ارمغان‌های نماز اول وقت برای مؤمنان

ارمغان‌های نماز اول وقت برای مؤمنان

 

خداوند متعال با حضرت موسی تکلم می‌کرد، موسی فرمود: خدای من! کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا می‌کنم و بهشتم را برایش مباح می‌گردانم.
 
به گزارش فارس، اسلام برای رسیدن انسان‌ها به تعالی و برخورداری آنان از پیشرفت مادی و معنوی، اهمیت زیادی برای مسئله وقت در عبادات قائل شده است تا با رعایت آن، تمرین وقت‌شناسی کنند و در کارهای دیگر زندگی، نیز اولویت‌ها و نظم زمانی را مراعات کنند. مثلا صحت روزه را در گروی رعایت دقیق وقت آن قرار داده است به نحوی که پرسشگر باید روی ثانیه‌ها نیز حساب کند قرآن در مورد نماز می‌گوید: «إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ کِتابًا مَوْقُوتًا»؛ «همانا نماز، بر مؤمنان، فرضی محدود به وقت است».
 
هر قدر که نماز اول وقت به تأخیر بیفتد، از فضیلت آن کاسته می‌شود تا جایی که باید خدا نمازگزار آخر وقت را بیامرزد و از قصور او در گذرد، هر چند مسئله وقت، در روح عبادت و رابطه انسان با خدا مؤثر نیست، ولی مسلمان را چنان تربیت می‌کند که ارزش وقت را بداند و زمان‌شناس بار آید، لحظه لحظه عمر را غنیمت شمارد و از آنها بهره بردارد.
 
به راستی از خود پرسیده‌ایم که تأکید بر نماز اول وقت در واقع تأکید بر همه جانبه بودن سازندگی نماز است؟ آیا عبدی که چون معبودش او را فراخواند، بلا درنگ به سویش می‌شتابد و بنده گوش به فرمان اوست، نزد او محبوب‌تر نیست؟ باید توجه داشت که هر کدام از نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشاء، علاوه بر وقت اختصاصی و اشتراکی، دارای وقت فضیلت‌اند.
 
امام صادق (ع) فرمودند: «الصلوةُ تستحبُّ فی اَوَّلِ الأَوقاتِ»، خواندن نماز در اول وقت و در اولین فرصت، کاری مستحب و پاداش افزاست. (بحارالانوار، جلد 80، صفحه 13)
 
همچنین از آن حضرت روایت شده است که «برای هر یک از نمازهای پنجگانه، دو وقت است، یکی ابتدای آن و دیگری انتهای آن، به جای آوردن نماز در اول وقت آن، فضیلت بیشتری دارد. زیرا اجرای وظیفه در برابر آفریدگار بر انجام کار آفریده‌هایش مقدم است، اول فریضه الهی، سپس کارهای جاری زندگی، هیچ کس حق ندارد آخر وقت را برای نماز خود انتخاب کند، مگر سببی بر آن باشد، آخر وقت، برای بیمار دردمند و دارنده عذر است. نماز اول وقت، خشنودی کردگار است و نماز آخر وقت، آمرزش وی، کسی که نماز را بر اثر مشغله‌های زیاد، در آخر وقت آن می‌خواند، باید بداند: فضیلت و بهره‌های نماز اول وقت را از کف داده است، از زن و فرزندی که برای آنها کار و کوشش می‌کند و دارایی که برای گرد کردنش می‌کوشد، ارزش بهتری دارد».

 برآورده شدن خواسته‌ها از دیگر اثرات و برکات خواندن نماز اول وقت است، چنان‌چه حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(ع) روایت می‌کند که فرمودند: «خداوند متعال با حضرت موسی تکلم کرد، حضرت موسی فرمود: خدای من! کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا می‌کنم و بهشتم را برایش مباح می‌گردانم». (بحارالانوار، جلد82، صفحه 204)
 
پیامبر در حدیثی برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی را به اقامه کنندگان نماز اول وقت نوید می‌دهند و می‌فرمایند: «بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش» (سفینه البحار،جلد 2، صفحه 42)
 
در حدیث است که به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده و درهای بهشت باز و دعا مستجاب می‌شود ؛ پس خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود، در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است که فرمودند: «بهترین ساعت‌های شب و روز، وقت‌های نماز است، چون ظهر می‌شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می‌وزند و خداوند به خلق خود نگاه می‌کند، هر آینه من بسیار دوست دارم که در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود».
 
انجام فریضه نماز، در انتهای وقت و آخرین فرصت، گرچه در وقت اصلی نیست و مورد خشنودی پروردگار نیست، لیکن اگر از روی استخفاف و کوچک شمردن نماز نباشد، به خاطر عظمت مقام نماز، مورد عفو و گذشت پروردگار واقع می‌شود. درست است که وقت نماز، توسعه دارد و اگر نمازگزار، نماز خود را در آخر وقت هم بخواند، انجام وظیفه کرده است، اما از آنجا که کار، مربوط به کردگار و بر کارهای دیگر مقدم است، چنانچه آن را بدون عذر، به واپس افکنده باشد، مسئول است و باید جوابگو باشد. تنها بلندی مقام نماز، موجب آمرزش این هتک حرمت است.

آثار و بركات نماز اول وقت در روايات

آثار و بركات نماز اول وقت در روايات

 

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: شيطان تا زماني كه مؤمن بر نمازهاي پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پيوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضايع نمود بر وي جرأت پيدا كرده او را در گناهان بزرگ مي اندازد.

حضرت عبدالعظيم حسني از امام حسن عسگري(ع) روايت مي كند كه فرمودند: خداوند متعال با حضرت موسي تكلم كرد، حضرت موسي فرمود: خداي من. كسي كه نمازها را در وقتش به جاي آورد چه پاداشي دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا مي كنم و بهشتم را برايش مباح مي گردانم.

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: بنده اي نيست كه به وقت هاي نماز و جاهاي خورشيد اهميت بدهد، مگر اين كه من سه چيز را براي او ضمانت مي كنم: برطرف شدن گرفتاري ها و ناراحتي ها، آسايش و خوشي به هنگام مردن و نجات از آتش.

امام محمد باقر(ع) مي فرمايند: هر كس نماز واجب را در حالي كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه اي كه چيزي ديگر را بر آن ترجيح ندهد، خداوند براي وي برائت از جهنم مي نويسد كه او را عذاب نكند، و كسي كه درغير وقتش به جا آورد در حالي كه چيزي ديگر را بر آن ترجيح دهد، خداوند مي تواند او را ببخشد يا عذابش كند.

در حديث است كه به هنگام ظهر درهاي آسمان گشوده مي شود و درهاي بهشت باز مي گردد و دعا مستجاب مي شود ؛ پس خوشا به حال كسي كه در آن هنگام براي او عمل صالحي بالا رود.

در حديثي ديگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند: ... بهترين ساعت هاي شب و روز، وقت هاي نماز است. سپس فرمودند: چون ظهر مي شود درهاي آسمان گشوده شده و بادها مي وزند و خداوند به خلق خود نگاه مي كند. هر آينه من بسيار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحي براي من بالا رود. آنگاه فرمودند: برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب مي شود."

امام صادق(ع) مي فرمايند:"ملك الموت در هنگام مردن، شيطان را از محافظ بر نماز دور مي كند و شهادت به يگانگي خدا و نبوت پيامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقين مي نمايد."

فضیلت نماز اول وقت

فضیلت نماز اول وقت

نماز اول وقت حضور بر سر قرار با معشوق است. زيرا قراري که معشوق براي عاشق مي گذارد، در هنگامه نماز اول وقت مي باشد . لذا انسان نمازگذار بايد براي حاضر شدن بر سر قرار، خود را آماده کند و آن آماده بودن جهت تکبيره الاحرام در اول وقت مي باشد .

نماز خواندن بهره بردن است و نماز اول وقت خواندن بهره ويژه بردن .

زيرا زمان اول وقت براي نماز داراي مغناطيسي است که انسان را در فضاي معنوي قرار مي دهد . زمان اول وقت براي نماز درياي کرامت است که هر کس در آن غوطه ور شود اهل کرامت مي شود .

بطوري که يکي از عرفا مي گويد: بر نماز اول وقت اصرار و مداومت کنيد، اگر اهل کرامت نشديد مرا لعن کنيد .

يکي ديگر از عرفا به شاگردانش مي گويد: بجاي پرداختن به اين همه مستحبات و نوافل، سعي کنيد نماز را اول وقتش بخوانيد، که هر چه مي خواهيد در نماز اول وقت است . شما اصل را رها کرده ايد  و به فروعات چسبيده ايد .

منتهي اين را هم بدانيد که نماز اول وقت خيلي سخت است . چون اراده مي خواهد . روحيه ماجرا جويي در برابر نفس اماره راحت طلب، مي خواهد . رها کردن رختخواب در صبح و رها کردن کار در ظهر و شب مي خواهد . و اينها همه هزينه کردن عاشق در مسير عشق مي باشد .

در زمان اول وقت براي نماز درهاي رحمت خداوند به روي بندگان باز مي شود و هر کس در آن زمان بيدار و در عرصه راز و نياز رو به قبله و در نماز باشد و از خدا طلب کند، قافيه زندگي را برده است . به ويژه هنگام نماز صبح که از با فضيلت ترين اوقات، طلايي ترين فرصت و با بهره ترين زمان حضور در محضر دوست مي باشد .

عرفا مي گويند: وقتي عاشق در حوزه عشق بازي اصرار داشته باشد و مرتب بر در خانه معشوق بکوبد و به جاي خسته عشق شدن، کشته عشق شود و معشوق پافشاري او را در عشق بازي ببيند، در اينجا انقلابي صورت مي گيرد و معشوق خود، عاشق مي شود و وضعيتي پيش مي آيد که خدا مي شود عاشق و بنده مي شود معشوق .

حديث قدسي: و من عشقته قتلته  (معشوق خدا کشته عشق است)

و اين پرواز روح و معراج مومن و ورود به عالم ملکوت و غوطه ور شدن در درياي کرامت و گام نهادن در مسير کمال است و کمال انسان هنگامي شروع مي شود که انسان معشوق خدا گردد .

طيران  مرغ  ديدي  تو ز پاي  بند شهوت         به درآي  تا   ببيني   طيران   آدميت

رسد آدمي به جايي که به جز خدا نبيند         بنگر که تا چه حد است مقام آدميت

سفارش امام زمان (عج) به نماز اول وقتمرحوم کليني از زهري نقل کرده که گفت: مدت هاي مديدي در طلب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بودم و در اين راه اموال فراواني (در راه خدا) خرج کردم اما به هدف نرسيدم تا اينکه به خدمت محمد بن عثمان رسيدم و مدتي در خدمت او بودم تا روزي از او به التماس خواستم که مرا به خدمت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ببرد . محمد بن عثمان پاسخ منفي داد ولي در مقابل تضرع بسيار من سرانجام لطف کرد و فرمود: فردا اول وقت بيا .

فرداي آن روز اول وقت به خدمت محمد بن عثمان رفتم . ديدم جواني خوش سيما و خوشبو همراه اوست و به من اشاره کرد که: اين است آن کس که در طلبش هستي .

به خدمت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف رفتم و آنچه داشتم مطرح کردم . ايشان جواب مرا فرمود ، تا به خانه اي رسيديم و داخل خانه شد و ديگر حضرتش را نديدم . در اين ملاقات ايشان دو بار به من فرمود: از رحمت خود به دور است کسي که نماز مغرب را به قدري به تاخير بيندازد تا ستاره ها نمايان شوند .


كمال نماز در اول وقت امام باقر علیه السلام فرمودند: هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفيد و درخشان به سوى صاحبش باز مى گردد و به او خطاب مى كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند، و هرگاه در غير وقت خود و بدون شرايط بالا برود، سياه و تاريك به سوى صاحبش باز مى گردد و به او مى گويد مرا تباه ساختى، خدا تو را نابود كند .

محبوبيت نماز در وقت
امام صادق علیه السلام فرمودند: بهترين اعمال نزد خداوند، نماز اول وقت است پس از آن نيكى به پدرو مادر، و سپس جهاد در راه خدا است .

ضايع نمودن وقت نماز
حضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: شيطان هميشه از مؤ من مى ترسد تا زمانى كه بر نمازهاى پنجگانه محافظت دارد و در وقتش به جا مى آورد، اما هنگامى كه وقت نماز را ضايع كرد بر او جرات پيدا مى كند و او را در گناهان بزرگ مى اندازد .

تأخير نماز و محروميت از شفاعتحضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: فرداى قيامت شفاعت من به كسى كه نماز واجب را تا پس از وقت آن به تاخيراندازد، نخواهد رسيد .

نماز در وقت خودش
امام صادق علیه السلام فرمودند: نماز واجب را در وقت خودش بخوان، مانند كسى كه نماز وداع مى خواند و مى ترسد كه بعد از اين توفيق نماز خواندن نيابد .


