جشن تكليف دختران

جشن تكليف دختران

دكترزهرا معتمدي، روانشناس، مشاور و كارشناس برنامه كودك شبكه دو، در حاشيه اين مراسم، در اين مورد به خبرنگار ما گفت: «به عنوان يك روانشناس معتقدم اين سن (۹سال) سن پيش بلوغ و اين دوره، دوره آماده شدن براي دوران بلوغ است. اين تلنگري است به خانواده ها و بچه ها كه دوران جديدي را با تغييراتي اساسي تر پيش رو دارند. اين به عهده خانواده ها و مدارس است كه فقط به مواردي مثل نماز و چادر و مراسم معمول كه در اين موارد مطرح مي شود، بسنده نكنند و به مسائلي مثل گفتار و رفتار بچه ها نيز توجه كنند. مسائل اخلاقي را خانواده در كودك دروني مي كند و اين فرصت مناسبي براي توجه به اين امر است.» از جمله برنامه هاي اين مراسم، بازي بچه ها با وسايل تفريحي، كليپ و سرودهاي ساخته شده مربوط به جشن تكليف، نامه اي براي خدا، آموزش قرائت نماز و برگزاري نماز جماعت بود. هدف از برگزاري مراسم به اين شيوه از سوي برخي از مسؤولان برگزار كننده، زمينه سازي و ايجاد آمادگي در كودكان براي آغاز دوران تكليف به شكلي جذاب، شناساندن جشن تكليف همراه با بازي براي الگوبرداري ساير مراكز آموزشي و تبديل اين روز به خاطره اي خوش و به يادماندني براي كودكان شركت كننده در مراسم عنوان شد. اما اغلب بچه هاي حاضر در اين مراسم كه با خبرنگار ما گفت وگو كردند اطلاع چنداني از مكلف شدن نداشتند. برخي از آنان در پاسخ به اين سؤال كه چرا به اينجا آمده ايد، مي گفتند براي بازي و بعضي از كساني كه عنوان مي كردند براي شركت در جشن تكليف، نمي دانستند جشن تكليف چرا و با چه هدفي برگزار مي شود.

 

ديدگاه فقها درباره سن بلوغ

 

برگزاري جشن تكليف براي دختران در نه سالگي همواره از سوي برخي صاحبنظران و كارشناسان امور اجتماعي مورد بحث بوده است. برخي كارشناسان در اظهارنظر خود تعارض ميان سن تكليف و برخي قوانين ديگر را مورد توجه قرار داده اند. شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل در اين باره در كتاب «حقوق تطبيقي كودك» بطور مفصل به بحث و بررسي پرداخته و آورده است: طبق قانون سن بلوغ در دختران نه سالگي است يعني دختر در اين سال حق ازدواج دارد ولي همين فرد تا ۱۵سالگي حق شركت در انتخابات و تا ۱۸سالي حق استخدام و دريافت گذرنامه راندارد. ضمن اينكه مسؤوليت كيفري نيز براي دختران در ايران نه سالگي در نظر گرفته شده است.

 

نظر مشهور علماي شيعه درباره سن بلوغ دختران پايان نه سالگي است و بر مبناي همين اجماع نيز در قوانين سن نه سالگي در نظر گرفته شده است. اين درحالي است كه در قرآن صراحتاً سني براي بلوغ ذكر نشده است هر چند كه در روايات متعددي يافت مي شودكه براي بلوغ سن ذكر شده است مرحوم علامه طباطبايي در اين باره آورده است: بايد ديد چرا خداوند متعال براي زمان بلوغ سن تعيين نفرموده بلكه آن را به آزمايش واگذار كرده است؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد شرايط جغرافيايي جهان را در نظر گرفت. در نقاط سردسير اطفال ديرتر به حد بلوغ مي رسند و برعكس در مناطق گرمسير كودكان زودتر بالغ مي شوند و از آنجا كه دين اسلام دين همه مردم جهان است و براي مردم منطقه خاصي تشريح نشده است، بلكه افراد مختلف و نحوه تغذيه نيز در رشد آدمي مؤثر است. قدرت طفل را بر زناشويي و نكاح كه زمان بلوغ او است به آزمايش و امتحان موكول فرموده است.

