن افتاده،كافى نيست.

شرط چهارم: آنكه مكان نمازگزار اگر نجس است به طورى تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد، ولى جايى كه پيشانى را بر آن مى‏گذارد اگر نجس باشد در صورتى كه خشك هم باشد، نماز باطل است، و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلا نجس نباشد.

٨٨٦ بنابر احتياط مستحب، بايد زن عقب‏تر از مرد بايستد و جاى سجده او ازجاى ايستادن كمى عقب‏تر باشد.

٨٨٧ اگر زن برابر مرد يا جلوتر بايستد، و با هم وارد نماز شوند، بهتر آن است كه نماز را دوباره بخوانند.

٨٨٨ اگر بين مرد و زن، ديوار يا پرده يا چيز ديگرى باشد، نمازشان صحيح است، و احتياط مستحب هم در دوباره خواندن نيست.

شرط پنجم: آنكه جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوهاى او، بيش ازچهار انگشت بسته پست‏تر يا بلندتر نباشد، و احتياط واجب آن است كه از سرانگشتان پا هم بيشتر از اين پست و بلند تر نباشد.

٨٨٩ بودن مرد و زن نامحرم در جاى خلوت، جايز نيست و احتياط در نماز نخواندن در آنجا است. ليكن اگر خواند، نمازش باطل نيست.

٨٩٠ نماز خواندن در جايى كه تار و مانند آن استعمال مى‏كنند باطل نيست ولى گوش دادن به آنها حرام است.

٨٩١ در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولى در حال ناچارى مانع ندارد.

٨٩٢ خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد. بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنى دو ركعت نماز بخوانند.

مكان نماز گزار

جاهايى كه نماز خواندن در آنها مستحب است
٨٩٣ در شرع مقدس اسلام بسيار سفارش شده است كه نماز را در مسجد بخوانند. و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم، و بعد مسجد كوفه، و بعد از آن مسجد بيت‏المقدس، و بعد از مسجد بيت‏المقدس مسجد جامع هر شهر، و بعد از آن مسجد محله، و بعد از مسجد محله مسجد بازار است.

٨٩٤ براى زنها نماز خواندن در خانه، بلكه در صندوقخانه و اطاق عقب بهتر است، ولى اگر بتوانند كاملا خود را از نامحرم حفظ كنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند.

٨٩٥ نماز در حرم امامان عليهم‏السلام مستحب، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام برابر دويست هزار نماز است.

٨٩٦ زياد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدى كه نمازگزار ندارد، مستحب است.و همسايه مسجد اگر عذرى نداشته باشد، مكروه است در غير مسجد نماز بخواند.

٨٩٧ مستحب است انسان با كسى كه در مسجد حاضر نمى‏شود، غذا نخورد و در كارها با او مشورت نكند، و همسايه او نشود، و از او زن نگيرد و به او زن ندهد.

 

جاهايى كه نماز خواندن در آنها مكروه است

٨٩٨ نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمكزار، مقابل انسان، مقابل درى كه باز است، در جاده و خيابان و كوچه اگر براى كسانى كه عبور مى‏كنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر كجا كه كوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله‏اى كه محل بول باشد، روبروى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد،مگر آنكه روى آن پرده بكشند، در اطاقى كه جنب در آن باشد، در جايى كه عكس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

٨٩٩ كسى كه در محل عبور مردم نماز مى‏خواند، يا كسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد كافى است.
 

احكام مسجد

٩٠٠ نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد حرام است. و هر كس بفهمد كه نجس شده است، بايد فورا نجاست آن را برطرف كند. و احتياط واجب آن است كه طرف بيرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند. و اگر نجس شود، نجاستش را برطرف نمايند، مگر آنكه واقف آن را جزو مسجد قرار نداده باشد.

٩٠١ اگر نتواند مسجد را تطهير نمايد، يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند،تطهير مسجد بر او واجب نيست. ولى اگر بى‏احترامى به مسجد باشد، بنابر احتياط واجب بايد به كسى كه مى‏تواند تطهير كند اطلاع دهد.