مذمت تأخير نماز

حضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: سه چيز را نبايد تاخير انداخت، نماز همين كه وقت آن رسيد، و برداشتن جنازه وقتى آماده شد، و شوهر دادن بيوه وقتى هم كفو خود را يافت .
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ملعون است، ملعون است، كسى كه نماز صبحش را تاخير بيندازد تا زمانى كه ستارگان محو شوند .


تأثير نماز اول وقت حضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: بنده اى (نمازگزار) كه اهتمام و مواظبت به اوقات نماز نمايد، و مواضع آفتاب را براى وقت نمازش دقت كند، من ضمانت مى كنم براى او در دم مرگ، راحتى را و دفع و رفع هموم و درد و اندوه و نجات از آتش جهنم را .

پاداش نماز اول وقتامام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: موسى با خداوند سخن گفت و از پروردگار خويش پرسيد: خدايا! پاداش كسى كه نمازش را اول وقت مى خواند چيست؟ خداوند تبارك و تعالى فرمود: خواهش و خواسته او را برآورده مى كنم و بهشت را بر او مباح مى گردانم .

نماز اول وقت نورى از در قيامت 
حضرت محمد صلی الله علیه وآله فرمودند: كسى كه نمازهاى پنج گانه اش را با طهارت كامل در اول وقت به جا آورد، اين نماز در قيامت براى او نور و برهان است و كسى كه نمازش را ضايع كند، با فرعون و هامان محشور خواهد بود .

لذت نماز اول وقتنماز اول وقت رو چه جوري حفظ كنيم؟
چه جوري لذتش رو بيشتر احساس كنيم؟

تا حالا متوجه اين قضيه شدي که چرا بعضي مواقع نسبت به انجام بعضي از کارها استرس داريم که به موقع انجام شود...!؟ مثلا از مدت ها قبل منتظر رسيدن موعد بازي استقلال و پيروزي هستيم...!؟ يا مثلا در وقتي معين منتظر اعلام نتايج يک مسابقه و يا هر چيز ديگه اي...
دليلش هم اينه که اونا برامون مهم هستن و نمي خواهيم فرصتي رو که برامون ايجاد شده رو از دست بديم. درباره نماز اول وقت هم همين طوره... براي حفظ نماز اول وقت اول از همه بايد انگيزه و اهميت برپايي اونو تو خودت تقويت کني...!
برپايي و اقامه نماز خوندن، در واقع ارتباط با بهترين و نزديکترين کسيه که تو زندگي هر وقت کاري پيش مياد ميريم سراغش...! اما چرا فقط بايد موقع گرفتاري هامون بهش توجه کنيم...!؟ نمازي که اول وقت خونده بشه، در واقع از توجه و اهميتيه که ما براي بهترين دوست زندگيمون قائل هستيم.
از طرفي وقتي بدونيم که امام زمانمون هم اول وقت نماز بجا ميارند، در واقع اول وقت نماز خوندن ما چه لذتي داره...!؟ واقعا اگر درکش کرديم ازش دست بر نمي داريم. با لحاظ اين دو امر عاشق اين هستيم که موعد نماز فرا برسه و ما اول وقت نماز، به معراج الهي بشتابيم. تازه گذشته از اين حس، دونستن فضيلت نماز اول وقت، ترغيبي ميشه که از دستش نديم. پيامبر بزرگ اسلام مي فرمايند: فضيلت نماز اول وقت بر نماز آخر وقت مثل فضيلت آخرت بر دنياست...
با اين حال براي اين که نمازمان هميشه اول وقت اداء بشه، علاوه بر تقويت شناخت و انگيزه از برپايي اون مي تونيم مواردي رو در عمل رعايت کنيم که تو اين هدفموفق بشيم مثل: برپايي نماز اول وقت به صورت جماعت، شرکت در مساجد و اقامه نماز اول وقت به صورت جماعت موجب عادتمون ميشه تا هميشه اين دغدغه رو داشته باشيم که اول وقت يک کاري رو انجام بايد داد... و اون هم نمازه، تازه وقتي نتونستيم به مسجد بريم تو خونه هم اين فکر و دغدغه به سراغمون مي ياد.
در کنار اين موارد مي تونيم، مواردي رو که براي قبل از نماز و بعد از اون سفارش شده رو انجام بديم تا نمازمون کمال لذت و شادابي رو داشته باشه... سعي کنيم تو نمازهامون حضور قلب داشته باشيم. براي حفظ و تداوم اين حالت، تا اونجايي که توانايي شو داريم بايد تلاش کنيم افراط و تفريط هم که تو هر کاري مضره. تو نماز خوندن و کلاً عبادت هم مواقعي پيش مياد که حال بيشتري نسبت به معنويات داريم، اون موقع مي تونيم که نمازمون رو با تمام شرايط و مستحبات به جا بياوريم تا کمال لذتش رو احساس کنيم. اما وقتي دلمون زياد حوصله معنويات رو نداره ـ البته حتما دليلي دارد که الان جاي بحثش نيست ـ نبايد زياد فشار بياريم بلکه صرف انجام واجبات باشه.
خلاصه اين که نماز خوندنمون بايد با افعال و کردار روزمره ما هم هماهنگي داشته باشه. هر چقدر نمازمون عاشقانه تر باشه .. کارهاي روزمره ما هم بايد متناسب با اون باشه... وقتي اينطور شد مي تونيم بگيم که نمازمون زيبا شده چون افعالمون تأثير تو نمازمون داشته و بالعکس...!
اقامه نماز و ارتباط دوستانه ما با خدا نشونه بندگي ما به اين خالق بي همتاست، چه خوبه که اين احساس نياز و بندگي رو به زيبايي هر چه تمام تر نشون بديم...!
دوست خوبم، اميدوارم، به مصداق ... اول الوقت رضوان الله ... هميشه با برپايي نمازي عاشقانه و اول وقت، رضايت و دوستي خودمان را با اين مهربان مستحکم تر کنيم.

تأثير نماز بر بيماري هاي اضطرابي

تأثير نماز بر بيماري هاي اضطرابي

 

الا بذكر الله تطمئن القلوب  (قرآن مجيد)

« اضطراب » بيماري شايع قرن اتم و كهكشان است ، پيشرفت سريع و پيچيده تمدن و در عين حال بي توجهي به ارزش هاي مذهبي و خانوادگي هر روز بيش از پيش براي افراد و اجتماع اضطراب هاي جديد بوجود مي آورد . (1)

 

از نظر روانپزشكان، اضطراب با يك احساس منتشر و مبهم دلواپسي كه اغلب ناخوشايند و بدون دليل است مشخص مي شود كه معمولاً با يك يا چند مشكل جسمي همراه مي گردد .

از جمله شخص ممكن است علامت هاي جسمي چون احساس طپش قلب ، تنگي نفس و درد قفسه سينه ، خالي شدن سردل ، تعريق ، سردرد ، تكرر ادرار ، اسهال ، گزگز دست و پاها ، لرزش و … را نيز به همراه داشته باشد .

اضطراب ، گاهي به شكل طبيعي در اشخاص سالم بروز مي كند و گاهي به صورت بيمارگونه و دائمي در مي آيد كه نياز به درمان و مراقبت پزشكي دارد . با اينكه دلايل علمي مختلفي از ديدگاههاي مختلف به عنوان دلايل بروز اضطراب و تشديد آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ايمان مذهبي بعنوان يك عامل عميق در بروز اضطراب نقش غير قابل انكاري دارد (2) و به اين ترتيب نقش پيشگيري كننده و حتي درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسي است .

آرامش حاكم بر روح و روان و در نتيجه آن جسم اشخاص مذهبي ، در مقايسه با آشفتگي رواني و جسمي و اضطراب لامذهب ها از دير باز مورد توجه پزشكان بوده است .

 

به اين ترتيب در بعد پيشگيري از اضطراب و براي آرامش دائمي جسم و روان «نماز» نقش خارق العاده اي را ايفا مي كند . از طرفي در بعد درمان بيماران مبتلا به اضطراب ، امروز علاوه بر درمان هاي دارويي ، از روش هاي چون آموزش انبساط آرامش عضلاني و همچنين تلقين بوسيله هيپنوتيزم نيز استفاده مي شود (3) كه ما در مورد انبساط عضلاني ناشي از نماز در نكته چهارم از اين مجموعه مقالات ، سخن گفته ايم و درباره تلقين هاي سازنده ناشي از نماز نيز در آينده سخن خواهيم گفت .

 

تنها در مورد اضطراب ، بد نيست به اين نكته اشاره كنيم كه شخص نمازگزار با ايمان به قدرت لا يتناهي پروردگاري كه در مقابلش كرنش مي كند ، خود را در مقابل هر عاملي كه قصد به خطر انداختن و ترساندن (و در نتيجه مضطرب ساختن) او را داشته باشد ايمن مي يابد و ضمن تكرار باور اعتقادي خود طي نمازهايي پنجگانه يوميه اين ايمني همه جانبه را ، به روان خود تلقين مي كند و سرانجام آرامش عميق را در وجود خود ملكه مي سازد.

 

در راستاي اين موضوع تحقيقات علمي در برخي كشورهاي مسلمان نشان مي دهد كه بيماران مضطربي كه در كنار درمانهاي رايج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتي احاديث نبوي تحريك شده اند (4) از درجه درمان به مراتب بالاتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند .

نکات پزشکی درباره نماز صبح

نکات پزشکی درباره نماز صبح

نکته اول

تاثیر نماز بر بهداشت خواب

هر انسان طبیعی در حدود ۳/۱ عمر خود را در خواب به سر می برد و تاثیر خواب بر روان و جسم انسان از دانسته های مسلم علم پزشکی است . به طوری که امروزه تغییرات خواب انسان از پیش آگهی های مهم و قابل توجه در زمینه ابتلا به بیماریها ، به حساب می آید.

به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگی ، میزان خواب به نحو چشمگیری، افزایش و یا به ندرت ، کاهش پیدا می کند . تغییرات خواب انسان در بیماریهای جسمی نیز بسیار چشمگیر است  به خصوص اگر تاثیر ناراحتی های روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشیم و به یاد آوریم که بیش از ۶۰ درصد مراجعه کنندگان به بیمارستانهای عمومی ، در واقع از یک مشکل روانی رنج می برند.

به این ترتیب ایجاد بهداشت خواب ، در واقع یک رکن مهم بهداشت روانی و جسمی به حساب می آید و هر عاملی که در تنظیم بهداشت خواب موثر باشد ، پیشگیری کننده و حتی درمانگر بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی است .

امروزه ، نخستین اصلی که در ایجاد بهداشت خواب ، توسط جدیدترین منابع علمی دنیا توصیه می شود “ بیدار شدن هر صبح سر یک موقع مشخص از خواب است .”

یک نگاه کلی به جدول اوقات شرعی ، نشان می دهد ، که وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن تغییرات ناشی از حرکات وضعی و انتقالی زمین ، زمان ثابتی است و اقامه کننده نماز صبح ، با برخاستن پس از اذان  در واقع اساسی ترین گام را در جهت رعایت بهداشت خواب و در نتیجه آن ، سلامت بدنی و تعادل روانی برداشته است .

نکته دوم

تاثیر نماز بر بیماری افسردگی

حضرت علی (ع) :  

“ خداوند هر گاه خیری بر بنده اش بخواهد به او کم خوابی و کم خوری و کم حرفی را تلقین می کند .”

در چند سطر  گذشته از تاثیر نماز بر بهداشت خواب به نکته ای اشاره کردیم . حال در ادامه همان موضوع باید گفت که دانش پزشکی ظرف چند دهه اخیر موفق به اکتشاف مهمی پیرامون خواب شده است و آن کشف بخشی مهم در طول خواب انسان به نام خواب  REM بوده است .  پس از آن که حدود ۴۵ دقیقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله  REM آغاز می شود و به مدت کوتاهی حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ادامه می یابد .

در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آمیزی تمام عضلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت می شود و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب ، حالت بیداری کامل را نشان می دهد . به طوری که در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است .

در طی REM درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره بالا می رود و حرکات سریعی در چشمان فرد دیده می شود که وجه تسمیه این مرحله نیز می باشد ( مرحله حرکات سریع چشم  RAPID  EYE  MOVEMENT)) چنانچه شخص را در این حالت بیدار کنیم به احتمال بسیار قوی ابراز می کند که در حال خواب دیدن بوده است .

مرحله REM پس از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و بطور منظم تکرار می شود . با این وجود کل دوران R EM در طول یک خواب ۸ ساعتی در اشخاص طبیعی ۹۰ دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد.

امروزه دانش پزشکی به اثبات رسانده است که در بیماری افسردگی یکی از تظاهرات مهم ، افزایش یافتن طول خواب  REM نسبت به میزان طبیعی است . به طوری که شخص افسرده به میزانی بیش از سایر اشخاص خواب می بیند . یعنی زمان بیشتری را در مرحله  REM بسر می برد .