 

ديدگاه متفاوت

 

بر همين اساس برخي مراجع نظري متفاوت با ديدگاه مشهور دارند. آيت الله يوسف صانعي سن بلوغ در دختران را ۱۲ سالگي مي داند و بر اين اساس معتقد است كه سن تكليف نيز براي دختران پايان ۱۳ سال قمري است. البته اين فتواي ايشان ناظر به مسائلي چون حجاب نيست. آيت الله صانعي در باره حجاب با توجه به اين فتوا مي گويد: بين فرايض و غير آن فرقي نيست ولي در مسأله حجاب خصوصيت عفت و حياي اجتماعي و مقررات آنها مسأله اي خاص و با اهميت است.

 

آيت الله جناتي: در آيات سن ذكر نشده است

آيت الله محمد ابراهيم جناتي يكي از مراجع تقليدي است كه در اين باره نوشته هاي مفصل و نظرات ويژه اي دارد. وي به خبرنگار ما مي گويد: نظر مشهور در اين باره نه سال است كه در قوانين جمهوري اسلامي نيز آمده است از ميان فقهاي شيعه فيض كاشاني به ۱۳ سال و شيخ طوسي به ۱۵ سال براي سن بلوغ معتقدند در ميان اهل تسنن نيز ابوحنيفه ۱۸ سال، مالكي ها ۱۵ سال و شافعي ها ۱۷ سال را سن بلوغ مي دانند در قوانين بين المللي نيز براي سن بلوغ ۱۸ سال ذكر شده است. در روايات هم سن هاي متفاوتي از ۹ ، ۱۰ و ۱۴ آمده است اما در قرآن در اين باره به سن خاصي اشاره نشده است. آيت الله جناتي اضافه كرد: من تمام اين مواردذكر شده را بي اساسي مي دانم و بر اين اساس نيز در رساله عمليه خود ملاك بلوغ را حيض قرار داده ام يعني تا زماني كه خون حيض مشاهده نشده بلوغ او احراز نشده است. اين مجتهد در ادامه گفت: اين زمان نيز نسبت به مناطق مختلف جغرافيايي متفاوت است مثلاً در حجاز من دختراني را ديده ام كه درنه سالگي به سن بلوغ رسيده و حتي حامله مي شوند. علاوه بر مناطق جغرافيايي نوع زندگي نيز در رسيدن به سن بلوغ مؤثر است مثلاً براساس بررسي هايي كه به عمل آمده است در تهران دختران بالاي شهر زودتر از دختران خانواده هاي فقير حيض شده و به سن بلوغ مي رسند.

«اگر اين نظر را مبنا قرار دهيم، چه سني براي مسائل اجتماعي سياسي و حقوقي تعهد آور مي شود؟» آيت الله جناتي در پاسخ به اين سؤال تصريح كرد: در آيات رشد ملاك قرار گرفته است. رشد سياسي، اجتماعي متفاوت از تكليف شرعي است. نظر ما معطوف به تكاليف شرعي است و در مسائل ديگر كارشناسان و صاحب نظران همان حوزه بايد اظهارنظر كنند.

آيت الله صادقي تهراني: بلوغ در دختران ۱۳ سالگي است

آيت الله محمدصادقي تهراني نيز در زمره كساني است كه در رساله عمليه خود سن بلوغ را نه سالگي ذكر نكرده است. وي در اين باره گفت: سن بلوغ در نخستين مرحله اش كه بلوغ عقلاني نسبت به عقايد ديني است در سن ده سالگي به طور معمول بين پسر و دختر همسان است. سن ۱۳ سالگي بلوغ توان جسمي است كه قدرت روزه گرفتن براي هر دو دست كم يكسان است زيرا اگر دختر ناتوان تر از پسر نباشد دست كم همسان اند. اين مجتهد در ادامه تصريح كرد: در مورد بلوغ جنسي ، دختران نوعاً زودتر از پسران بالغ مي شوند كه براي دختر ۱۳ سال و پسر ۱۵ سال به بالا است. پس بحث بلوغ اقتصادي و ساير جريانات اجتماعي است كه پسران زودتر ازدختران بالغ مي شوند. و ي خاطرنشان كرد: قرآن شريف مي فرمايد «و اوصي عليه هذا القرآن لانذر به و من بلغ» اين بلوغ تمام مراحل بلوغ را براي پسران و دختران چه همسان و ناهمسان در بر دارد. تفسير اين مسأله در توضيح المسائل نوين و كتاب تبصرالفقها با ادله كتاب و سنت بيان گشته است.