٩٠٢ اگر جايى از مسجد نجس شود كه تطهير آن بدون كندن يا خراب كردن ممكن نيست، بايد آنجا را بكنند، يا اگر خرابى زياد لازم نمى‏آيد، خراب نمايند. و هزينه پركردن چاله و تعمير خرابى بر كسى است كه مسجد را نجس كرده است و بر اشخاصى كه براى تطهير مسجد جايى از آن را كندند يا قسمتى از آن را خراب نمودند،پر كردن جايى كه كنده‏اند و ساختن جايى كه خراب كرده‏اند، واجب نيست. ولى اگر آن كس كه نجس كرده بكند يا خراب كند، در صورت امكان بايد پر كند و تعمير نمايد.

٩٠٣ اگر مسجدى را غصب كنند و به جاى آن خانه و مانند آن بسازند كه ديگر به آن مسجد نگويند، باز هم بنابر احتياط واجب، نجس كردن آن حرام و تطهير آن واجب است.

٩٠٤ نجس كردن حرم امامان عليهم‏السلام، حرام است. و اگر يكى از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بى‏احترامى باشد، تطهير آن واجب است. بلكه احتياط واجب آن است كه اگر بى‏احترامى هم نباشد، آن را تطهير كنند.

٩٠٥ اگر حصير مسجد نجس شود، بنابر احتياط واجب بايد آن را آب بكشند. ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مى‏شود و بريدن جاى نجس بهتر است، بايد آن را ببرند. و اگر كسى كه نجس كرده ببرد، بايد خودش اصلاح كند.

٩٠٦ بردن عين نجس مانند خون در مسجد اگر بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است. و همچنين بردن چيزى كه نجس شده در صورتى كه بى‏احترامى به مسجد باشد حرام است.

٩٠٧ اگر مسجد را براى روضه خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب چاى در آن ببرند، در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.

٩٠٨ بنابر احتياط واجب مسجد را به طلا نبايد زينت نمايند. و همچنين نبايد صورت چيزهايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد در مسجد نقش كنند، و نقاشى چيزهايى كه روح ندارد مثل گل و بوته، مكروه است.

٩٠٩ اگر مسجد خراب هم شود، نمى‏توانند آن را بفروشند يا داخل ملك و جاده نمايند.

٩١٠ فروختن در و پنجره و چيزهايى ديگر مسجد حرام است، و اگر مسجد خراب شود، بايد اينها را صرف تعمير همان مسجد كنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد بايد در مسجد ديگر مصرف شود. ولى اگر به درد مسجدهاى ديگر هم نخورد مى‏توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمير همان مسجد و گرنه صرف تعمير مسجد ديگر نمايند.

٩١١ ساختن مسجد و تعمير مسجدى كه نزديك به خرابى مى‏باشد مستحب است. و اگر مسجد طورى خراب شود كه تعمير آن ممكن نباشد، مى‏توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند. بلكه مى‏توانند مسجدى را كه خراب نشده براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند.

٩١٢ تميز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است. و كسى كه مى‏خواهد مسجد برود، مستحب است‏خود را خوشبو كند و لباس پاكيزه و قيمتى بپوشد و ته كفش خود را وارسى كند كه نجاستى به آن نباشد. و موقع داخل شدن به مسجد اول پاى راست و موقع بيرون آمدن اول پاى چپ را بگذارد. همچنين مستحب است از همه زودتر به مسجد آيد و از همه ديرتر از مسجد بيرون رود.

٩١٣ وقتى انسان وارد مسجد مى‏شود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است.

٩١٤ خوابيدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت كردن راجع به كارهاى دنيا و مشغول صنعت‏شدن و خواندن شعرى كه نصيحت و مانند آن نباشد، مكروه است. و نيز مكروه است آب دهان و بينى و اخلاط سينه را در مسجد بيندازد، و گمشده‏اى را طلب كند و صداى خود را بلند كند، ولى بلند كردن صدا براى اذان مانعى ندارد.

٩١٥ راه دادن بچه و ديوانه به مسجد مكروه است. و كسى كه پياز و سير و مانند اينها خورده كه بوى دهانش مردم را اذيت ميكند، مكروه است به مسجد برود.