از این جهت یک مبنای مهم در تولید داروهای ضد افسردگی ایجاد داروهایی است که کاهش دهنده مرحله  REM خواب باشند .( از جمله داروهای ضد افسردگی ۳ حلقه ای (

علاوه بر این یک روش درمانی جدید برای بیماران افسرده ، بیدار نگه داشتن آنها ، برای کاهش میزان REM می باشد . زمان نماز صبح که در سوره مبارکه “ اسراء ” با عنوان “ ان قران الفجر کان مشهودا ”  از آن نام برده شده است و مورد تاکید فراوان می باشد . به گونه ای قرار گرفته است که سبب کاهش دادن قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شوود . همان طور که خواندید قسمت اعظم خواب REM در حوالی صبح به وقوع می پییوندد و چنان چه شخص خود را ملزم به بیداری صبحگاهی کند در حقیقت جلوی ورود خود به مرحله قابل توجهی از خواب REM را گرفته است .

از این جهت بیداری صبحگاهی برای نماز خود به تنهایی می تواند به عنوان واکسنی در پیشگیری از افسردگی و حتی دارویی در درمان افسردگی مطرح باشد . لازم به توضیح است که خواب  REM در حد تعادل برای سلامت و رفع خستگی لازم است اما زیادی آن منجر به مشکلات مختلف از جمله افسردگی می شود و نقش نماز به عنوان متعادل کننده میزان  REM مطرح است .

نکته سوم

تاثیر نماز بر شادابی جسم و روان

پیامبر اکرم (ص):

“ مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .”

 امروزه ضرب المثل ایرانی “ خنده بر هر درد بی درمان دواست ” مصداق کاملا علمی پیدا کرده است . دانش پزشکی در قرن حاضر به وضوح می داند اشخاصی که اصطلاحا یک لب و هزار خنده گفته می شوند ، نسبت به آنان که به اصطلاح با خودشان نیز قهرند ! و نسبت به زندگی بدبین و عبوس هستند ، بسیار کمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند .

به این ترتیب هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند ، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است . اما نکته بسیار مهمی که دانش طب به بشر آموخته است ، این مطلب است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آن که تحت کنترل اراده او باشد ، زیر فرمان تغییرات مواد شیمایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است و ما این مطلب را در ادامه مباحث “ ۴۰ نکته پیرامون نماز ” از جمله مبحث “ تعادل ناقلهای عصبی ” روشن تر خواهیم کرد .

اما در این جا ذکر همین نکته کافی است که مثلا افزایش یک ماده شیمیایی به نام “ دو پامین ” در بدن سبب می شود ، انسان بدون آن که خود بخواهد ، دچار ناراحتی و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد .

به عنوان مثال ، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی که حالت شدید آن به عنوان ملانکولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی  درون زاد صبحگاهی ) شناخته می شود ، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

 

اما از جمله این مواد شیمیایی داخل بدن که به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ کورتیزول می باشد که میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد  و در صورت بیداری انسان در این ساعات ، لذت و شعف سرمست کننده ای نصیب او می شود که بی شک بر زندگی او در تمام طول روز تاثیر گذار است .

افزایش کورتیزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی ، که امروزه از مسلمات پزشکی است ، در واقع توجیه قابل توجهی بر همه مضامینی که در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون “ اسرار سحر ” معرفی می شوند ارائه می دهد .

از نمونه توجه بسیار به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تاثیر آن در زندگی انسان در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز حضرت حافظ بسیار می توان یافت :

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ        از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور که منسوب به بزرگمهر می باشد یعنی : “ سحر خیز باش تا کامروا باشی ” نیز اشاراتی نغز به تاثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادکامانه و سعادت آمیز دارد .

به این ترتیب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان تقدیم کننده شادابی جسم و روان به او می باشد و یک نتیجه مهم این شادابی ، سلامت جسم و روان خواهد بود . 

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ              هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

 

منابع:  

ترجمه فارسی روانپزشکی کاپلان ـ سادوک ، دکتر نصرت اله پور افکاری ـ جلد سوم صفحه۱۱۱٫

سایت پایگاه جامع دانش آموزی

گردآورنده : خانم محمد زاده

نکات پزشکی پیرامون نماز

نکات پزشکی پیرامون نماز

نکات پزشکی پیرامون نماز (1)

مجموعه ای که تحت عنوان “ چهل نکته پزشکی پیرامون نماز “ پیش روی شماست ، کوششی ناچیز و حرکتی کوچک در جهت هدفی بزرگ است ، که آن هدف بزرگ همانا اثبات همسویی “ علم و دین ” است ..

نکات پزشکی پیرامون نمازـ دکتر مجید ملک محمدی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

العلم علمان ، علم الابدان و علم الدیان    ( پیامبر اکرم (ص)) 

پیشگفتار

مجموعه ای که تحت عنوان “ چهل نکته پزشکی پیرامون نماز “ پیش روی شماست ، کوششی ناچیز و حرکتی کوچک در جهت هدفی بزرگ است ، که آن هدف بزرگ همانا اثبات همسویی “ علم و دین ” است .

 در جهان امروز گروهی از مردمان ( از جمله مردم ممالک غرب ) با پیشرفت روز افزون و حیرت بر انگیز علوم مختلف و با مشاهده توانایی های بی حد و حصر علم در گره گشایی از مشکلات بشری ، اصالت محض را به “ علم ” داده اند و آن را بعنوان تنها راه نجات خویش برگزیده اند .

 در مقابل در طول تاریخ همواره مردمان دیگری نیز وجود داشته اند که “ دین ” را برای برخوررداری از زندگی سعادتمندانه ، کافی دانسته اند و با بی اهمیت جلوه دادن همه مسائل دنیایی از جمله حتی “ علم ” در اعتقادات خویش اصالت مطلق را به “ دین ” بخشده اند .

از جمله پیروان این عقیده نیز می توان به رهبران مذهبی کلیسای کاتولیک در قرون وسطی ، اشاره نمود .

اما در این میان آیین مقدس اسلام و بخصوص شکل حقیقی آن یعنی مکتب “ تشیع ” ، “ علم و دین ” را بعنوان دو بال نیرومند برای پرواز انسان ، به سوی کمال مطلق خویش که همانا نزدیک شدن به مرزهای عصمت و تخلق به اخلاق الهی در سایه قرب به حضرت حق است ، معرفی می کند و پرداختن به هر یک بدون توجه به دیگری را آفتی برای سعادت و نیکبختی انسان ، به حساب می آورد .

به این ترتیب همان قدر که عالم بی دین مسبب بدبختی خود و دیگران است ، جاهل مقدس مآب نیز موجبات خسارت در دنیا و آخرت را برای خود و اطرافیانش فراهم می آورد.

 این سخن مولای متقیان جهان و پیشوای شیعیان حقیقی ، حضرت علی (ع) است که می فرمایند :

 العلم و الدین توامان ، اذا افترقا احترقا

 “ علم و دین پییوسته با یکدیگرند و هر گاه جدای از هم شدند ، آتش افروز خواهند بود . اما نکته بسیار مهمی که در این میان هرگز نباید آن را فراموش کرد ، نقصان علم نسبت به دین است ، چرا که “ دین ” توسط آفرینشگر و خالق توانای هستی وضضع شده است که هم او آگاه و مسلط بر همه جزئیات و ظرایف آفرینش است و همه آنچه که برای سعادت و نیکبختی انسان در دنیا و آخرت لازم است ، بهتر از هر کس دیگری می داند ، اما “ علم ” حاصل مجاهدات و تلاشهای پی گیر “ انسان ” برای آگاهی یافتن به اسرار آفرینش و ارائه راه حل برای مشکلات و نابسامانیهای زندگی بشری است .

بر این اساس“ علم ” راهی را می پیماید که در انتهای آن راه “ دین قرار گرفته است و هر روز که جانفشانیهای بشر در راه گشودن اسرار علمی حیات به نتیجه ای جدیدتر می رسد ، صحت و کمال دستورات دین ، آشکار تر می گردد .

بدین ترتیب بشریت وظیفه دارد با ابراز قدرتمندی که “ علم ” در اختیار او قرار می دهد و در راه روشن و صراط مستقیمی که “ دین ” فرا راهش گذاشته است حرکت کند  و مدارج کمال را مرحله به مرحله طی نماید .

بی شک در این مسیر سرانجام انسان به درجه ای خواهد رسید که در یک نگاه توحیدی “ علم و دین ” را با یکدیگر “ یکی ” خواهد دید و متوجه خواهد شد که هر حقیقتی که “ علم ” به طور مسلم بر آن دست یافته است از جمله همان حقایقی است که “ دین ” در کاملترین شکل خود یعنی “ اسلام ” و دقیق ترین تعبیر آن یعنی “ تشیع ” از آن سخن گفته است .

 در این مورد خیلی جالب است که بدانیم در دیدگاه توحیدی حاکم بر سراسر قرآن ، حتی یکبار کلمه “ علوم ” یا کلمه “ ادیان ” در آیات شریفه این کاملترین کتاب سعادت به کار نرفته است ، بلکه هر چه هست سخن از “ علم ” است و “ دین ” . بدین معنا که در دیدگاه آفریدگار یگانه ، تنها “ یک علم ” و تنها “ یک دین ” وجود دارد و در مکتب توحید این هر دو نیز با هم ، همسو و یکسان هستند . با این توضیحات ، هر گاه فرمانی از طرف دین صادر شود و لو این که فرمان در نگاه اول یک “ عبودیت محض ” و یک “ اطاعت صرف ” به نظر برسد ، اما چنانچه بشر با ابزار نیرومند علم ، در آن فرمان ، تفکر و تامل نماید ، قطعا به تاییدات علمی و عقلی متعددی ، حول و حوش آن خواهد رسید ، چرا که : کل حکم به الشرع حکم به العقل .

و بدین وسیله نه تنها ایمان انسان نسبت به الهی بودن فرامین دین تقویت می شود و سایر فرامین دین که که احیانا بدلیل نقص نسبی علم و محدودیت دایره عقل انسان ، هنوز توجیه قابل قبولی پیدا نکرده اند ، مورد قبول و اطاعت کامل انسان قرار می گیرد ، بلکه خط مشی انسان در جریان پژوهش ها و مطالعات علمی به طور دقیق روشن می گردد.

اما در میان علوم مختلفی که باید پیوسته در کنار دین ، حرکت کنند ، “ علم پزشکی “ به خاطر دیدگاههای خاص و منحصر به فرد آن نسبت به مسائل انسانی ، از اهمیت بسیار زیادی ، برخوردار است .

این سخن پیشوای بزرگ شیعه ، حضرت امام رضا (ع) است که فرمودند :

“ من لم یعرف الهیئه و الالتتشریح ، فهو عنین فی معرفته الله ”

 “ هر کسی که نجوم و آناتومی نداند ، در خداشناسی ناتوان است ”.

به قول “ امام محمد غزلی ” ( در کتاب جواهر القرآن ) مفهوم آیات شریفه الهی : “ یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ، الذی خلقک فسویک ، فعدلک ، فی ای صوره ما شاء رکبک ”.

 آن طور که باید بر مسلمانان آشکار نبود ، تا زمانیکه دانشمندان اسلامی ، در عصر شکوفائی علمی خود ، به تشریح اجزای بدن انسان پرداختند .

 

آری ! همانطور که مفهوم آیات شریفه سوره مومنون آنجا که مراحل خلقت انسان ، بیان شده است و از “ نطفه و علقه و مضغه ” سخن به میان آمده است یا آنجا که از تاریکیهای سه گانه رحم سخن گفته شده است ، جز تا زمانی که جنین شناسی پزشکی ، به این اسرار شگرف پرداخت ، روشن نشد ، و عظمت متحیر کنندهکلام خداوند در آغاز سوره مبارکه قیامت ، آن جا که انسان را به تفکر در عظمت نوک انگشتان دستش ، فراخوانده شده است ، جز تا زمان پیشرفت های پزشکی بشر در اوایل قرن بیستم آشکار نشد . یعنی زمانیکه “ گالتون ” ثابت کرد اثر برجسستگی های نوک انگشت در دو انسان مختلف ، در سرتاسر دنیا ، تنها زمانی ممکن است اندکی به یکدیگر شبیه شوندد که جمعیت کنونی دنیا ، 13 برابر میزان فعلی شود ، یعنی از 5 میلیارد نفر به حدود 64 میلیارد نفر برسد !

یا زمانی بشر متوجه اهمیت آیات شریفه سوره لقمان و بقره درباره تغذیه کودک با شیر مادر تا دو سال گردید ، که دانش پزشکی موفق به شکافتن ریزترین اجزای شیر مادر گردید ، و متوجه شد که ضروری ترین ماده برای سلامتی جسمی و روانی انسان “ شیر مادر ” است .

از جمله این قبیل شواهد مسیر پزشکی در آیات قرآن ، بسیار می توان یافت ، که اگر به آن مجموعه غنی و بی نظیر سخنان معصومین (ع) و آراء حکمای الهی و به طور کلی مبانی فقه شیعه را نیز اضافه نماییم متوجه عظمت شگرف و لایتناهی دستورات اسلامی در پرداختن به مسائل جسمی و پزشکی انسان ، خواهیم شد.