آيت الله گرامي: در بعضي احكام علاوه بر بلوغ، رشد لازم است

آيت الله محمدعلي گرامي يكي از مراجع تقليدي است كه مقيد به نظر مشهور مبني بر نه سالگي سن بلوغ در دختران است. وي ضمن اينكه نظرات متفاوت را اشتباه مي داند، گفت: اسلام با قراردادن سن نه سالگي براي تكاليف شرعي و بلوغ دختران خواسته است كه آنها را زودتر كنترل كند. آيت الله گرامي تصريح دارد، براي اثبات بلوغ در نه سالگي ادله فقهي محكمي وجود دارد. با اين وجود وقتي از ايشان درباره چگونگي تعميم دادن اين نظر فقهي به مسائل سياسي، اجتماعي و حقوقي سؤال كردم، خاطرنشان كرد: در بعضي احكام مانند سياست و امور اجتماعي رشد هم لازم است و از بعضي روايات هم مي شود، اين را احساس كرد. بايد گفت صرفاً مواردي كه مصلحت ايجاد كند، قابل اغماض است.

* آيت الله بجنوردي: دختران ۹ ساله بالغ نمي شوند

آيت الله بجنوردي در اين خصوص گفت: «به نظر من سن بلوغ در دخترها ۹ سال نيست بلكه بلوغ عبارت است از رشد جسمي و جنسي و با بروز علايم آن مي توان گفت فرد به سن بلوغ رسيده است.» آيت الله بجنوردي در گفت وگو با خبرنگار «ايران» افزود: «بلوغ يك امر تكويني است. قراردادي نيست كه با سن تعيين شود. در كشور ما، آن طور كه آمار گرفته اند اين سن ۱۳ تا ۱۴سال است. اين سن، باتوجه به عوامل تأثيرگذاري مثل تغذيه، آب وهوا، عوامل ژنتيكي و … در نقاط مختلف دنيا متفاوت است.» وي گفت:«قانونگذار مي تواند سني را به عنوان سن بلوغ در نظر بگيرد ولو اينكه اختلاف نظر در مورد آن باشد. اگر حكومت چيزي را بنا بگذارد و در مجلس و مجمع تشخيص مصلحت، سني با توجه به مصلحت عمومي تعيين شود، مشكلي ايجاد نخواهد شد.» ولي از ديگر سو جامعه شناسان از زاويه ديگري بر موضوع نگاه مي كند.

* نظر يك جامعه شناس

دكترسيد حسن حسيني، جامعه شناس مي گويد: «در حال حاضر با توجه به تفاوت نظر مراجع در مورد سن تكليف دختران، اين مسأله بروز مي كند كه اين موضوع، چطور قابل جمع شدن است؟» وي توضيح داد: «دختران در خانواده هايي كه پيرو مراجعي هستند كه سن تكليف دختران را ۱۳سالگي مي دانند، مي توانند حجاب نداشته باشند در حالي كه در جامعه و حوزه حكومتي بايد به تكاليف شرعي شان عمل كنند.» وي افزود: به فرض اگر ۱۳ سالگي به عنوان سن بلوغ پذيرفته شده است، شخص در حوزه خصوصي اش حجاب ندارد. اما در حوزه عمومي، اگر مواردي مثل گزينش مطرح شود، شايد اين موضوع عنوان شود كه او در ۱۲ سالگي حجاب نداشت.» حسيني گفت: «در مسائل هنجاري بايد به گونه اي عمل كرد كه كمترين عدم انسجام را به وجود آورد. در اين موارد، اجماع در نظر فقها موجب انسجام بيشتر مي شود و افراد در حوزه خصوصي و عمومي دچار مشكل نمي شوند.