بعلاوه ، به مدد دانش پزشکی ،می توان به درک بهتری نسبت به مسائل گوناگون اسلامی ، از جمله گرایشات غنی فلسفی آن رسید . بعنوان مثال تحقیق در مبانی موجود در فلسفه قدرتمند حکیم ملاصدرا (ره) از جمله عبارت مشهور او در بیان ماهیت انسان “ جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاد ” چنانچه با آگاهی از فرآیندهای موجود در دستگاه مغز و اعصاب انسان و وضعیت ناقل های عصبی موجود در آن ، صورت پذیرد ، بسی قابل فهم تر و گویاتر خواهد بود .

با این اوصاف بی سبب نیست که در فرمایش گهر بار حضرت رسول اکرم (ص) که در آغاز سخن به آن اشاره کردیم و از قول حضرت علی (ع) نیز نقل شده است ، “ علم پزشکی ” همپایه با “ علم دین ” معرفی شده است .

اما روشن است وقتی که حتی در کوچکترین مسائل اسلامی جنبه های عمیق و پربار پزشکی ، بوضوح ، خودنمایی می کنند ، حضور این جنبه ها ، در اساسی ترین فرامین اسلامی مثل “ نماز ” می تواند تا چه حدی واضح و در جریان باشد .

حقیقت این است که 40 نکته پزشکی در مورد فواید نماز ، در مقابل فواید پزشکی بسیار متعدد این فریضه الهی ، عدد بسیار بسیار کوچکی است و تنها زمانی بشر به کشف این فواید متعدد نزدیک می شود که به پیشرفتهای عظیم دیگری دست یابد و به مدد آن پیشرفت ها از اسرار و ظرافتهای بی نهایت نماز پرده بردارد .

اما با این وجود ، این حقیر سر تا پا تقصیر ، نگارنده سطور علیرغم دانش اندک ، توانائی ناچیز ، قصور فهم و قلم شکسته ام ، عزم خطر کردم و با امید برخورداری از لطف بیکرانه الهی و با آرزوی جلب توجه حضرت صاحب الزمان (عج ) ، به غواصی در بحربیکرانه نماز پرداختم ، شاید که توشه کوچکی “ به قدر تشنگی ” از اقیانوس بی نهایت معارف نماز ، فراهم آورم ، که به قول سعدی شیرین سخن :

به راه بادیه رفتن ، به از نشستن باطل                        که گرمراد نیابم ، به قدر وسع بکوشم

و در این مجموعه نوشتار ، با وجود آشفتگی ذهن و قلمم ، “ رضایت یار ” را در راه

بر پایی ملکوتی ترین فریضه اش “ نماز” خواهان بوده ام ، که بازهم سعدی شیراز فرموده است :

دوست دارد یار این آشفتگی                             کوشش بیهوده به از خفتگی

بدین ترتیب کتاب “ 40 نکته پزشکی پیرامون نماز ” که در آن به تطبیق برخی جنبه های نماز با مطالب و نقطه نظرات پزشکی پرداخته شده است ، در مقابل شما عزیزان است .

این مجموعه برای نخستین بار در روزنامه محلی “ کرمان امروز ” در استان کرمان ، انتشار یافت و مورد استقبال همه جانبه همشهریان عزیزم ، یعنی مردم مسلمان کرمان قرار گرفت ، بعلاوه پس از چاپ 12 شماره آن ، مورد قبول هیأت داوران ستاد مرکزی نماز واقع شد و عنوان مقاله برگزیده مطبوعاتی کشور را در نخستین جشنواره نماز و مطبوعات به خود اختصاص داد .

با این وجود نویسنده توجه دارد که بسیاری از نکات این مجموعه شاید به نظر متفکران و صاحبنظران ، فاقد عمق و غنای لازم برای وارد شدن در مسیر هدفی اینن چنین بزرگ و متعالی ، یعنی شناساندن معارف نماز باشد و چه بسا که از نظر این بزرگواران ، برخی از مطالب کتاب تا حدودی سطحی و سست به نظر برسد . 

در این مورد ضمن این که از همه این صاحبنظران ، مصرانه تقاضای انتقاد و راهنمایی دارم ، به این نکته مهم نیز توجه می دهم که در نوشتن این مطالب سعی بر این بوده است که زبان علم به زبانی ساده و روان و قابل فهم برای همگان نزدیک شود و این مجموعه برای همه اقشار جامعه ، در همه سطح قابل استفاده گردد . ضمن این که ماهیت علمی موضوعات نیز خدشه دار نشود و به صحت علمی آن نیز لطمه ای وارد نیاید .

بر این اساس ضمنا به آن خاطر که ، آن چه در مورد نماز گفته شده است ، بعنوان ادعاهای یک فرد متعصب مذهبی ، تلقی نشود ، به همه منابع علمی که در نوشتن این مقالات ، از آن استفاده نموده ام در پاورقی ها ، اشاره شده است .

نکته قابل ذکر دیگر این که شماره های پایانی این مجموعه نوشتار ، در دیدگاه نویسنده از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و چه بسا که فهم کاملتر موضوعات مورد بحث در این مقالات کوتاه ، با عنایت کافی به مضامین نکات پایانی آن ، ممکن باشد .

همچنین با توجه به این که برای وفادار ماندن به اصل مقالات ترتیب و ترکیب نکات ، در این کتاب ، دقیقا مشابه همان ترتیب و ترکیبی است که در مطبوعات به چاپ می رسیده است ، از این جهت ممکن است مطالب گهگاه واجد انسجام و تسلسل درونی لازم ، به نظر نیایند ، که از این بابت عذرخواهی می نمایم و امیدوارم که خوانندگان عزیز پس از مطالعه کل کتاب و با قضاوت کلی در مورد مطالب آن ، در ذهن خود بدین تسلسل و انسجام ، دست یابند .

اما در سطور پایانی این پیشگفتار لازم است ، نکته بی نهایت مهمی که در طول کتاب نیز بدان اشاره شده است یادآوری نمایم که آنچه در این کتاب یا مطالب مشابه ، در مورد فواید علمی نماز گفته می شود . همگی دربرگیرنده بعد کوچکی از ابعاد متعدد نماز است و پرداختن به فواید دنیوی و مزایای مادی نماز ، هرگز نباید انسان را از توجه به دریاهای نور و معنویت همراه با نماز ، غافل کند . و بر این اساس باید مراقب بود که توجه به مزایای پزشکی نماز و این قبیل مقولات ، تنها بعنوان ت

أییدات علمی و دنیایی بر این عبودیت محض شود و خدای نکرده ، حدود فواید و مزایای این فرضیه نورانی ، در حد خاک و دنیا باقی نماند و حکایت آن گروه گمراه که نماز را به یک نوع ورزش سوئیسی تشبیه کرده بودند و دل خوش داشتند که فلسفه نماز را دریافته اند، نشود .

به هر حال با عظمت و گستردگی بیکرانه ای که این حقیر ، در مورد نماز سراغ دارم و با وجود رحمت لایتناهی که می دانم پروردگار عالم ، بر سر یک نمازگزار حقیقی و در مطبوعات یک “ اقامه کننده نماز ” فرود می آورد ، چنانچه بر اثر خواندن این مقالات در مطبوعات و حالا به صورت این کتاب “ یک نفر ” آری تنها یک نفر ، دگرگون شود و نماز خود را به آن نماز در این وادی شکوهمند معصومین (ع) و اولیاء الهی است ، قدمی نزدیک تر نماید و مرا نیز در این وادی شکوهمند از دعای خیر خویش بی نصیب نگذارد ، بی شک این حقیر به اجر رسیده است و از نصیب خود خرسند است . ای کاش که این گونه باشد.

در خاتمه بر خود لازم می دانم تا از همه کسانی که مرا در تدوین مجموعه مطالب این کتاب ، یاری کرده اند ، کمال تشکر و قدردانی را بنمایم . بخصوص از “ حضرت حجه الاسلام و المسلمین ” ، حاج شیخ محسن قرائتی ” ، سردار بزرگ کاروان نماز ، و اعضای محترم ستاد مرکزی اقامه نماز که تشویق های پدرانه و برادرانه شان در طی سمینارهای گذشته نماز ، همواره دلگرم کننده این حقیر در ادامه راه بوده است ، همچنین معلم عزیزم ، جناب آقای یحیی فتح نجات سر دبیر محترم روزنامه “ کرمان امروز ” که با امکانات محدود اما پر برکت خود برای نخستین بار ، با آغوش باز از این مجموعه مقاله ، استقبال نمودند و نیز دوست و برادر بزرگوارم ، جناب آقای محمد علی کردی . مدیر محترم انتشارات معارف که علیرغم مشغله بسیار با شوقی سرشار برای خدمت به نماز ، نشر این کتاب را صادقانه قبول فرمودند ، صمیمانه تشکر و تقدیر نمایم و برای همه این عزیزان ، دعای سالار شهیدان ، حضرت امام حسین (ع) را در حق ابوثمامه صائدی ، تکرار نمایم که :

 “ جعلک الله من المصلین ”

 والسلام ـ التماس دعا                            

 تیر ماه 1276 هجری شمسی ـ مجید ملک محمدی

پي نوشته ها :

-1ترجمه فارسی روانپزشکی کاپلان ـ سادوک ، دکتر نصرت اله پور افکاری ـ جلد سوم صفحه111.

-2 در مورد خواب REM و ویژگیهای آن مطلب از : “ روانپزشکی کاپلان ـ سادوک ” ترجمه فارسی دکتر پور افکاری اقتباس شده است .

نکات پزشکي پيرامون نماز

نکات پزشکي پيرامون نماز

تاثير نماز بر وسواس هاي عملي

در شماره گذشته از تاثير نماز بر وسواس فكري سخن گفتيم و اينك به نكته اي پيرامون وسواس عملي مي پردازيم كه نمونه هاي آشناي زيادي از آن را مي توان در جامعه اطراف پيدا كرد . از جمله اين نمونه ها مي توان به افرادي اشاره كرد كه گرايش به انجام مكرر فعاليتهايي معين مثل شستشو و نظافت دارند و حتي پس از بارها شستشو و آب كشيدن همچنان نسبت به پاك شدن شي مورد نظافت شك دارند !

يا كساني كه هيچوقت از موثر بودن استحمام يا صحت غسلهايشان مطمئن نيستند ، و يا خانمهايي كه به شكل مبالغه آميز آرايش مي كنند يا لباسي را بارها مي پوشند و در مي آورند . اما سرانجام باز هم نسبت به زيبا شدن خود شك دارند ! يا افرادي كه ميل نامعقول و اجباري نسبت به شمارش يا جمع آوري اشياء يا مرتب و منظم بودن افراطي و غير متتظره دارند يا كساني كه در مورد اين كه آيا فلان كار را انجام داده اند ( مثلا كليد برق را خاموش كرده اند ؟ يا شير آب و گاز را بسته اند ؟ ) دائما دو دل هستند و..

با اين كه نقل سرگذشت هاي بامزه اين قبيل افراد نمونه هاي برجسته اي از ادبيات طنز دنيا را به خود اختصاص مي دهد و يا حتي عده اي از شخصيتهاي علمي جهان را مبتلا به اين بيماري دانسته اند اما روشن است كه زندگي اين قبيل افراد براي خود و اطرافيانشان گاهي تا چه حد غير قابل تحمل و ناراحت كننده مي شود. بدين ترتيب لزوم توجه خاص به منظور رفع اين عارضه و مقابله با آن از مباحث ويژه روانشناسي و روانپزشكي امروز به شمار مي آيد .

بخصوص كه وسواس ( فكري و عملي ) در ارتباط نزديك با بيماريهاي ديگر رواني نيز مي باشد . بعنوان مثال : معلوم شده است كه يك پنجم از موارد حالتهاي وسواسي نشانه هاي افسردگي و يك هشتم نشانه هاي اضطرابي دارند .(1)

عليرغم اين كه اسلام ، آيين نظم و ترتيب و مسلك پاكيزگي و طهارت است ، اما آنجا كه كار به افراط و مبالغه مي كشد و پديده اي از “ عدل ” دور مي گردد ، اسلام (بخصوص تشيع) آن پديده را مذموم تلقي مي نمايد و براي نزديك نمودن آن به تعادل راه حل عملي پيشنهاد مي كند . از جمله اين افراط ها “ وسواس ” است .(2) كه گفتيم به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان در تعاليم اسلامي نام برده مي شود و بخش قابل توجهي از تعاليم اسلامي و بخصوص نمود برجسته آن يعني “ نماز ” به زدودن و سواس از زندگي انسانها اختصاص دارد.

چنانچه مروري بر آداب طهارت در رساله هاي فقهي علماء شيعه داشته باشيم ، متوجه مي شويم ، كه بسياري از دستورات توجه به شك هاي وسواس آميز در مورد طهارت جسم يا لباس را باطل اعلم كرده اند ، مثلا اگر شخصي شك كند كه وضويش باطل شده يا نشده است ، بايد بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد ، يا آن كه اگر شك كند لباسش نجس يا پاك است بنا را بر پاك بودن لباس مي گذارد .

اين دستورات در آداب نماز نيز به همين گونه است ، بعنوان مثال از جمله شكياتي كه هرگز نبايد بدان اعتنا نمود ، شك كثير الشك ( كسي كه زياد شك مي كند ) است . يا اين كه در بسياري از ساير شكيات نماز ( مثلا شك بين 3 و 4 ركعت ) بايد براي پرهيز از وسواس بنا را به يك طرف شك گذاشت و بدان عمل نمود .

بدين ترتيب آموزشهاي نماز ، بسي قدرتمندتر از روشهاي معمول در علم غرب ( مثل روش حساسيت زدايي تدريجي ) در زدودن وسواس مطرحند ، چرا كه انسان نمازگزاري كه در شبانه روز بارها به تعاليم ضد وسواس توأم با نماز گردن مي نهد ، در زندگي روزمره خود ، قطعا دور از وسواس خواهد زيست .

تاثير نماز بر شيوع خودكشي

( واستعينوا بالصبر و الصلوه .. ) سوره مباركه بقره / آيات شريف 445 و 153

قدمت “ خودكشي ” به اندازه قدمت خود انسان است . در سراسر تاريخ مكتوب بشر ، به اقدام انسان براي از ميان بردن خود اشاره شده است . 3 كه از آن جمله مي توان به داستان خودكشي “آژاكس ” در ايلياد هومر اشاره كرد .

تقريبا هيچ جامعه اي را نمي توان يافت كه اقدام به خودكشي در آن بوقوع نپيوندد. توجه كنيد كه “ اقدام به خودكشي ” با “ خودكشي موفق ” تا حدودي متفاوت است ، بعنوان مثال ثابت شده است كه خودكشي هاي جدي و مصمم كه معمولا از روشهاي جدي و خشونت آميز ( مثل پرت كردن خود از ساختمانهاي مرتفع ، پريدن زير قاطر ، حلق آويز كردن ، بريدن رگ يا استفاده از گلوله و ..) صورت مي گيرد ، عمدتا در مردها و در سنين بالا و با موفقيت بوقوع مي پييوندد.

در عوض “ اقدام به خودكشي ” به شيوه تهديد آميز يا نمايشي و با استفاده از روشهاي كم خطر تر مثل مصرف دارو ، بيشتر در خانمها و در سنين جواني شايع است و كمتر به موفقيت مي انجامد . هر چند كه در موارد تهديد و اقدام نمايشي به خودكشي نيز بايد مساله را كاملا جدي گرفت . چرا كه 70 تا 80 درصد كساني كه خودكشي موفق مي كنند ، قبلا نيت خود را با كسي در ميان گذاشته اند كه البته مورد توجه قرار نگرفته است .(4)

در هر صورت آن چه كه براي ما مهم است ، دلايل اقدام به خودكشي يا خودكشي موفق است كه عمدتا به سه گروه تقسيم مي شوند :

1. زمينه هايي رواني 2. زمينه هاي اجتماعي . 3. بحرانهاي شخصي و اتفاقاتي كه ايجاد فشار رواني مي كنند (5) .

درباره زمينه رواني ، يك بررسي آماري در آمريكا پيرامون خودكشي نشان داده است كه : 72 درصد خودكشي هاي موفق به علت بيماري افسردگي ، 13 درصد به علت مي بارگي ( الكليسم ) ، 8 درصد به علت ساير بيماريهاي رواني و 7 درصد بدون هيچ زمينه قبلي يا بيماري رواني خاص بوقوع پيوسته اند . بررسيهاي مشابه وجود اختلالات شخصيت توأم با اعتياد به الكل و يا مواد مخدر را در اقدام كنندگان به خودكشي و كساني كه موفق به خودكشي مي شوند نشان مي دهد .

اما از جمله زمنيه هاي اجتماعي موثر در خودكشي ، به انزواي اجتماعي ( ناشي از پيري ، بازنشستگي ، تغيير منزل و گسستن پيوند از خانواده و .. ) اشاره شده است .. بعنوان مثال آسيب پذيرترين گروه مردان پيري شناخته شده اند كه بر اثر بازنشستگي از كار و تقليل روابط اجتماعي و كم شدن يا از دست دادن درآمد در آنها باعث ايجاد احساس از دست دادن موقعيت در جامعه وفقدان هدف در زندگي فردي شده است كه ممكن است منجر به احساس بي ارزشي و افسردگي گردد و در نهايت به خودكشي منجر شود.

در ميان بحرانهاي شخصي ( سومين گروه ) نيز فشارهاي رواني ناشي از داغديدگي ، فشار مالي و قانوني و وجود بيماري در خانواده حائز اهميت بيشتري شناخته شده اند .(6)

با مرور كلي و گذرايي كه بر عوامل ايجاد خودكشي انجام داديم ، نقش “ نماز ” در تخفييف يا از بين بردن كامل هر يك از عوامل قابل بررسي است . درباره تاثير ايمان و “ نماز ” بر زمينه هاي رواني ، مي توانيم به تاثير عمده نماز در زدودن افسردگي و ايجاد اميد و انگيزه زندگي در افراد اشاره نمود و اين غير از عوامل دروني و ناقل هاي عصبي شيميايي ضد افسردگي است كه توسط نماز فعال مي شود و ما در نكته دوم از اين مجموعه مقالات بدان اشاره نموده ايم .

بعلاوه واضح است كه نمازگزار واقعي را با “ مي و افيون ” ( كه عوامل محرك ديگري در تحريك به خودكشي هستند ) ، ميانه اي نيست . در مورد تاثير نماز بر رفع اختلالات شخصيت نيز در آينده طي چند نكته سخن خواهيم گفت .

ما در زمينه هاي اجتماعي از جمله انزواي سالخوردگان نيز تاثير نماز نمود بارزي دارد ، ديدگاه معنوي و آآخرت گراي نمازگزار سبب مي شود ، كه به دوران پيري خويش ، بعنوان فرصتي از آخرين فرصتها براي تجدييد ميثاق با پروردگار خويش و توبه و رهايي از گناهان بنگرد و درست به همين دليل است كه پاي ثابت مسجد هاي ما را پيران و خردمندان تشكيل مي دهند .

گو اين كه جامعه اسلامي و نمازگزار روابط توأم با احترام و ارزش را با اين گروه افراد بواسطه سابقه اسلامي شان از ضروريات مي داند .

اما در بعد بحرانهاي شخصي ، مثلا در مورد داغديدگي ، باز هم ديدگاه معاد نگر و تكرار “ مالك يوم الدين ” توسط نمازگزار او را به طور كلي ، حتي از فكر خودكشي نيز دور مي سازد . چرا كه ديدگاه معاد نگر نمازگزار سخن مولاي متقيان جهان حضرت علي (ع) را به ياد مي آورد كه فرمودند : “ گمان كنيد اين شخصي كه مرده است ، به مسافرتي دور و دراز رفته است و اگر روزي او از سفر باز نگردد ، شما براي ديدارش به همان سفر دور و دراز خواهيد رفت ”

به اين ترتيب واكنش نشان دادن در مقابل داغديدگي و ساير بحرانهاي شخصي ، آن هم به شكل خودكشي در مورد مسلمان نمازگزار به كلي بعيد به نظر مي رسد . بخصوص كه “ صبر و صلوه ” قدرتمندترين دستاويزهاي انسان در بحرانهاي زندگي ، به حساب مي آيند . به قول رهبر عظيم الشأن انقلاب : انسان در هر شرايطي به نماز محتاج است و در عرصه هاي خطر محتاج تر ”

تاثيرنماز بر انحرافات جنسي

ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر سوره مباركه عنكبوت آيه 45

انحرافات جنسي از دردناك ترين مشكلات بشر در آستانه قرن بيست و يكم است . بررسيهاي كينزي در سال 1948 نشان داد كه از هر 100 مرد آمريكايي 4 مرد منحصرا همجنس خواه هستند ، يعني كوچكترين تمايلي به جنس مخالف ندارند !؟! اين در حاليست كه گروههاي پر تعداد ديگري از اين 100 نفر ، همجنس را بر غير همجنس ترجيح ميدهند يا تفاوتي بين همجنس و غير همجنس برايشان نيست و يا با اين كه به غير همجنس متمايلند ، بطور اتفاقي يا بيش از اتفاقي همجنس بازي نيز مي كنند . بدين ترتيب اين آمار نشان مي دهد ، بيش از 3/1 مردان آمريكايي بعد از سالهاي بلوغ خود همجنسي بازي كرده اند و حداقل نصف اين آمار در مورد زنان آمريكايي نيز ، صادق است .(7)

تازه اين آمار مربوط به زماني است كه تفسير غلط از نظريات فرويد و انحراف از آن ، گسترش چنداني پيدا نكرده بود . بديهي است پس از گذشت چند دهه بايد هم همجنس بازها به جايي رسيده باشند كه در پارلمان آمريكا براي خود نماينده داشته باشند و كميسيون تشكيل دهند .

جالب اينجاست كه برخي منابع علمي روانپزشكي ، حتي اين تمايل را در برخي كاملا بهنجار و در افراد طبيعي با شخصيت پايدار و عاري از هر گونه نشان رواني و با انطباق خوب از نظر اجتماعي توصيف كرده اند !(8) با اين اوصاف اگر همجنس بازي و لواط انحراف جنسي نيست ، مي توان حدس زد ، كه انحرافات جنسي در قاموس غرب ديگر چه واويلايي است !؟!

بچه بازي ، نمايش اعضاي جنسي ، ساديسم و مازوخيسم جنسي ، مبدل پوشي ، خود ارضايي ، نظر بازي ،حيوان دوستي ، مرده دوستي و نمونه هاي بسيار متعدد ديگري كه قداست قلم مانع از توصيف آنهاست ، همگي نمونه هايي از مهار گسيختگي و سقوط فاجعه آميز غرب در قهقراي فساد جنسي و فحشاء به شمار مي آيند .

بدين ترتيب انحرافات جنسي صرفنظر از مشكلات اجتماعي ، فرهنگي ، خانوادگي و .. كه ايجاد مي كنند تنها در بعد پزشكي و آن هم جداي از نتايجي كه در بروز بيماريهاي جسمي ماند بيماريهاي مقاربتي بر جاي مي گذارند ، به خودي خود ، از بزرگترين مشكلات پزشكي بشر امروز به حساب مي آيند.

اين در حاليست كه در جوامع اسلامي ، قرنهاست كه نماز فعالانه و مقتدرانه بسان يك منجي از هر حيث قابل اطمينان ، دامان مدد جويندگان از خويش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسي پاك و مصون داشته است .

آيين اسلام با ترغيب هايي متعدد به امر ازدواج و بخصوص با وضع قانون مقدس ودرخشان ازدواج موقت ( كه با وجود آنكه از موارد اساسي اختلاف شيعه و سني است ، دركشور شيعه مذهب ما نيز بسان ممالك اهل سنت به فراموشي محض سپرده شده است ) از هر جهت انسان را براي ارضاي غريزه نيرومند جنسي ، از طريق مشروع راهنمائي مي كند . آيات متعدد سوره هاي نور ، احزاب ، بقره . نساء و .. بهترين گواه براي اين موضوع است .

اما علاوه بر تحريك همه جانبه اسلام براي ازدواج و حتي سهل نمودن آن مثلا با وضع قانون متعه ( براي ريشه كن كردن موانع اقتصادي ازدواج ) و علاوه بر مجازاتهاي سختي كه براي منحرفين جنسي در نظر گرفته شده است ، ساير قانونهاي اسلامي به گونه اي ارايه شده اند كه چنانچه حتي شخص بدلايلي از ازدواج باز ماند ، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس اين قانونها ، فريضه نوراني “ نماز ” است .(9) نمازگزار با امداد از “ نماز ” توانايي كنترل غرايز خود را افزوني مي بخشد و آتش سوزاننده و پر لهيب فحشاء را كه چه بسا ممكن است به انحراف جنسي بيانجامد به آب عفاف ، سرچشمه گرفته از “ نماز ” خاموش مي كند.

تاثير نماز بر احساس امنيت رواني

پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند ( بگوييد ) اگر مي دانيد ! ( بگو ) : كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند . ( سوره مباركه انعام ـ آيه شريفه 82)

هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هايي متفاوتي به كار مي رود ، اما بر اساس تعريف “ هانس سليه ” ( روانشناس مشهور ) استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد كه قادر به ايجاد بيماريهاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است .

مطالعات “ هاروي برنر ” ( محقق برجسته استرس ) نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماريهاي جسمي ، خودكشي و ديگركشي ، پذيرش به بيمارستانهاي رواني و زندانها و.. در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ،، به مراتب بيشتر از افراد عادي است .

از آنجا كه زندگي انسانها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زيستن و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداري انسان از وسايلي كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس مي شود .

چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكانهايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را بدانجا مي كشاند ( مكانهايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستانهاي جسمي و رواني ، قبرستان جوانمرگ ها !؟! ، زندانها و .. ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است .

بعنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندانها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند . يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستانها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است .

اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد . بعنوان مثال : بررسي جوامع “ هوتري‌” در آمريكاي شمالي حاكي از آن بود كه بروز اختلال رواني در آنها كمتر از ساير افراد جامعه است . جوامع هوتري نسبتا پايدار و منزوي هستند و در شرايط آرام كشاورزي و با عقايد ديني استوار زندگي مي كنند .