جشن تکلیف چیست؟

جشن تکلیف چیست؟

 

جشن تکلیف چیست؟(قسمت اول(

 آنچه مى خوانید، مجموعه اى از نکات و یادآوریها و دانستنیهایى است که شما در آستانه تکلیف خوب است بدانید و به آنها توجه کنید.

 «تکلیف» چیست؟

وقتى پسر یا دختر به سنّ معیّنى رسیدند و بالغ شدند، به آنان «مکلّف» گفته مى شود. کسى که به سنّ تکلیف مى رسد، باید دستورهاى دینى را انجام دهد و به واجبات عمل کند و از آنچه خداوند ممنوع ساخته (یعنى محرّمات) پرهیز کند.

 خداوند، براى آنکه ما به سعادت برسیم و راه صحیح زندگى را بشناسیم، هم در وجود ما «عقل» قرار داده است و هم توسّط پیامبران «دین» فرستاده است تا با عمل به راهنماییهاى عقل و دین، انسانهایى کامل و سعادتمند شویم. این را هم باید بدانیم که آنچه را خداوند بر ما «واجب» ساخته و از ما خواسته است که عمل کنیم، کارهاى نیک و سودمند و مفید براى ما وجامعه است و آنچه را که «حرام» دانسته و از آن نهى فرموده است، کارهاى ناشایست و زیان آور است که براى جسم و روح ما ضرر دارد.

 از این جهت، کسى به سعادت مى رسد که در اجراى فرمان خدا کوشا باشد و دقیقاً دستورهاى دینى را که دستور خداوند است، انجام دهد.

 جشن تکلیف براى چیست؟

ما براى هر عید یا هر مناسبت خوب که از طرف پروردگار، نعمتى به ما رسیده باشد، جشن مى گیریم تا بدین وسیله سپاسگزارى و شکر و شادى خودمان را نشان دهیم.

 به تکلیف رسیدن، یک عید به حساب مى آید، چون از نظر عقلى و جسمى به حدّى رسیده ایم که خداوند به ما دستور مى دهد و ما خوشحالیم که خواسته ها و دستورهاى او را اطاعت کنیم و بنده شایسته او به حساب آییم و چه افتخارى از این بالاتر؟ ما با «جشن تکلیف»، نعمتهاى خدا را گرامى مى داریم و این روز بزرگ را که در آن به سنّ تکلیف رسیده ایم، بعنوان یک روز پرشکوه و خاطره اى به یادماندنى به یاد مى سپاریم.

 بعضى از دانشمندان بزرگ اسلامى هم در گذشته، روز تکلیف خود را با مراسمى که برگزار مى کردند، جشن مى گرفتند، مثل «سید بن طاووس» و به فرزندانِ خود سفارش مى کردند که این روز بزرگ را جشن بگیرند.

 خاطره جشن تکلیف، یک خاطره شیرین تربیتى و معنوى است. مناسب است که نوجوانان عزیز، تاریخ دقیق تولّد خود را بدانند، تا بتوانند روز مکلّف شدن خود را طىّ مراسمى جشن بگیرند و شادى کنند.

 شکرانه تکلیف

غیر از آنچه در مراسم «جشن تکلیف» اجرا مى شود، خوب است خود دختر یا پسرى که به سنّ تکلیف مى رسد، به شکرانه و سپاس این نعمت، چند کار انجام دهد:

 1 ـ سجده شکر براى سلامتى و نعمت تکلیف.

۲ ـ کمک به نیازمندان و دادنِ صدقه.

۳ ـ سلام دادن به فرشتگانى که همراه انسانند و کارهاى خوب و بد را مى نویسند.

۴ ـ پناه بردن به خدا از شرّ شیطان.

۵ ـ کمک خواهى از خدا و دعا براى موفقیت در انجام وظیفه.