بدين ترتيب مي توان با فيلسوف بزرگ قرن اخير “ ليمان ” هم عقيده بود ، آنجا كه گفته است : “ دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيه گاه روحي مي بخشد .” با اين اوصاف “ نماز ” بعنوان برجسته ترين چهره ايمان ، نقش بزرگي در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرس ها در انسان ايفا مي كند و اگر به ياد آوريم كه بيش از 60% مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند و بيماريهاي

( روان تني ) در طب نوين روز به روز جايگاه مهمتري پيدا مي كند ، مي توانيم از دريچه تازه اي از نقش نماز در بيماريهاي جسمي سخن بگوييم .

پس با اين ديدگاه ، در چند شماره آينده به بررسي تاثيرات نماز بر برخي اختلالات مورد بحث در طب روان تني خواهيم پرداخت .

تاثير نماز بر بيماريهاي تيروئيد

در اصطلاح لغوي مردم كرمان ( بويژه در گويش سيرجاني ) ، از بيماري گواتر تيروئيد با عنوان “ غمباد ” ‌( غم + باد ) نام برده مي شود . چرا كه تجربه به آنها نشان داده است اين بيماري كه تظاهر عمده آن به صورت بزرگي منتشر غده تيروييد است بيشتر در اشخاصي بروز مي كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتي بيشتري در طول زندگي خود بوده اند !

اين باور قديمي كرمانيان ، توسط منابع علمي جديد نيز تا حدودي تأييد مي شود . چرا كه “ طي ساليان دراز ، پزشكان بروز پركاري تيروييد را متعاقب ناراحتيهاي هيجاني ، استرس و شوك هاي مختلف ، گزارش كرده اند . استرس هاي هيجاني متفاوتي ممكن است با بروز پركاري تيروييد ، عمراه باشد . مثلا داغديدگي ، گرفتاريها و بحرانهاي زناشويي ، نگراني هاي خانوادگي و مال ، تصادف و غيره ” (10)

هر چند كه عوامل مختلفي ، بصورت پديده هاي زنجيره اي و پي در پي ، در تيروييد ، بيماري ايجاد مي كنند . ولي شواهد قوي نشان ميدهد كه استرس هاي رواني ـ اجتماعي و گرفتاريهاي هيجاني مي تواند اثر آشكار ساز در شروع بيماري داشته باشد .

بنابراين هر عاملي كه سبب تخفيف و كاهش استرس ها شود ، مي تواند بعنوان پيشگيري كننده از برخي بيماريهاي غده تيروييد مطرح گردد .

تلقين هاي اميد بخش و زندگي ساز توأم با نماز (11) كه در صورت حضور قلب و توجه به مفاهيم نماز تجلي مي كنند ، به نمازگزار حس همه جانبه امنيت رواني را هديه مي دهد كه در شماره گذشته به اختصار پيرامون ، آن سخن گفته ايم . در اينجا نيز بد نيست اشاره كنيم ، در پاييز 1994 يك پزشك محقق آمريكايي به نام “ ارنست ـ لي ـ رسي ” پس از سالها تحقيق به پيشنهاد مقوله اي به نام “ پزشكي انساني ” پرداخته است كه در آن “ احساس ” بعنوان پل ارتباطي ميان “ جسم و روح ” معرفي شده است .

بدين معنا كه اين محقق آمريكايي و همكارانش به اثبات رسانده اند كه روان از طريق تصورات و احساسات انسان بر ريو “ ژن ها ” تاثير مي گذارد و انقلاب نوين كه متحول كننده عرصه علم خواهد بود ، ورود احساس و روان در دنياي پزشكي است .(12)

بدين ترتيب روح و روان قدرتمند نمازگزار ميتواند پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي ( از جمله بيماريهاي تيروييد ) باشد .

پی نوشتها :

1 . ر 1. روانپزشكي ليتفورد ـ ريس ( ترجمه زير نظر عظيم وهابزاده ) صفحه 297

2. در حاشيه شايد جالب باشد به ياد آوريم بسياري از خوارج ملعون نهروان دچار وسواسهاي فكري و عملي شديد در مسائل اسلامي بوده اند .

3.روانپزشكي لينفورد ـ ريس : مقاله اختلالهاي خلقي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ، ص 254

4.همان منبع ص 257

5.همان منبع ص 258

6.همان منبع 258

7. ترجمه سيناپس روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ـ جلد سوم ـ ص 72

8. روانپزشكي ليفودريس ـ مقاله اختلالهاي جنسي ـ ترجمه دكتر لون داويديان ـ ص 313

9. براي شرح بيشتر رجوع شود به نكته پانزدهم از اين مجموعه مقالات ، با عنوان “ تاثير نماز بر بيماري مقاربتي ”

10.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ( ويراستار : دكتر عظيم وهابزاده ) ـ ص 172

11.در اين مورد مراجعه كنيد به “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” درادامه همين مجموعه مقالات

12.شرح تحقيقات اين پزشك و همكارانش در سالهاي اخير در ماهنامه اي موسوم به “ پيشنهاد ” به چاپ مي رسيد . هر چند كه نتايج او با امكانات امروزي علم بشر كمي غلو آميز به نظر مي رسد و شايد به همين دليل نتايج او هنوز در منابع معتبرتر علمي ، به چاپ نرسيده اند .

تاثير نماز بر سلامت جسمي كودكان

تاثير نماز بر سلامت جسمي كودكان

و أمر اهلك بالصلوه واصطبر عليها

و خانواده ات را به نماز و صبر نمودن بر آن امر كن ( سوره مباركه طه ـ آيه شريفه 132 )

پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه “ كودكان ” هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به حساب آوريم و در بعد بررسي فوايد پزشكي نماز ، نكات متعددي را به سلامتي كودكان ، جداي از بزرگسالان اختصاص دهيم. اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته اين تنها طي دو نكته و به گونه اي فهرست وار ، از برخي تاثيرات مستقيم و غير مستقيم نماز بر سلامت جسمي و رواني كودكان ، سخن مي گوييم .

سلامت كودكان ، از آرزوها و ايده آلهاي همه جوامع بشري است و از اين رو مجامع بين المللي متعددي با قصد حمايت از سلامتي و كمك به پيشرفت كودكان ، بوجود آمده اند . اما آنچه كه كمتر مورد توجه همه اين مجامع بوده است ، شايد توجه به نقش بي نهايت عميق دستورات ديني در ايجاد سلامتي اطفال باشد .

بعنوان مثال حدود دو دهه پيش ، مجامع علمي جهان ، شيرمادر را براي شيرخواران ، بي كفايت تشخيص دادند و اقدام به تهيه شير خشكي كه گمان مي بردند ، مفيدتر از شير مادر است ، نمودند و انواع و اقسام شير خشك را با تبليغات وسيع بر له آنها و عليه شير مادر ، به بازار فرستادند ، اين در حالي بود كه از قرنها پيش در آيات استوار قرآن از جمله آيه شريفه 233 از سوره مباركه بقره و آيه 12 از سوره مباركه لقمان ، چند بار تاكيد بر استفاده از شير مادر ، آن هم تا دو سال شده بود . با اين وجود بسياري از مادران ( از جمله حتي مادران مسلمان ) ، گول تبليغات علمي را خوردند و به كودكان خود به جاي حياتي ترين و سلامتي بخش ترين ماده غذايي كه توسط آفريدگار هستي توليد و توصيه شده بود ، شير خشك بي خاصيت و بسيار مضر ساخت انسانها را خوراندند .

اما با پيشرفت بيشتر دانش و تجهيز بيشتر آزمايشگاههاي علمي ، چند سال بعد برخي برتريهاي شير مادر ،روشن شد و اين بود كه دامنه تبليغ عليه آن محدود تر شد و علم نسبي بشر اعلام كرد : “ شير مادر ، تا حداقل 6 ماه مفيدترين ماده غذايي براي كودكان است ” كه اين دستور نيز هنوز ، با دستور قرآني ، كمي متناقض به نظر مي رسيد ، تا اين كه آخرين تلاشهاي بشر براي شكافتن هر چه بيشتر محتويات شير مادر و شناسايي اجزاي آن به نتيجه رسيد و كار بدانجا كشيد كه سرانجام در سالهاي اخير ، علم به اين حقيقت اعتراف كند كه : شير مادر ، آن هم تا دو سال ، ضروري ترين ، اساسي ترين و حيات بخش ترين نياز كودك به شمار مي آيد و محروميت كودك از شيرمادر ، او را در معرض طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي جسمي و رواني ، قرارمي دهد . و آيات شكوهمند قرآن و فرمايشات معصومين (ع) در اين مورد همچنان استوار و درخشان بر جاي خود بود .(1)

با اين قياس ، مي توان نتيجه گرفت وقتي كه يكي از ساده ترين دستورهاي قرآني غنايي تا بدين حد مثلا “ در تامين سلامت كودكان دارد ، دستورات مؤكد و مكرر آن ( مثل نماز ) ديگر تا چه پايه اي مفيد و سودمندند .

واقعيت اين است كه سودمندي “ نماز در سلامت جسمي كودكان ، بوضوح قابل مشاهده است . از جمله اين كه با پايبندي به نماز در جامعه مي توان به راحتي با آن گروه از بيماريهاي مادرزادي بسيار شايع در نوزادان كه بر اثر فسادهايي مانند اعتياد ، الكليسم ، بيماريهاي مقاربتي و .. بوقوع مي پيوندد ، وداع نمود . “ كودك آزاري “ كه بخش مهمي از علل بستري و مراجعه كودكان به مراكز پزشكي و روانپزشكي را تشكيل مي دهد ، در پرتو نماز و در جامعه نمازگزار ، بي معني به حساب مي آيد . عفونت هاي گوناگوني كه در كودكان ايجاد بيماري مي كنند توسط نماز تعديل مي شوند بعنوان مثال به اثبات رسيده است كه بخش مهمي از مرگ و مير نوزادان در بدو تولد به دليل تماس با بدن آلوده اطرافيان ( از جمله دستهاي آنها ) است . كه طهارت دائمي ناشي از نماز مي تواند يك عامل مهم پيشگيري از اين قبيل مرگها باشد . كه اگر به اين قبيل مثالها ، فوايد ديگري ناشي از زندگي يك كودك ، درر خانواده هاي مذهبي را ، اضافه بكنيم ، مثلا “ به سنت حسنه ختنه اطفال ، كه خطر عفونتهاي ادراري را در آنها تا يكصد برابر ، كاهش مي دهد و يا عادت پيدا كردن به مسواك و .. را اضافه نماييم خواهيم ديد كه چگونه تعاليم اسلامي ، كودكان را در معرض سلامتي جسماني قرار مي دهد. يا اين كه آموزش وضو به كودكان ، كه در واقع نوعي آموزش پاكيزگي و طهارت به آنهاست و از آنجا كه بخش عمده اي از بيماريهايي عفوني شايع در اطفال از جمله حصبه ( تيفوئيد ) ، فلج اطفال ، هپاتيت a و .. از طريق مدفوعي ـ دهاني ( fecal - oral) انتقال مي يابند ، مي توان با بهره از طهارت ناشي از نماز ، از ميزان بروز و شيوع اين بيماريها به شدت كم نمود ، همانطور كه امروزه در ممالك پيشرفته غربي ، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا ( كه اتفاقا “ با اوقات نماز ، تقريبا ” مقارنت دارد ) از اصول اوليه اي است كه به اطفال ، در مدارس ابتدايي ، آموزش داده مي شود .

علاوه بر محاسن جسمي بسيار متعددي كه از زندگي يك كودك در يك خانوداه مومن و نمازگزار ، براي او حاصل مي شود ( از جمله اين كه مادر با تقوي و مومن كودك ، با اقتداي به قرآن و سخن معصومين (ع) كودكش را تا دو سال كامل شير مي دهد و اين وظيفه بي نهايت بزرگ را به بهانه هاي پوچ و واهي ، از جمله اشتغال در بيرون منزل و .. رها نمي كند و در نتيحه كودك خود را در مقابل طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي مرگبار جسمي و رواني و انحرافات و اعتيادات و .. در آينده ايمن و واكسينه مي كند ) (2) . مي توان بدين نكته مهم نيز توجه نمود كه ملكه شدن عادت حسنه نماز ،در كودك صرفنظر از عظمتهاي عبودي بيشمار آن و صرفا ” از ديدگاه پزشكي ، به خاطر محاسن بهداشتي و طبي بيشماري كه بر نماز مترتب است ( و ما به قسمت كوچكي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره كرده ايم ) سبب خواهد شد كه همه اين محاسن بيشمار در آينده ،كودك را همراهي كند و او را در راه ساختن زندگي سالم و موفق ياري دهد .

 

تاثير نماز ، بر سلامت رواني كودكان

رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء

پروردگارا ! من و فرزندانم را اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعاي مرا قبول فرما . سوره مباركه ابراهيم ـ آيه شريفه 40

عبارت مشهور “ العلم في الصغر ، كالنقش في الحجر ” ( دانش در كودكي ، مانند نقش پايدار در سنگ است ) ، امروزه با پيشرفت دانش پزشكي و روانپزشكي و بخصوص با پيدايش “ روانكاوي توجيه كامل علمي پيدا كرده است .