 در «مراسم عمومى» جشن تکلیف هم باید برنامه هایى اجرا شود که حاضران را به نعمت الهى و به اهمیّت انجام وظیفه توجّه دهد و سازنده باشد.

 در این مورد، پدران و مادران و اولیا و مربّیان بیشترین سهم و وظیفه را دارند تا این خاطره تربیتى و دینى را هر چه با شکوهتر و به یاد ماندنى تر قرار دهند و به خود تازه مکلّفین هدایایى به تناسب سنّ آنان بدهند، بخصوص آنچه به انجام تکالیف دینى و بالا بردن معلومات مذهبى و فرهنگى آنان کمک کند، براى هدیه بهتر و مناسبتر است.

 شرایط تکلیف

در دین اسلام، در صورتى انسان موظّف است دستورهاى دینى و واجبات را انجام دهد و حرامها را ترک کند که شرایط زیر را داشته باشد. به اینها «شرایط تکلیف» مى گویند:

 اوّل      :   بلوغ

دوّم   :   عقل

سوّم   :   علم

چهارم   :   قدرت

 امّا توضیح مختصر درباره اینها:

«بلوغ» یعنى رسیدن به حدّى از شرایط جسمى که بتواند تکلیفهاى الهى را انجام دهد. و این نشانه هایى دارد، از جمله تمام شدن ۹ سال و وارد شدن به دهسالگى که شرط سنّى در دختران است. دختران از نظر سنّ زودتر از پسران به تکلیف مى رسند و این نوعى امتیاز براى آنان و نشان آمادگى بیشترشان است.

 

«عقل» یعنى نیروى شناخت خوب و بد که در انسان است. کسى که دیوانه و سفیه باشد، تکلیف هم ندارد. عقل، پایه همه تکلیفهاى دینى است.

 «علم» یعنى دانستن احکام خدا. کسى که حکم خدا را نداند، تکلیفى هم ندارد. البتّه انسان وظیفه دارد که احکام را یاد بگیرد و به بهانه ندانستن، نمى تواند از انجام وظایف دینى کوتاهى کند.

 «قدرت» یعنى توانایى براى انجام تکلیف; چه توانایى جسمى باشد یا مالى یا فکرى. تکلیف هر کس هم به اندازه قدرت اوست و اگر انجام وظیفه اى براى کسى ممکن نباشد، براى او واجب نیست. مثلا کسى که نتواند روزه بگیرد یا قدرت جنگیدن نداشته باشد، روزه و جهاد از عهده او برداشته مى شود. خداوند از هیچکس بیش از توانایى او تکلیفى نخواسته است.

 دین اسلام، دینى آسان و مطابق با عقل و منطق و فطرتِ انسان است و نباید با سختگیریهاى بیش از حدّ، مردم را از دین بیزار کرد.

 خداوند هم در مقابل انجام تکالیف و ترک حرامها

به انسان پاداش مى دهد، پاداشى بیشتر از عمل انسان، و این از لطف و مهربانى خداوند نسبت به بندگان است.

 ناگفته نماند که همه دستورالعملهاى دینى چه واجبات، چه حرامها و چه آنچه مستحبّ یا مکروه است، حکمت و دلیلى دارد و هیچ یک از آنها بى جهت و بى علّت نیست. خواه فلسفه و علّت آنها را بدانیم یا ندانیم. البته دانشمندان به کمک علم، راز برخى از احکام الهى را کشف کرده اند، ولى بسیارى از احکام است که چون فرمان خداوندِ حکیم و داناست، به آنها عمل مى کنیم و آنها را قبول مى کنیم، هر چند علّت آن را هنوز ندانسته باشیم.

 این را هم بدانیم که سود و زیانِ واجبات و محرّمات، تنها مربوط به جسم ما نیست، بلکه برخى از آثار تکلیفها به فکر و روان و اخلاق ما مربوط مى شود، چون انسان ترکیبى از جسم و جان است، نیازهاى او هم بعضى جسمى و بعضى روحى است. قوانین اسلام هم به هر دو جنبه جسم و روح توجّه دارد.

 نتیجه نهایى انجام تکالیف دینى و پرهیز از آنچه ممنوع و حرام است، به کمالِ انسان مربوط مى شود. یعنى مسلمانى که به همه وظایف خود عمل کند و بنده خالص و مطیع پروردگار باشد، «انسان کامل» مى شود، انسانى که مقامش از فرشتگان هم بالاتر است.

 دانستنیهاى تکلیف

یک مسلمان مکلّف، از دین خود آگاهیهاى بسیارى باید داشته باشد. معلومات مذهبى را از راه مطالعه کتب دینى یا شرکت در کلاسها و جلسات مذهبى مى توان یاد گرفت. این دانستنیها بعضى اعتقادى است، بعضى اخلاقى و بعضى عملى و رفتارى.

 در اینجا فشرده برخى از این دانستنیها براى شما بیان مى شود.

 1 ـ دانستنیهاى اعتقادى

مسائل اعتقادى را هر کس باید با دلیل بداند و بتواند ثابت کند. دین شناسى پایه اساسى زندگى درست و خداپسندانه است. معلومات دینى، بطور عمده درباره خدا، پیامبر اسلام، پیامبران، معاد، عدل، امامت، قرآن و وحى است.

 جهان، آفریده خداوند است. خداوند، داراى علم، قدرت و حکمت است و همه موجودات را طبق نظم و برنامه و هدفى آفریده است. جهان به خودى خود و تصادفى پدید نیامده است. خلقت انسان هم روى هدف و برنامه است.

 خداوند، یکتاست. شریک و مثل و مانند ندارد. جسم نیست و به چشم نمى آید. همه چیز را مى داند و هر کارى بخواهد انجام مى دهد. قدرتش بى پایان است. خداوند عادل است، به کسى ظلم نمى کند و پاداش هر کس را چه در دنیا چه در آخرت مى دهد.

 خداوند، براى شناساندن راه سعادت و رستگارى به انسانها پیامبران را فرستاده است. فرستادن پیامبران را «بعثت» گویند. پیامبران الهى، دستور از خدا مى گرفتند و دین آسمانى را به مردم مى رساندند.

 پیامبران را صد و بیست و چهار هزار نفر گفته اند که آخرین آنها پیامبر اسلام حضرت محمد «ص» است. عقیده به پیامبران را «نبوّت» گویند.

 پیامبر «معصوم»اند، یعنى از هر گناه و خطا و اشتباهى دورند. اطاعت آنان واجب است. نام تعدادى از پیامبران در قرآن آمده است.

 قرآن کتاب آسمانى مسلمانان است که از سوى خدا بر پیامبر ما نازل شده و دست نخورده باقى مانده و به دست ما رسیده است. پیامبران اولوالعزم که صاحب کتاب بودند، عبارتند از حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و حضرت محمد (علیهم السلام).

 پس از درگذشت پیامبر اسلام «ص»، وظیفه ادامه راه او و بیان اسلام و هدایت مردم بر عهده امامان است. امامان ما معصوم اند و اطاعتشان واجب است.

 عقیده به ادامه راه نبوّت توسّط امامان را «امامت» گویند. انتخاب امام نیز، مثل برگزیدن پیامبر، از سوى خداست. پیامبر اسلام، به فرمان خدا جانشین خود را در روز «غدیرِخُم» به مسلمانان معرّفى کرد. امامان همه از دودمان پاک پیامبرند و ما پیروان اهل بیت «ع» به آنان عقیده داریم. نامهاى مقدس آنان عبارت است از:

 اول ـ حضرت على «ع»

دوم ـ امام حسن مجتبى «ع»

سوم ـ امام حسین «ع»

چهارم ـ امام سجّاد، على بن الحسین «ع»

پنجم ـ امام محمد باقر «ع»

ششم ـ امام جعفر صادق «ع»

هفتم ـ امام موسى کاظم «ع»

هشتم ـ امام رضا «ع»

نهم ـ امام محمد تقى (جواد) «ع»

دهم ـ امام على النقى (هادى) «ع»

یازدهم ـ امام حسن عسکرى «ع»

دوازدهم ـ امام مهدى «ع»

 امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان «ع» زنده است. او در سال ۲۶۰ هجرى به دنیا آمد. پس از رحلت پدرش، از نظرها پنهان بود. مدّت ۶۹ سال توسّط چهار نماینده مخصوص با مردم ارتباط داشت که به آنان «نُوّاب اربعه» گویند. این مدّت به نام «غیبت صغرى» معروف است.