روانشناسي مدرن ، با تداعي از مكتب روانكاوي فرويد و نظريات “ ژان پياژه ” ، “ جان باولف ” و بسياري از دانشمندان ديگر ، به ما مي گويد كه مهمترين دوران زندگي بشر كه بوجود آورنده شخصيت نهايي او ، خواهد بود ، دوران كودكي است . بر اين اساس هر قدمي كه در جهت ايجاد سلامت رواني اطفال برداشته شود ، به نوبه خود سبب ايجاد جامعه اي سالم و موفق خواهد شد .

اما بزرگترين موهبتي كه ممكن است در جهت ايجاد سلامت رواني نصيب يك طفل نورسيده گردد ، پاي گذاشتن او در خانواده اي مومن و نمازگزاراست .

تعاليم آيين حيات بخش اسلام كه حتي كوچكترين مسائل بشري را بدون پاسخ نگذاشته است ، از همان بدو تولد نوزاد براي او برنامه ها و روشهاي متعددي دارد ، كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت هميشگي انسان است .

از جمله در بعد سلامت رواني ، آيين اسلام به والدين و بخصوص پدر ، مؤكدا حكم كرده است كه مثلا نام نيك بر بچه بگذارند (3) و امروز علماي روانشناسي متفقا به اين نتيجه رسيده اند كه چگونه نام يك كودك در شكل گيري شخصيت او ، تاثير گذار است و چگونه يك نام بد ممكن است موجبات تحقير كودك ( مثلا تمسخر او توسط همسالان ) و در نتيجه تزللزل شخصيتش گردد و يا هنگاميكه روانكاوي در قرن بيستم ، حكايت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسي در وجود اطفال مي كند . آن گاه مفهوم عميق آن بخش عظيم از احاديث و روايات معصومين (ع) كه مثلا “ بوسيدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگي منع كرده اند ، يا اجازه نداده اند كودك برهنه در كنار كسي بخوابد و …. روشن مي شود .(4)

در هر صورت كودكي كه در خانواده مومن و نمازگزار بدنيا مي آيد و زمزمه حيات بخش “ اذان ” و “ اقامه ” در گوش راست و چپش نخستين نغمه زندگي او مي گردد ، كودكي است كه گام در مسيري سعادت بخش گذاشته است .

تغذيه كودك تا دو سال بوسيله شير مادر و بهره مندي كامل او از آغوش پر مهرش ، كه يك موهبت اسلامي است به او ايمني محير العقولي در مقابل بخش عظيمي از بيماريهاي رواني مي بخشد ، مثلا احتمال اضطراب يا افسردگي كه بر اثر جدايي از مادر به وقوع مي پيوندد ، بسيار كم مي شود. با اين كه امروزه روشن شده است اكثر كساني كه به دام مهلك اعتياد گرفتار مي آيند كساني هستند كه در كودكي ، از شير و آغوش مادرانشان محروم بوده اند .(5)

شيوع اسكيزوفرني كه خطرناكترين و مهلك ترين بيماري در روانپزشكي است در بچه هاي خانواده هاي مسلمان و نمازگزار به شدت كاهش دارد ، چرا كه علم امروز ثابت كرده است كه بروز اسكيزوفرني ، ارتباط معني داري با وجود سيستم زن سالاري در اداره خانواده ها دارد (6) ،كه مسلما “ در خانواده هاي نمازگزار ، با رعايت اصول درخشان قرآني ، از قبيل ( الرجال قوامون علي النساء) و رد صريح و قاطع سيستم شوم “ زن سالاري‌” ، قدم بزرگي در جهت كاهش ميزان ابتلا به اين اختلال برداشته مي شود .

همچنين درباره آثار مثبت و متعدد ، قانون مؤكد اسلامي مبني بر آزاد گذاشتن كامل كودكان تا سن 7 سالگي و پرهيز از تنبيه و ايجاد محدوديت ننمودن براي آنها ، مي توان تعمق بسيار نمود .

هر چند كه درباره تاثير زندگي كودك ، در يك خانواده نمازگزار در كاهش ميزان ابتلاي او به عوارض رواني ( كه از آثار غير مستقيم نماز بر سلامت رواني اطفال است ) بسيار مي توان سخن گفت و بخصوص به تاثير نماز در اختلالات رواني مختص اطفال كه بخش قابل توجهي از كتب روانپزشكي را تشكيل ميدهند ، اشاره كرد ، اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته ايم ، اين بررسي را به فرصت ديگري موكول مي كنيم و به همين نكات مختصر كه فهرست وار اشاره نموديم ، بسنده مي نماييم.

اما بعد ديگر ، تاثيري است كه نماز به طور مستقيم بر حالات رواني اطفال دارد و آن بر اثر نماز خواندن خود كودك حاصل مي شود .

شروع نماز در سنين كودكي ، سبب مي شود كه او اين صفت حسنه را به صورت يك عادت معمول و سازنده در جسم و روان خود ، ملكه نمايد و جزو برنامه هاي هميشگي زندگي خود ، قرار دهد و در نتيجه از همه فوايد مترتب بر نماز ، در بعد سلامت رواني ( كه به برخي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره شده است ) در آينده برخوردار گردد.

بعلاوه با شروع نماز در دوران كودكي ، مفاهيمي مثل خدا و مذهب و دستوراتي مثل تعاليم اسلامي ، چنان در ذهن پذيرنده و شفاف كودك كه هنوز سنگيني و تيرگي گناهان صفحه وجود او را ( در واقع ظرفيت هاي فكري و مغزي او را ) آلوده نكرده است ، جاي مي گيرد ، كه امكان شكاكي در اين مقولت در آينده و نشخوارهاي منفي بافانه فلسفي ، كه سر منشاء ماده گرايي ها و دنيا طلبي ها و بسياري از بيماريهاي روحي و رواني است ، بسيار كاهش مي يابد .

اين نكته بخصوص بايد مورد توجه خانواده هايي قرار بگيرد كه با وجود آن كه خود را مسلمان ميدانند اما وقتي كه فرزندشان به سن تكليف مي رسد او را به بهانه اين كه :

“ هنوز خيلي كوچك است ! ” به خواندن نماز تحريك نمي كنند. اين مسئله كه با كمال تأسف به خصوص در مورد دختر بچه ها كه سن تكليف آنها پايين تر است ( 9 سالگي ) ، شيوع بيشتري دارد ، مسبب عوارض مخرب بسياري در آينده كودك خواهد شد .

در حقيقت پدر و مادراني كه با دلسوزي ساده انديشانه ، فرزند خود را به برپاداري نماز تحريك نمي كنند ، خيانت بزرگي از جهت محروم نمودن كودك خويش از اين نعمت بزرگ مرتكب مي شوند چرا كه به اين ترتيب گويي به آلودگي كودك خويش ، به انواع گناهان و انحرافات و بدبختيها و بيماريهاي جسمي و رواني ، رضايت داده اند و او را به خسارت سنگين در دنيا و آخرت ، محكوم نموده اند .

و به همين دليل است كه آيين مقدس اسلام و بخصوص ائمه بزرگوار شيعه (ع) با توصيه هاي مؤكد مسلمانان را به آموزش مرحله به مرحله نماز ، به كودكان فرا خوانده اند و حتي با اين كه از مجازات ها و تنبيهات بدني در مورد كودكان ، بخصوص قبل از 7 سالگي ، منع نموده اند در مورد تحريك به نماز گاهي امر به تنبيه كودكان فرموده اند. در اين مورد در حديثي معتبر از حضرت امام صادق (ع) آمده است كه فرمودند : چون پسر ، سه ساله شود ، پدر و مادر به او مي گويند كه : هفت مرتبه بگو “ لا اله الا الله ” و چون سه سال و هفت ماه و بيست روز ، از عمرش بگذررد ، به او ميي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ محمد رسول الله ” ، پس چهار سالش تمام شود به او مي گويند كه هفت مرتبه بگويد : “ صلي الله علي محمد و آله ” پس چون پنچ سالش تمام شود او را وا مي دارند ، كه خدا را سجده كند .

اما چون شش سالش تمام شود . نماز به يادش مي دهند و به نمازش ميدارند و چون هفت سالش تمام شد ، وضو را به او ياد مي دهند و امر به نماز مي كنند او را و چون نه سال تمام شود و وضو و نماز را بخوبي به او مي آموزند و بر ترك وضو و نماز كنك بزنند . پس چون كودك وضو و نماز را ياد گرفت ، خداوند پدر و مادرش را خواهد آمرزيد .(7)

مفاهيم عميق اين حديث از جمله اين كه اقامه نماز پس از اقرار به توحيد و نبوت ( كه اساسي ترين اصول اعتقادي اسلام هستند ) قرار گرفته و اين كه عمل به اين حديث ضامن آمرزش پدر و مادر تلقي شده است ، بايد به دقت مورد توجه خانواده ها قرار بگيرد .

 

تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني

پيامبر اكرم (ص): الصلوه قربان كل تقي نماز وسيله نزديكي با تقوايان به خداست

“ تلقين ” از گذشته هاي دور تا عصر حاضر ، از پر راز و رمزترين و شگفتي بر انگيزترين ، پديده هاي انساني ، به شمار مي آمده است و از جمله مواردي است كه منطق و دانش بشري حتي در عصر “ انفجار علوم ” هنوز به توجيه كامل علمي تعريف مي شود ، كه سبب پذيرش از روي اعتقاد يك پيشنهاد مي شود ، بدون آن كه زمينه منطقي مناسب براي چنين پذيرشي موجود باشد ” .(8)

تلقين به روشهاي مختلف ممكن است ،انجام پذيرد. مثلا ممكن است از طرف شخصي به شخص يا اشخاص ديگر و يا حتي گاهي به صورت خود بخود انجام بپذيرد .

در هر صورت در قاموس تلقين كلمه “ نه ” وجود ندارد و بوسيله آن تقريبا هر كار غير ممكني ، ممكن مي نمايد . گاه حتي بر اثر تلقين چنان آثار و نتايج شگفت انگيزي پديد مي آيد ، كه سبب مي شود برخي پديده هاي مربوط به آن به امور غيبي نسبت داده شود و اين موضوع گهگاه مورد سوء استفاده عده اي سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا بوسيله آن خود را اشخاصي مقدس و مرتبط با غيب و ماوراء الطبيعه معرفي نمايند .

بعنوان مثال مي توان به جلسات عجيب و غريب احضار ارواح اشاره نمود كه با كمال تاسف در سطح كشور اسلامي ما و حتي در بين قشر روشنفكر و مسلمان ، طرفداران بسياري پيدا كرده است . حال آن مسائلي كه طرفداران اين عمليات مسخره ( كه بوسيله حركت يك استكان يا نعلبكي بر حروف درج شده روي يك ميز چوبي صورت مي گيرد !؟! ) آن را جزو مسائل عجيب و خارق العاده مربوط به احضار ارواح ! مي دانند ، از ساده ترين و پيش پا افتاده ترين مسائل قابل توجيه با پديده تلقين است : هر يك از شركت كنندگان در جلسه احضار ارواح بوسيله تلقين به خود و البته به صورت ناخودآگاه اطلاعاتي را ضمن حركت استكان بر حروف روشن مي سازد . كه ديگران به كلي از آن بي اطلاع بوده اند در نتيجه شخص با اين كه بر اثر تلقين نمودن به خودش ، شخصا “ و ناخودآگاه اطلاعات خصوصي خويش را افشا كرده است ، اين اثر را به روح نسبت مي دهد. در نتيجه اين شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شديد پيدا مي كند تا جائيكه همه پيشگوئيهاي روح به اصطلاح حاضر شده ! را در مورد آينده نيز باور مي كند و هيچ بعيد نيست كه مثلا “ اگر روح پيشگويي كند كه : فردا پاي تو خواهد شكست ! شخص چنان به خود حتمي بودن وقوع پيشگوئي روح را تلقين نمايد كه در كمال تعجب اطرافيان ، فرداي آن روز پايش بشكند !؟! و در اثر اين باز هم بازار تبليغ براي قضيه و تلقين صحت آن گرمتر شود و معمولا در اين جلسات يك آدم سودجو و شارلاتان هم پيدا مي شود كه گهگاه خود را بعنوان “ مديوم ” هم جا مي زند و ضمن اين كه ته دل به ريش بقيه حضار مي خندد و در مواقعي كه نياز به پيشگويي از آينده مي شود ، يا تلقين هاي ايجاد شده در حاضرين به حدي نيست كه منجر به حركت استكان شود ، شروع به حركت دادن آن هر طور كه خودش دلش بخواهد مي كند.

علاوه بر اين قبيل مثالها سودجويي از پديده تلقين ، در طيف گسترده اي از فعاليتهاي بشري ، از تلقين يك فرد و عقيده خاص گرفته ، تا تبليغات مختلف مثل تبليغات تجارتي ( كه در همه اشكال خود فقط بر قدرت تلقين تكيه دارند )(9) را در بر مي گيرد .