 از سال ۳۲۹ هجرى امام زمان «ع» بطور کلّى از چشمها غایب شد و نماینده خاصّى نداشت. در این دوران، علماى دینى و فقهاى داراى شرایط، نایب آن حضرت اند. این دوران را که تا کنون ادامه یافته و تا زمان ظهور امام عصر «ع» ادامه خواهد داشت، «غیبت کبرى» گویند.

 وقتى آن حضرت ظهور کند، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. در عصر غیبت امام زمان، مردم باید از فقها پیروى کنند و با اصلاح خود و جامعه و تشکیل حکومتِ شایسته و اسلامى، زمینه آمدن آن حضرت را فراهم کنند.

 «معاد»، یکى دیگر از مسائل اعتقادى است، یعنى اینکه ما پس از مردن، دوباره زنده خواهیم شد تا به کارهاى خوب و بد ما رسیدگى شود. آن روز حسابرسى را «قیامت» یا «رستاخیز» گویند.

 چنین روزى حتمى است. هم وعده خداست و هم گفته پیامبران و رسول خدا. آیات فراوانى در قرآن است که جزئیات روز قیامت را بیان مى کند. عقل ما هم همین را مى فهمد.

 اگر بنا باشد که خوبان و بدان یکسان باشند و هیچ فرقى میان بندگانِ خوب و یکتاپرست، با انسانهاى مشرک و ظالم و گناهکار نباشد، این خلاف عدالتِ خداوند است.

 در قیامت، افراد خوب به «بهشت» مى روند و افراد بد به «جهنّم». در بهشت، همه نوع نعمتها و لذّتها و هر چه دل انسان بخواهد فراهم است و پاداش خداوند به نیکوکاران است. در جهنّم هم افراد به کیفر گناهان خود مى رسند و عذاب الهى آنان را فرامى گیرد و در شعله هاى آتش مى سوزند.

 برپایى قیامت، آخرِ این جهان است و پس از برپایى قیامت، ابدیّت و همیشگى است. نیکان همیشه در بهشتند و ستمکاران و مجرمان همیشه در عذاب دوزخ خواهند بود.

 2 ـ دانستنیهاى اخلاقى

صفات اخلاقى خوب را «فضایل اخلاقى» گویند و به صفات ناپسند، «رذایل اخلاقى» گویند. پیامبر اسلام «ص» برانگیخته شده است تا مردم را از نظر اخلاق، تربیت کند و به کمال برساند. کسى که «خودساخته» نباشد و صفات و اخلاق بد را از خود ریشه کن نکرده باشد، همیشه طعمه شیطان است و به گناهان مختلف کشیده مى شود.

 گاهى جوانان به «چشم چرانى» و نگاه به نامحرم مى پردازند. گاهى هم دختران، حجاب را رعایت نمى کنند، هم خود مرتکب گناه مى شوند، هم جوانان را به گناه مى کشند. عفاف و پاکدامنى براى یک مسلمان از بزرگترین ارزشها به حساب مى آید. هر دختر باید بکوشد تا عفیف و پاک و خداترس باشد و به کمک ایمان به خدا و ترس از قیامت، از گناهان و رذایل اخلاقى بپرهیزد.

 «حیا» یکى دیگر از ارزشهاى اخلاقى است که یک نوجوان را از آلوده شدن به گناه و رابطه هاى حرام، نگاه مى دارد. کسى که از خدا شرم نکند، ممکن است به هر آلودگى اخلاقى گرفتار شود.

 خوب است با مطالعه زندگى بزرگان و انسانهاى وارسته، فضیلتهاى اخلاقى را در خودمان ایجاد کنیم و زشتیها را از دل و از رفتار خویش، دور سازیم.