در اين مورد سوء استفاده از تلقين بخصوص در مورد مسائلي كه ادعا مي شود جنبه غير مادي و ماورائي دارند ، همانطور كه ذكر كرديم به كرات به چشم مي خورد و گاهي هم به صورت بازاري براي خالي كردن جيب افراد ساده انديش در مي آيد. مثلا يك جنبه مهم ديگر از تلقين كه در آن مسائل مربوط به “ هيپنوتيزم ” مطرح است و گهگاه با تسخير اراده افراد سبب پرده دري هاي شوم و افشاي رازهاي شخصي افراد مي شود و درست به همين دليل است كه اين قبيل امور ، مثل هيپنوتيزم از سوي بسياري از فقهاي بزرگوار شيعه ( جز در مواردي كه ضروريات درماني ايجاب مي كند ) حرام اعلام شده است .

اما تلقين همان قدر كه مي تواند مورد سوء استفاده قرار گيرد و مسبب ضرر رساندن به مردم بدليل تحريف اذهان آنها از حقيقت يا كشف اسرار آنها و .. گردد ، مي تواند در موارد بسياري بعنوان يك پديده مفيد ، مورد استفاده و بهره برداري قرار بگيرد . و اين امر با توجه به آنچه كه پيرامون قدرت شگرف تلقين در ممكن نمودن غير ممكن ها گفتيم ، تحقق مي پذيرد و اين قبيل تلقين ها كه در جهت شيرين كردن زندگي انسان و موفق نمودن او در كارهايش ( مثلا در جهت اهداي سلامتي به او ) به كار برده مي شوند را مي توان “ تلقين هاي سازنده رواني ” ناميد . بعنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقين كند كه آدم بيمار يا بدبختي است ، ديري نمي پاييد كه بدبختي و مرض زندگي او را پر مي كند ( تلقين مخرب رواني ) اما اگر شخصي دائما به خود بگويد كه من فرد سالم و نيرومند و خوشبختي هستم ديري نمي پايد كه خود را خوشبخت ترين و سالمترين فرد روي زمين احساس مي كند .(10) در اين مورد گاهي حتي خود غربيان ، پا را از دايره معقولات هم فراتر نهاده اند و حتي ادعا كرده اند كه آدمي كه در هفت آسمان يك ستاره هم ندارد و حتي ته جيبش يك پول سياه هم پيدا نمي شود ! اگر چند روزي دائما به خود تلقين نمايد كه من پولدارترين و سرمايه ترين آدم روي زمين هستم ، ديري نمي پايد كه در گنجهاي آسمانها و زمين بر روي اين آدم آسمان جل باز مي شود و در مدت كوتاهي تبديل به يك كاپيتاليست تمام عيار مي شود !؟! (11)

توجيه علمي و پزشكي نيز در اين قبيل موارد ، بدين صورت بيان مي شود كه تلقين دائمي و توجه مداوم به سلامت و خوشبختي و يا حتي ثروتمند شدن در يك شخص باعث مي شود كه به زبان روانشناسي برخي استعدادهاي نهفته او ( كه در ضمير ناخود آگاهش پنهان هستند ) و به زبان پزشكي برخي ناقل هاي عصبي (12) بخصوص ، كه غير فعال بوده اند . بر اثر توجه و تلقين ( اثر قشر مغز و اراده ) پيدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتي و خوشبختي هدايت كنند يا شم اقتصادي او را شكوفا سازند و مسبب موفقيت او در جهت ثروتمند شدن گردند .

با اين اوصاف بديهي است كه هر چه شخص از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار باشد ، انواع تلقين از جمله اين قبيل تلقين هاي سازنده رواني كه منجر به موفقيت او مي شوند به نحو موثرتري عمل مي كنند .

از طرفي ، علم و تجربه ثابت كرده اند كه انسان در برخي حالات خود ، از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار مي شود ، به عنوان مثال در اوج فلسفه هيپنوتيزمي ( سومنامبوليزم ) انسان در شرايطي قرار مي گيرد كه حتي اگر به او تلقين كنند كه مثلا آتش سيگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند ، اين تلقين چنان مي كند كه شخص هرگز متوجه سوختن شديد پوست و عضلات دست خود ، نخواهد شد . ( البته بايد توجه داشت كه اين مثال ربطي به تلقين هاي سازنده رواني ندارد)

اما بايد ديد كه انسان در اوضاع معمولي در چه حالاتي مي تواند خود را بيشتر در معرض تلقينات رواني ، قرار دهد و در چه شرايطي از درجه تلقين پذيري بالاتري برخوردار است .

با توجه نمودن به شرايط وپژه نمازگزار ، از نظر تكرار اقامه نماز در زمانهاي خاص ، شرايط ويژه جسماني مثل طهارت جسم ، پاك بودن لباس ، غصبي نبودن محل و .. ، الفاظ ، اذكار و توجهات خاص در هر كدام از بخشهاي نماز . حركات خاص و سمبليك (مثل سجده) ، همچنين نحوه قرارگرفتن هميشگي نمازگزار در مقابل قبله و در جريان ميدانهاي الكترومغناطيسي زمين ... و از طرف ديگر شناخت هايي كه نمازگزار از خداوند و اصول مذهب و دستورات آن ( از جمله در مورد نماز ) آموخته است يا بخصوص آنچه كه نمازگزار در مورد نماز تجربه كرده است ( مثلا حاجتهاي متعددي كه بر سر سجاده نماز از خداوند طلب كرده و نتيجه گرفته است ) و عوامل بسيار متعدد ديگر ، همگي سبب مي شوند كه فرد هنگام نماز در شرايط ويژه اي از تلقين پذيري قرار بگيرد و بر اثر آن ، آن چه به خاطر طلب آن از خدا ، به نماز خود توجه مي كند و آن چه را كه در حين نماز ، در رابطه با آن به خود تلقين مي نمايد ، برايش حاصل مي شود .

چرا كه تلقين ها و توجهات در اين شرايط خاص ، منجر به فعال شدن ناقل هاي عصبي كه فرد را در جهت طلب حاجت خود ياري مي نمايند ، مي شود ، يا به زبان ساده تر تلقين در اين شرايط ويژه سبب مي شود كه فرد استعدادهاي نهفته دروني خود را به كار اندازد و از آن در امور خود ياري بجويد .

بعنوان مثال معروف است كه هرگاه حكيم ابن سينا ، در مسائل علمي خود با مشكلي مواجه مي شده است ، به اقامه دو ركعت نماز مي پرداخته است . توجيه معمولي و صد البته درست قضيه ( صرفنظر از مسائل پزشكي ) اين است كه ابن سينا براي حل مشكل فكري خود ، از درگاه خدا استمداد مي نموده است .

اما توجيه علمي آن با توجه به ناقل هاي عصبي و مسائل مربوطه به آن (كه تفكر را هم جرياني ناشي از برخي تغييرات در ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب مي داند ) اين است كه ابن سينا ، به خاطر آن كه اعتقاد داشته است كه مشكل فكريش با نماز حل مي شود (محتويات مطلوب حافظه) و اراده نموده است كه مشكلش را به اين طريق حل كند ( استفاده از قشر مغز و تلقين ) سرانجام موفق مي شده است كه ناقل هاي عصبي كه منجر به حل مشكل فكري او مي شوند يا همان استعدادهاي نهفته مانده ذهني خويش را ، در خود فعال نمايد و از آن در حل مشكل فكريش ، بهره ببرد.

به همين ترتيب عارف سترگي كه اراده مي كند در نمازش ، عشق الهي را تقويت نمايد ناقل هاي عصبي مربوط به عشق الهي را در نماز خود تقويت مي كند و افزايش ميدهد ، يا دانش آموزي كه اراده مي كند ، اعتماد به نفس خود را بوسيله نماز افزايش بدهد ، به مرور اعتماد به نفس را به خود تلقين مي كند و ناقل هاي عصبي مربوط به آن را فعال مي سازد. يا كشاورز عامي ، كه در نماز خود ، طلب روزي حللا ، از درگاه الهي مي كند ، در واقع ناقل هاي عصبي حركت دهنده در جهت كسب روزي حلال را در خود تقويت مي نمايد .( مثلا راههايي براي برداشت محصول بهتر و بيشتر ، كه تا آن روز به آن فكر نمي كرده يا متوجه آن نبوده است ، به ذهنش مي رسد ) .

اما لازم به توجه موكد است كه همه اين مسائل با توجه به ديدگاههاي پزشكي و روانشناسي و صرفنظر از آن بخش از قضا و قدر الهي است كه مثلا كتاب “ اغراض ما بعد الطبيعه ” را براي حل مشكل فكري ابن سينا در مسير او قرار مي دهد ، يا باران رحمت الهي را پس از مدتها خشكسالي بر محصول آن كشاورز عامي ، فرو مي آورد . بدين ترتيب واضح است كه هر كس با توجه به تصويري كه در ذهن خود ، از خوشبختي ترسيم نموده است ، مي تواند با امداد از توجهات و تلقينات سازنده اي كه در شرايط ويژه تلقين پذيري ، در حين نماز انجام مي دهد ، ناقل هاي عصبي دستگاه مغز و اعصاب خويش را به سمت مطلوب خويش هدايت كند و اراده و اختيار خود را در آن جهت ، تقويت نمايد . و صد البته بالاترين و والاترين حد ممكن جايي است كه انسان هدف خود را رسيدن به آخرين درجه كمال كه همانا ، قرب الهي در سايه تخلق به اخلاق الهي ( كه همان راه معصومين (ع) است ) ، قرار دهد و بوسيله نماز ، اين امر را كه همراه با خوشبختي دنيا و آخرت است ، پيوسته تقويت بنمايد . اما در مورد تلقينات و توجهات ، اين نكته هم قابل ذكر است كه اين مقولات ، نه فقط در مواقع نمازهاي يوميه ، بلكه در تمامي لحظات زندگي يك فرد مي توانند با او همراه باشند ، اما بي شك در موقع نماز شرايط ويژه اي پديد مي آيد كه موقعيت نمازگزار را ممتاز مي كند و سبب مي شود كه تلقين هاي توأم با نماز در ساير لحظات زندگي و ديگر جلوه هاي آن نيز منشاء اثر باشند . از نقطه نظر پزشكي اين شرايط ويژه مي تواند متاثر از ساير ويژگيهاي نماز ( از جمله زمان نماز ، مكان نمازگزار ، طهارت ، اذكار و الفاظ حين نماز ، وضعيت جسمي و رواني نمازگزار و .. باشند . به اميد خدا ، در شماره هاي آينده با توجه به تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ، به چند نكته قابل توجه در اين مورد ، اشاره خواهيم نمود.

پی نوشتها :

1. علاوه بر آيه شريفه قرآن ، احاديث متعددي از معصومين (ع) ، به خصوص پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) ، مبني بر اين كه شير مادر مفيدترين غذا براي كودك است ، به ما رسيده است .

2. براي مطالعه پيرامون محاسن متعدد تغذيه كودك با شير مادر ، رجوع شود به متن سخنرانيهاي استاد دكتر علي اصغر وحيدي ، در كلاسهاي تئوري اطفال در دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كرمان .

حديث از امام صادق (ع) ـ كافي جلد 6 صفحه 49

4. براي مشاهده اين قبيل احاديث مراجعه كنيد به كتاب ارزشمند حليه المتقين ، اثر علامه بزرگ مجلسي (ره) ، صفحه 49

5.براي مطالعه درباره تاثيرات رواني تغذيه با شير مادر رجوع كنيد به مجموعه مقالات سمينارهاي مربوطه و بخصوص تحقيقات آقاي دكتر ياسمي ( روانپزشك )

6.رجوع كنيد به مجموعه ارزشمند و بي نظير “ اولين دانشگاه ،آخرين پيامبر ” اثر جاودانه شهيد دكتر سيد رضا پاك نژاد ـ جلد 21

7.حليه المتقين ، علامه مجلسي (ره) صفحه 93

.روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، ترجمه زير نظر مرحوم دكتر عظيم وهابزاده ، صفحه 388

9. همان منبع صفحه 389

10. در اين مورد ظاهرا بودا گفته است : “ خوشبختي چيزي نيست جز احساس خوشبختي ، ضمنا برخي از امثال و حكم از جمله ضرب المثل مشهور ايراني : “ بخند تا دنيا به رويت بخندد ”“ بر همين موضوع دلالت مي كنند .

11.براي مطالعه بيشتر درباره اين موضوع رجوع كنيد به كتابهاي عجيب و بامزه خانم “ كاترين پاندر ” ( كشيش آمريكايي ) از جمله بخصوص در سرتاسر كتاب ؛ “ قانون توانگري ” ترجمه خانم گيتي خوشدل

12. در ادامه اين مجموعه مقالات بحث هايي پيرامون ناقلهاي عصبي و تعادل آنها كه به بهترين شكل توسط نماز اين تعادل حاصل مي شود ، خواهيم داشت ، ضمنا پيشنهاد مي كنيم كه براي فهم بهتر مقاله “ تاثير نماز بر تلقين هاي سازنده رواني ” ، آن را يك بار ديگر پس از مطالعه نكته سي و هشتم از اين مجموعه مقالات ( تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي ) مطالعه فرمائيد .

دکتر مجيد ملک محمدي